Sick mind.
خب این الان دیالوگی کوتاه از ویلیام بود. موقعی که جانی با خشمِ نوجوانانهش (هرچند فروخورده) نسبت به
آره خلاصه. من گفته بودم ویلیام کنترلگره. ولی در کل نقش منفیای نیست. واقعا هم منطقی و درسته حرفاش.
Sick mind.
_ با حالتی که کنار جدیت، ملایمت و لبخندی کمرنگ به همراه داره، به سر خمیدهی جانی نگاه میکنه و با خون
مخصوصا اینجا. به این فکر میکنم که منم اگه اطرافیانم بهم سرکوفت نمیزدن، الان چقدر حال به هم زن و ضعیف بودم. هرچند اینم اضافه میکنم آدم وقتی سرکوفت میخوره نمیدونه در آینده قوی تر میشه. پس اون دورانِ حالِ تو سری خوری خیلی دردناکه. مخصوصا چون اونموقع شخص نیازمند تر از آیندهشه که این چیزا براش عادی شده و نسبت بهشون دیگه بی حسه.
_
خندهای سرد و خشک ولی واقعی از گلوش میاد بیرون. "دوست نداشتن، جانی، با اطاعت کردن فرق داره." با دستش، به آرامی به سمت جانی اشاره میکند. "تو ممکنه از من خوشت نیاد، ولی باز هم ازم اطاعت میکنی. چون میدونی که این تنها گزینهایه که داری." با همان نگاه ملایم و سرد، و در عین حال نرم و مهربان، اضافه میکند: "و این، یعنی تو هنوز سگِ کوچولوی منی."
_
Sick mind.
_ خندهای سرد و خشک ولی واقعی از گلوش میاد بیرون. "دوست نداشتن، جانی، با اطاعت کردن فرق داره." با دس
وادهل جانیه احمق بیچاره چقد تحقیر میشه بدبخت.
وای محتوای کانال از کِی اینطوری شده؟ اوایل فقط ویدیو فور میزدم و نقاشی میفرستادم.
Sick mind.
ترانهخونِ شبمو،
اولین ادیتی که از ویدیوگیمِ دویل می گرای دیدم این آهنگ روش بود. یادش بخیر. خداروشکر اون ادیتو دیدم.