من هنوز هروقت هر خوابی میبینم اون یه بخشی از زندگیم و یه بخشی از روزمره منه مثل قبلا که انگار یه نفر بودیم و شاید گاهی بهترین نبود ولی فکر کنم عمیق ترین خوشحالی هارو باهاش داشتم و فقط یادم نمیاد چی شد که الان دیگه میشینیم توی یه اتاق ، حتی کنار هم و فقط گاهی، گاهی تظاهر میکنیم که هیچ اتفاقی نیوفتاده و هیچ چیز از گذشته یادمون نیست و دلمون برای همدیگه تنگ نشده و نمیشه و یهو اون وسط یه تیکه کلام یه خاطره یه اتفاق از قبلا یادمون میاد ناخوداگاه به زبون میاریمش میخندیم و بعد باز تموم میشه و حتی به هم نگاه نمیکنیم و من دوست دارم بدونم که این واقعا فقط اثرات بزرگ شدنه؟
متاسفانه اجازه توهین کردن به آدما رو ندارم وگرنه بهش میگفتم که چقدر احمقانه و رقت انگیزه
هدایت شده از -نشانه-
جهت دسترسی آسان تر به مطالب ✨
۱-کوفتگی و گرفتاری زیر آوار
https://eitaa.com/nazi_in_teheran/15 (شماره یک)
https://eitaa.com/nazi_in_teheran/16 (شماره دو)
۲-سوختگی
https://eitaa.com/nazi_in_teheran/18 (شماره یک)
https://eitaa.com/nazi_in_teheran/19 (شماره دو)
https://eitaa.com/nazi_in_teheran/20 (نکات طلایی)
«فهرست بروزرسانی میشه»