eitaa logo
🌹 سه‌شنبه‌های شهدایی 🌹
236 دنبال‌کننده
302 عکس
99 ویدیو
1 فایل
🔸"هر سه‌شنبه، یک محله، یک شهید" 👈 ارائه تمام خدمات بصورت رایگان 🔹مشاوره حقوقی، اجتماعی، روانشناسی، طب سنتی و سبک زندگی سالم 👌🏻 پذیرایی با دمنوش 🫖 و آش‌های سنتی🍵 اهدای جوایز به کودکان 🌷با حضور خانواده معزز شهدا 📩 راه ارتباطی:👇 @mahrastegar
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هیچ‌گاه‌ مستقیم‌ به‌ نامحرم‌ نگاه ‌نمےکرد و به‌ شدت‌ مقید‌ و چشم‌پاک‌ بود! اوقاتے‌ که‌ در‌ مهمانے‌ هاۍ‌ خانوادگے‌ بود اگر‌ بانوان‌ حضور‌ داشتند حریم‌ شرعے‌ را رعایت‌ مےکرد اگر جمع‌ بابت ‌موضوعے‌ مےخندیدند سرش‌ را پایین‌ مےانداخت‌ و می‌خندید🕊 ♥️شهیدمدافع‌حرم‌ محمدرضا دهقان امیری ‌‌‌‌‌ْ ━━━⊱🕊⊰━━━ @shohadaa3 ━━━⊱🌹⊰━━━
برای تهیه مهمات عملیات باید حاج احمد متوسلیان رو می دیدیم. رفتیم اتاق فرماندهی، اما نبود. یکی از بچه ها گفت: فکر کنم بدونم کجاست. ما رو‌ برد سمت دستشویی ها و دیدم حاج احمد اونجاست. داشت در نهایت تواضع دستشویی ها رو تمیز می کرد. رفتم سطل آب رو ازش بگیرم اما نداد‌. گفتم: شما چرا حاجی؟! همین طور که کار می کرد، گفت: یادت باشه فرمانده موقع جنگ، برادر بزرگتر همه حساب میشه و در بقیه مواقع، کوچک ترین و حقیرترین برادر اونها. 🌹 ━━━⊱🕊⊰━━━ @shohadaa3 ━━━⊱🌹⊰━━━
🕊🌷 «بین سعادت و شقاوت، یک قدم بیشتر فاصله نیست و آن قدمی‌ست که بر هوای نفس گذاشته شود !» 🕊🌷 | ━━━⊱🕊⊰━━━ @shohadaa3 ━━━⊱🌹⊰━━━
اگر وجودشو داشتیم که با کارامون نشون می‌دادیم دوسش داریم نه با پروفایلُ استوری.. +امامِ عصر رو میگم :) 🤍
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✔️زیبایی ببینیم آنهم از نوع پدرانه...!☺️ 🍃بخند دیگه حلما خانم...☺️😊 ━━━⊱🕊⊰━━━ @shohadaa3 ━━━⊱🌹⊰━━━
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
9.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💭 درمان همه‌ی ‌«نمی‌تونم»ها و «نمی‌شه»ها منبع : جلسه ۱۹ از مبحث کارگاه تفکر ━━━⊱🕊⊰━━━ @shohadaa3 ━━━⊱🌹⊰━━━
صُبح که بیدار شدی ... یادت نره خُدا رو شکر کنی☺️ 🌼🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔸ایده‌ی جالب شهید ردانی‌پور؛ برای |بی‌خبر رفتم تویِ اتاقش. سرش رو از سجده بلند کرد. چشماش سرخ بود و خیسِ اشک. رنگش هم پریده بود. نگران شدم. گفتم: مصطفی! خبری شده؟ سـرش رو انداخت پایین . زل زد به مُهـرش و گفت: ساعت ۱۱ تا ۱۲ هر روز رو فقط برایِ خدا گذاشته‌ام؛ برمی‌گردم کارهام رو نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم کارهایی که کردم برای خدا بوده یا برایِ دلِ خودم؟ 👤خاطره‌ای از زندگی روحانی شهید مصطفی ردانی‌پور 📚منبع: یادگاران۸ «کتاب شهید ردانی‌پور» صفحه 22 ━━━⊱🕊⊰━━━ @shohadaa3 ━━━⊱🌹⊰━━━