"با زخمی واقعی در سیرک بازی میکردم و میپنداشتم نقش گلادیاتوری را در صحنه مرگش ایفا میکنم."
"دلیلش این است که شما به من باور ندارید... من هم به خودم باور ندارم. آخر به کدام خود باید باور داشته باشم؟"
هدایت شده از anybody else
یجوری وقتی کنترل ذهنم از دستم خارج میشه از خودم متنفرم یجوری یجوری یجوری یجوریییی
خیلی ناراحت و غمگین میشم انلاین شاپای توی ایتا و روبیکا و بله و اینا رو میبینم
"باید دانست که اخلاقیات مرسوم چنان عمیق ریشه در آدمی دوانده که برای خارج شدن از زیر سایهی آن، به انحرافی مفرط نیاز است."
دیگه سنگم از اسمون بیاد ورزش میکنم هرچی بشه هرچی بشه هررچییی بشه ورزش میکنم و کنسل نمیکنم