eitaa logo
•ڪاڹاݪ شھداے‌گمناݦ•🇵🇸
1.6هزار دنبال‌کننده
13.7هزار عکس
4.4هزار ویدیو
67 فایل
کپی مطالب≡صلوات به نیت ظهور امام زمان ارتباط با ما↯ @Shahidgomnam_s کانال دوم↯ @BeainolHarameain ڪانـاݪ‌روضـہ‌امـون↯ @madahenab ناشناسمون↯ https://harfeto.timefriend.net/16670756367677
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 شــــــهدای "شاه چـــــــــراغ " شـــــــهادتتـان مـبــــــــــارک 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 @shohaday_gommnam
•ڪاڹاݪ شھداے‌گمناݦ•🇵🇸
🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃 🍃🌹🍃 🌹🍃 🍃 رمان_عارفانه 💫شهید احمدعلی نیری💫 #قسمت_هشتاد
🥀شهید گمنام🥀: 🥀شهید گمنام🥀: 🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🍃🌹🍃🌹🍃 🌹🍃🌹🍃 🍃🌹🍃 🌹🍃 🍃 ❣ 💫شهید احمدعلی نیری💫 💠هنوز هوا روشن نشده بود که به ما دستور دادند برگردید. گردان دیگری برای ادامه کار جایگزین ما شد. 🌿وقتی که شدت آتش دشمن کم شد، آن‌ها که سالم بودند از سنگرها بیرون آمدند. 💠در مسیر برگشت، نگاهی به جمع بچه‌ها کردم. آن‌ها که باز می گشتند کمتر از شصت نفر بودند! یعنی نفرات گردان سیصد نفره‌ما در کمتر از چند ساعت به یک پنجم رسید! 🌿همین طور که به عقب بر می گشتیم به سنگر‌های تیربار دشمن رسیدیم.جایی که از همان جا کار را شروع کردیم. 💠جنازه تیربارچی عراقی روی زمین افتاده بود، از آن جا عبور کردیم، هنوز چند قدمی دور نشده بودم که در کنار جاده، پیکر یک شهید جلب توجه کرد! 💠جلو رفتم.قدم‌هایم سُست شد.کنار پیکرش نشستم، هنوز عینک برچهره داشت‌، در زیر نور ماه خیلی نورانی تر شده بود. خودش بود...برادر نیّری.. همان که از همه ما در معنویات جلوتر بود. همان که هرگز او را نشناختیم...😭 🌿کمی که عقب تر آمدم پیکر مهدی خداجو را دیدم..بعد طباطبایی(مسئول دسته)را.. بعد میرزایی... خدای من چه شده!؟ همه‌ی بچه‌های دسته ما رفته‌اند. گویی فقط من مانده‌ام! نمی دانید چه لحظات سختی بود. 💠وقتی به اردوگاه برگشتیم سراغ بچه‌های دسته را گرفتم از جمع سی نفره ما که سه ماه شب و روز با هم بودیم فقط هشت نفر برگشته بودند! ✨✨نمی دانید چه حال و روزی داشتم، یاد صحبت‌های مسئول دسته افتادم که می گفت: « شهادت را به هرکسی نمی دهند، باید التماس کنی» بعد ها شنیدم که یکی از بچه‌ها گفت: برادر نیّری وقتی گلوله خورد روی زمین افتاد، بعد بلند شد و دستش را روی سینه نهاد و گفت: السلام علیک یا ابا‌عبدالله... بعد روی زمین افتاد و رفت..😭 🔶ادامـــــه دارد...↩️ ادامه قسمت قبل 💠 در همین افکار بودم که یک منور بالای سر ما روشن شد! تیربارچی عراقی فریاد زد: قِف قِف (ایست) همه‌ی بچه‌ها روی زمین خیز رفتند. یکباره همه چیز به هم ریخت، هردو تیربار دشمن؛ ستون بچه‌های ما را به رگبار بستند. 🌾 شدت آتش بسیار زیاد بود. صدای آه و ناله بچه‌ها هر لحظه بیشتر می‌شد، در همین گیر و دار سرم را بلند کردم، دیدم برادر نیّری روی زانو نشست و با اسلحه کلاش به سمت تیربارچی سمت چپ نشانه گرفته. 