۳۷ سال پیش مثل امروز و این ساعت لحظه شهادت شهید اسماعیل است. مثل دیشب با عزیزانش خداحافظی کرد. صورت بچه ها را بوسید و بدون اینکه بیدارشان کند؛ آن ها را به خدا سپرد. همسر اما مطمئن بود که دارد می رود؛ می رود و این خداحافظی آخر است. دلش گرم بود به قولی که از او گرفته بود. اگر بهشت نصیبم شد منتظرت می مانم.
پیشتر با همه دوستان و همرزمانش هم خداحافظی کرده بود و سفارش کرده بود که با تلاش و فعالیت در راه پیشبرد اهداف اسلام حرکت کنند و همواره در مسیر ولایت باشند.
سوار ماشین شد؛ سوره واقعه را خواند و آیه والسابقون السابقون را چندین بار زمزمه کرد.
فرمانده اجازه نمی داد کسِ دیگری جز خودش برای عملیات شناسایی برود؛ تا به نیروهایش بگوید بیایید جلو.
سوار بر موتور شد خودش رانندگی کرد و همرزمش را پشت سرش نشاند. چند متری نرفته بودند که بمباران هواپیما های بعثی موتور را نگهداشت و نگذاشت جلوتر برود. بقیه راه را پیاده ادامه دادند. در کانالی پناه گرفتند اما جنگنده امان نمی داد.
تا اینکه راکتی روی کانال فرود آمد و به آرزویش رسید. برای پیروزی اسلام و نابودی کفر دعا کرد و خدا را سپاس گفت.
انا لله و انا الیه راجعون.
#لحظات_شهادت_شهید_اسماعیل_دقایقی
#کربلای_پنج
#سپاه_بدر
#دفاع_مقدس
#قهرمانان_وطن
کانال ما را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.👇
🆔 @ShohadaMasjidHazratFatimaZahra