#صفحه_576ازقرآن🍀
#جز29🍀
#سوره_مدثر🍀
ثواب تلاوت این صفحه هدیه به #شهید_اکبر_عسکر😍😍😍
@shohaday_gommnam
یادمه یه عزیزی گفت که:
چشمی که در عزای تو تَر میشود حسین،
بی حرمتی است خیره به نامحرمی شود💔...
.....................
+میگفت:
برایِاینکهتومحرم
اشکچشمتبیشتر
بشه،حواستباشه
چشمتغیرضروری
نامحرمُنبینه....!
#خبر_فوری
پیکر شهید «عبدالله اسکندری» در سوریه کشف و شناسایی شد.
▪️همچنین پیکرهای مطهر ۴ شهید مدافع حرم دیگر خانطومان شناسایی شدند
🔹روابط عمومی کل سپاه: هویت پیکر مطهر شهیدان مدافع حرم «عبدالله اسکندری»، «رحیم کابلی»، «مصطفی تاش موسی»، «محمدامین کریمیان» و «عباس آسمیه» از طریق تطبیق نمونه DNA در مرکز ژنتیک سپاه شناسایی و تایید شد و پیکرهای مطهر این شهدا به میهن اسلامی بازگشت.
اخبار مراسمات این شهدا به زودی اعلام خواهد شد.
شادی ارواح طیبه شهدا صلوات
🌹اینجا معراج شهداست👇
@tafahoseshohada
•ڪاڹاݪ شھداےگمناݦ•🇵🇸
🌼سلام به تمامی محبین شهدا علی الخصوص، شهید والامقام، 🇮🇷شهید احمــدعلــے نیــرے🇮🇷 در این کانال،📚 کت
💚یا امیرالمومنین حیدر💚:
💚یا امیرالمومنین حیدر💚:
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸
🍃🌸
🌸
رمان#عارفانه
#قسمت_پنجم
💫شهید احمدعلی نیری💫
راوری:
دکتر محسن نوری، «استاد دانشگاه شهید بهشتی»
💠توی محله از بچگی باهم بودیم.
در دوران دبستان حال و هوای احمد با همه فرق داشت. رفتارش خیلی معنوی بود
احمد یکی از بهترین دوستان من بود، همیشه نون و پنیر خوشمزه ای با خودش به مدرسه می آورد هیچ وقت هم تنها نمی خورد! به ما تعارف می کرد و منو بقیه دوستان کمکش می کردیم😅
رفتار و برخورد احمد برای همه ما الگو بود
همیشه باهم بودیم
می گفت:
بیا تو راه مدرسه سوره های کوچک قران را بخوانیم. زنگ های تفریح هم می دیدم که یک برگهای در دست گرفته و مشغول مطالعه است.
یک بار از او پرسیدم: این کاغذ چیه؟ گفت: این برگهی اسما ٕالله است.
نام های خدا روی این کاغذ نوشته شده.
کم کم بزرگ تر می شدیم. فاصله معنوی من با او رفته رفته بیشتر می شد.او پله پله بالا می رفت و من...
🔶بیشترین چیزی که احمد به آن اهمیت می داد نماز بود. هیچ وقت نماز اول وقت را ترک نکرد حتی در اوج کار و گرفتاری.
*
معلم گفته بود امتحان دارید.ناظم آمد سر صف و گفت: بر خلاف همیشه خارج از ساعت آموزشی امتحان برگزار می شه.فردا زنگ سوم که تمام شد آماده امتحان باشید.
آمدیم داخل حیاط. گفتند: چند دقیقه دیگه امتحان شروع می شه. صدای اذان از مسجد محل بلند شد.
احمد آهسته حرکت کرد و رفت به سمت نماز خانه.
دنبالش رفتم و گفتم: احمد برگرد ..این آقا معلم خیلی به نظم حساسه، اگه دیر بیای، ازت امتحان نمی گیره و...
می دانستم نماز احمد ، طولانی است، او مقید بود که ذکر تسبیحات را هم با دقت ادا کند.
هرچه گفتم بی فایده بود، احمد به نماز خانه رفت و مشغول نماز شد
همان موقع همه ما را به صف کردند، وارد کلاس شدیم. ناظم گفت: ساکت باشید تا معلم سوال ها رو بیاره
مرتب از داخل کلاس سرک می کشیدم و داخل حیاط و نماز خانه را نگاه می کردم. خیلی ناراحت بودم. حیف بود پسر به این خوبی از امتحان محروم بشه.
بیست دقیقه همین طور توی کلاس نشسته بودیم.نه از معلم خبری بود نه از ناظم و نه از احمد!
همه داشتند توی کلاس پچ پچ می کردند که یکدفعه درب کلاس باز شد و معلم با برگه های امتحانی وارد شد
همه بلند شدند. معلم با عصبانیت گفت: از دست این دستگاه تکثیر! کلی وقت مارو تلف کرد تا این برگه ها آماده بشه!
