شوراکا
داشتم کتاب های داخل کمدم رو جمع میکردم دیدم که یه برگ مچاله شده ای گوشه کمد هست... نوشته رو که خوندم
کاش تمیز بود و قابل خوندن که براتون میفرستادم ولی خب چیزایی که از نوشتم فهمیدمو تایپ میکنم
شوراکا
کاش تمیز بود و قابل خوندن که براتون میفرستادم ولی خب چیزایی که از نوشتم فهمیدمو تایپ میکنم
مگر او چه بود؟ یک دخترک سر به زیر نحس! نه،بگذارید بهتر بگویم..حرف گوش کن بود،اما امان از سن بلوغ! همه رویاهای مادرانه را در هم فرو میریزد و طوری رفتار میکند که تقصیر توست که او را زاییده ای! ای مرده شورش را ببرند!
من تمام تلاشم را کردم که بهشتی برایش بسازم اما چنین جوابم را میدهد
اصلا برود گم بشود! اما دلم نمی آمد این حرف را به زبان بیاورم! آن وقت چشمانش گُر میگرفت و با زبان تند و تیزش به جانم می افتاد
امان از فرزند قدر نشناس!
حالا که بزرگ شده و قد کشیده نمیتوانم سر جایش بنشانمش
بلند میشود و چون گرگ صفتی من را باز خواست میکند!
ای دخترک چموش!
میبینم کیف انگلیسی که تازه عمه عفریته اش از فرنگ آورده را باز میکند و لوازم سرخاب سفیداب را در کیف انگلیسی فرو میکند.
با لحن تندی میگویم:
آرام تر! خب پاره میشود!
چشمان آبی اش را به من میدوزد،میدانم که سخنانم حالا برایش احمقانه بنظر میرسد،امان از بلوغ و نوجوانی!
لبان باریک و کوچکش را از هم باز میکند :
چه می گویی مادر؟ اصل جنس انگلیس است! مگر کیف زوار درفته ایست که پاره شود؟
اخم هایم را در هم میکنم،چه کنم که راست میگوید،کیف انگلیسی ککش هم نمیگزید از رفتار های دختر خیره سرم!
از جوابی که نثاره ام کرد دلخور میشوم
"به جهنم! هرغلطی که دلت میخواهد بکن!"
لب هایش جمع میشود و اخم هایش در هم میرود
تنها تفاهم من و دختر خیره سرم در همين است!
رویم را بر میگردانم و از اتاقش خارج میشوم
"حالا کدام گوری میخواهی بروی که سرخاب سفیدابت را هم میبری؟ها؟"
میپرسم،با لحن تندی همیشگی اش جوابم را میدهد
"میروم قبرستان سر قبر خودم!"
پوزخند صدا داری میشنوم، کار که میتواند باشد جز پسرم ابراهیم؟
"به سلامتی و خوشی! فاتحه ام برای خودت بخوان!"
از حرف ابراهیم چشمانم گشاد میشود و چینی به بینی ام میدهم
"ابراهیم! زبانت را مار بزند! خدا نکند!"
ابراهیم نگاهم میکند
"نمیبینی چطور ولوله به پا میکند؟ خیره سر دم در آورده زبان درازی هم میکند!"
دخترم با فریاد میگوید
"چرا حرف مفت میزنی؟اصلا میخواهم بروم پیش معصومه خاتون!"
با طمأنینه میگویم
"از اول همین را بگو،میمردی اسمش را بیاوری؟"
"اگر ابراهيم بخواهد فلکم به والاي علی قسم میخورم چنان فریادی بِکِشم که آبرویتان برود!"
ابراهيم ضربه محکمی به در میزند
"تو گُه میخوری! حرف مفت میزنی پایش وایستا! داد بزن ببینم 🥚ش را دارند بیایند در خانه را بزنند یا نه!"
ترسی به دلم مینشیند،ابراهیم مثل عمويش مغزش داغ است و باد دارد!
هدایت شده از دفترچه خاطرات گمشده :)
#myedit
ادیت نیست ولی من نمیدونم عکسایی که خودم میگیرم رو تو کدوم هشتک بذارم
شوراکا
خدا لعنتم نکنه که بجای نوشتن تکالیفم نشستم کتاب غیر درسی خوندم
منم دقیقا همینطور.
هدایت شده از Gifted to u
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ִֶָ ࣪ 𓏲What's Wrong with Secretary Kim𓂃₊˚ ·˚
لی یونگ جون در به شرکت بزرگ به عنوان معاون کار میکنه او فردی پولدار خوشتیپ و البته مغرور و خودشیفته است. منشی او یعنی کیم می سو که چندین ساله داره براش کار میکنه اعلام میکنه میخواد استعفا بده...- برای شوراکا از طرف مغازه جادویی و در همسایگی زحل
هدایت شده از Gifted to u
The Weeknd16 - Baptized In Fear - The Weeknd (320) (1).mp3
زمان:
حجم:
9.5M
ساز باست هورن₊˚ ·˚
صدادهی این ساز متوسط رو بمه و یک لوله داس مانند داره و شبیه شاخه
این ساز حدود دهه ۷۰ توسط میرهوفرز ساخته شد و توی دوره کلاسیک اهمیت خیلی زیادی داشت.
توی ارکستر های نظامی معمولا از این ساز استفاده میشده و زیاد توی ارکستر های امروزی دیگه کاربردی نداره.
₊˚ ·˚₊˚ ·˚₊˚ ·˚₊˚ ·˚₊˚ ·˚₊˚ ·˚
برای شوراکا
از طرف مغازه جادویی و در همسایگی زحل