💠چند گلوله شلیک کرد، یکدفعه دیدم تیربار دشمن خاموش شد! برادر مظفری خودش را به جلوی ستون رساند و فریاد زد: بچه‌ها امام حسین(ع) منتظر شماست. الله اکبر.....😭 🌾خودش به سمت دشمن شلیک کرد و شروع به دویدن نمود، همه روحیه گرفتند. یکباره از جا بلند شدیم و به دنبال او دویدیم. خط دشمن شکسته شد✌️ 💠بچه‌ها سریع به سمت پل حرکت کردند، اما موانع دشمن بسیار زیاد بود، درگیری شدت یافت. بارانی از گلوله و خمپاره و نارنجک روی سر ما باریدن گرفت..ما به نزدیک پل مهم منطقه رسیدیم.... 🔶ادامـــــه دارد...↩️ هرشب با نگاه گرمتون رو به ما ببخشین😊✨ 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 ┏━━━🍃🌹🌹🌹🌹🍂━━━┓ @shohaday_gommnam ┗━━━🍂🌹🌹🌹 🍃━━━┛
عــند_ربـهم_یــرزقون و اش را داد تا ما داشته باشیم!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
اللّٰھم‌عجل‌لولیڪ‌الفرج
اللّٰھم‌عجل‌لولیڪ‌الفرج
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام امام زمانم السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدُ ... سلام بر سجده های تو و بلندای سجده گاهت که ماه و خورشید روی تاریکشان را از لمس نور آن روشن می کنند ... سلام بر شکوه رکوع تو که کائنات در برابر عظمتش خضوع می کنند ... اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْ جنگل ، اسیرِ دستِ تبر شد ، نیامدی ! ظلم و ستم ، بلایِ بشر شد ، نیامدی ! خِیر از زمین چو صاعقه از آسمان گریخت رسمِ زمانه ، زیر و زِبَر شد ، نیامدی ! ظلمت ، لباسِ نور به تن کرد و بعد از آن آتش بیارِ فتنه و شَر شد ، نیامدی ! آتش به جانِ مذهب و ایمانمان زدند باور ، عَجینِ کُفر و خطر شد ، نیامدی ! در قحط زارِ سردِ محبّت ، غروبِ عشق چشمانِ نازِ عاطفه ، تَر شد ، نیامدی ! دستانِ شومِ فتنه چه گُل ها به آب داد خالی عجیب ، دستِ پدر شد ، نیامدی ! روحِ غزل به دردِ جدایید، قَرین شد و شعرم شبیهِ خونِ جگر شد ، نیامدی ! تا اوجِ آسمانِ تمنّا پریده ام عمرم در انتظارِ تو سر شد ، نیامدی ! ماندم در انتظارِ تماشای ماهِ نو این جمعه نیز رفت و سحر شد ، نیامدی !
انگشتر شکسته و غرق به خون آرمان علی وردی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 حال و هوای خانواده طلبه شهید بسیجی آرمان علی وردی 🔹شهید علی وردی در اغتشاشات چهارشنبه شب تهران بشدت مجروح و پس از تحمل جراحات فراوان به شهادت رسید
🔻شهادت طلبه بسیجی آرمان علی‌وردی در ناآرامی های اخیر تهران 🔹شهید علی وردی طی ناآرامی های چهارشنبه شب در اکباتان در اثر جراحت شدید ناشی از حمله اغتشاشگران مجروح و به بیمارستان منتقل شد و سپس به شهادت رسید. 🔹شهید علی وردی ۲۱ ساله، طلبه بسیجی و مربی کانون تربیتی حوزه و همچنین عضو بسیجیان یگان امام رضا(ع) سپاه محمد رسوال الله (ص) تهران بزرگ بود.
💔 نتونستیم کلیپ شکنجه های وحشیانه ی تورو درج کنیم ولی به چشم خودت دیدی روضه غریب گیر آوردنت یعنی چه... 🌷شهید طلبه بسیجی آرمان علی وردی ـــــــــــــــــــــــــ