بعد یکی از بچه ها رو صدا زد و گفت: پاشو برگه ها رو پخش کن.
هنوز حرف معلم تمام نشده بود که درب کلاس به صدا در آمد. در باز شد و احمد در چارچوب در نمایان شد.
معلم ما اخلاقی داشت که کسی را بعد خودش به کلاس راه نمی داد. من با ناراحتی منتظر عکس العمل معلم بودم.
آقا معلم درحالی که حواسش به کلاس بود گفت: نیری برو بشین سرجات!
احمد سر جایش نشست و مشغول پاسخ به سوالات امتحان شد .من هم با تعجب به او نگاه کردم.
احمد مثل همه ما مشغول پاسخ شد.فرق من با او در این بود که احمد نماز اول وقت را خوانده بود و من ....
خیلی روی این کار او فکر کردم ..این اتفاق چیزی نبود جز نتیجه عمل خالصانه احمد
🌹هدیه به روح پاکش صلوات🌹
🔶ادامـــــه دارد...↩️
با #عارفانه نگاه گرمتون رو به ما ببخشین😊✨
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
┏━━━🍃🌹🌹🌹🌹🍂━
@shohaday_gommnam
┗━━━🍂🌹🌹🌹🌹🍃━━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خانم سه ساله...
به بابایت بگو ...کارمو😔
@shohaday_gommnam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نگاهش به سمت آسمان... 💔
یارقیهخاتون...💔
یکم از زبان حال حضرت رقیہ بگیم؟!
دست از سرم بردار من بابا ندارم؛
زخمی شدم،بهر دویدن پا ندارم..
توی سہ سالگی یتیم شدن
خیلی سختہ و درد داره..
گیسو سپیدم،احترامم را نگهدار !
سیلی نزن، من با كسی دعوا ندارم...
باشد بزن، چشم عمو را دور دیدی؟!
من هیچ كس را بین این صحرا ندارم..
رقیه فهمید بابا دوبخش دارد ؛
بخشی به روی نیزه
بخشی به روی صحرا (:
روضه ی رقیه شنیدیم و زنده ایم
مارا به سخت جانیِ خود این گمان نبود ..):💔
آخہ نانجیب بچہ مگہ زدن داره
آخہ نانجیب یتیم مگہ زدن داره ...🥲💔
شب سوم شب سختی است خدا رحم کند...
هدایت شده از •ڪاڹاݪ شھداےگمناݦ•🇵🇸
#زیارت نامه شهدا
🕊🦋 بِسمِ اللّٰہِ الرحمن الرَّحیم🦋🕊
🌹اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یَا اَولِیاءَ اللہ وَ اَحِبّائَہُ
🕊اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یَا اَصفِیَآءَ اللہ و َاَوِدّآئَہُ
🌹اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصَارَ دینِ اللہِ
🕊اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللہِ
🌹اَلسَلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ
🕊اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ
🌹اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَبـے مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِےّ الوَلِےّ النّاصِحِ
🕊اَلسَّلامُ عَلَیڪُم یا اَنصارَ اَبـے عَبدِ اللہِ، بِاَبـے اَنتُم وَ اُمّے طِبتُم وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم، وَ فُزتُم فَوزًا عَظیمًا فَیا لَیتَنے کُنتُ مَعَڪُم فَاَفُوزَ مَعَڪُم
╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━
@shohaday_gommnam
╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
اللهم عجل لولیک الفرج
──┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅──
هدایت شده از •ڪاڹاݪ شھداےگمناݦ•🇵🇸
🌻بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ🌻
سلام به دوستان امروز هم به مدد شهدا کارمون رو شروع میکنیم🤲🏻
🌸قرار اول هر صبح🌸
شـــ♥ـــھدا
اوڵ از دݪشـون مࢪاقبټ ڪࢪدند
بعـد مدافـعحــࢪم شـدند.
چون قڵـ♥ـب؛ خونھ خـ♥ـداسـت
از حـࢪم خـدا دفا؏ ڪࢪدند
ڪھ بھشـون ݪیاقت دفا؏ از
حـࢪم[حضࢪټ زینبــ♥ــ(س)] ࢪو دادند
♥شهید مصطفی صدر زاده رفیق شهیدم♥!
✋🏻#سلام_بر_شهـــــداء🌷
🌷شادی روح تمام شهــدا، و امام شهدا و سلامتی وتعجیل در فرج مولا صاحب الزمان عج 5صلـــوات🌷
❤️اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم♥
@shohaday_gommnam
∞🖤∞
❣ #سلام_امام_زمانم❣
اَلسَّلامُ عَلَيْكمَ يا بَقِيَّةَ اللهِ اَلاعظم
صدای گریه تان پیر کرده عالم را
بیا که با تو بپوشم لباس ماتم را ...
هزار شکر نمردم که باز ببینم
کتیبه های عزا ، مشکی محرم را ...
آجرک الله اباصالح المهدی🏴
❣#لَـیِّن_قَـلبی_لِوَلِیِّ_اَمرِک ❣