eitaa logo
Sick mind.
105 دنبال‌کننده
1هزار عکس
412 ویدیو
2 فایل
سلام بر همگان؛ "هانس هاستون" هستم. - لینک‌ناشناس‌: https://abzarek.ir/service-p/msg/4841635 - لینک‌کانال‌محافظ: https://eitaa.com/sickmind3
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 🇮🇷" مِیــو آرت ¦ ★
سلاممم اولین تقدیمیه کانال میو ارت 🔥 - شما این پیامو فور میکنی کانالت / اگه کانال‌نداری مهم‌نیست و بعد عکس اوسی یا پرسونات و برام میفرستی و من [ به سبک میم ] میکشمش و تقدیمت میکنم 😃💔 ظرفیت : 15 نفر عکس اوسیتو اینجا بفرست : @MiM_Mp -
Sick mind.
سلاممم اولین تقدیمیه کانال میو ارت 🔥 - شما این پیامو فور میکنی کانالت / اگه کانال‌نداری مهم‌نیست
حالا که انقدر کِریو رو با شخصیت و متین جلوه دادم، توی این تقدیمی میفرستمش آبروش بره.
Sick mind.
#تکمیلی یکم جزئیات ظاهری و اخلاقیشو بگم. زیر و بالای چشم راستش، قبلا بر اثر حوادثی که هنوز نمیدونم
فقط خدا میدونه چرا انقدر سر این شخصی که تقریبا هیچ نقشی نداره انقدر جزئیات تعیین کردم. واجب شد یه نقشه مستقیمی بهش بدم.
Sick mind.
ارادت گلپسران. ناشناسو گذاشتیم برا ارتباط؛ الان عصر عصره ارتباطاته. هروقتم درخواستی برای اسکچ‌کثیفِ
https://eitaa.com/sickmind2/4294 ::: مشتی خجالتم نده، لطف داری چقدر.😔🌹 بیشتر میزارم نوشته هامو زین پس. - https://eitaa.com/sickmind2/4302 ::: داداش نمیدونم چی بگم خیلی لطف داری، گل.😔🌹 - شما خیلی لطف داری متشکرم.😔🌹 من متاسفانه چیزی از رنگ حالیم نمیشه دنیای نقاشیام سیاه سفیده. ولی به گفته‌ی شما شاید این حرکتو زدم.
اگه جمله‌ی "لطف داری" نبود من چیکار میکردم؟
خب حالا بجای کشیدنِ اوسی های مهم سراغ کدوم اوسیِ فرعی داستانم برم؟🤔
Sick mind.
واحد مورد علاقم "واحد عملیات"ئه. تیم مورد علاقم "تیم عملیات سایه"‌ست. رئیسِ عملیاتیِ تیمِ مورد علاقم
یه توضیح کلی بدم راجب فِنریس. داخل سازمانِ عملیاتیِ مخفیِ داستانِ بنده، ساختار و سطح بندی وجود داره. خلاصه بگم، این سازمان، یک راس داره به نام کسی که فرمانده‌ی کل سازمان به حساب میاد. که کمی پیشک کشیدمش: کِریو. سازمان، ۶ تا واحد با مسئولیت و ماموریت و مامورانِ مختلف وجود داره. که هر واحد، یک "رئیسِ واحد" داره. که هر واحد چند تیم داره. و هر تیم هم یک "رئیسِ عملیاتیِ تیم" داره. و هر تیم سه سطح برای ماموران داره. بیشتر توی جزئیات نمیرم. که فنریس، بجز اینکه "رئیسِ عملیاتی"ِ تیمِ "عملیات سیاه" هست، "رئیسِ واحد"ِ واحدِ "عملیات" هم هست. یکم ناواضح شد متاسفانه. در نتیجه، فنریس که دوتا مسئولیت مهم داره، خیلی هم مورد اعتماد و نزدیک به کِریو، اون آدم سرد و بی احساس هست. با اینکه با سابقه‌ تر از فنریس هم توی سازمان وجود داره، فنریس از جمله کساییه که بعد از رئیس کل سازمان، خیلی مقام مورد احترام و مهمی داره و بشدت کارکشته‌ست. با این حال، درخواستِ خودِ فنریس بود که کنار رئیسِ واحد بودن، رئیسِ یک تیم هم باشه تا همچنان توی بعضی ماموریت ها، با ماموران زیردستش ماموریت گروهی انجام بده، به غیر از نظارت. علاوه بر این، فنریس مسئولیتِ آموزشِ تمریناتِ فوق‌حرفه‌ای و سنگینِ مامورانِ ارشدِ سیاه رو هم داره. با این حساب، از فنریس انتظار میره آدم خیلی جدی و رسمی مثل کِریو باشه. اما دقیقا مخالفش، بشدت صمیمی و گرم و شوخ‌طبعه. با ماموران زیردست یا حتی تازه‌کارایی که تازه وارد سازمان شدن هم گرم و راحته. نکته: چون سازمان، سازمانِ عملیاتی برای امنیتِ سرزمین و کشورشون و ایناست، خیلی به ماموراشون درس های اخلاقی برای احترام گذاشتن میدم. مثل سربازها یا پلیس‌ها. پس تمام مامورا با بالادست‌های خودشون بشدت مودب و سربه‌زیر رفتار میکنند. در ادامه، وقتی فنریس که شخص مهمی توی سازمانه، انقدر رفیقانه و صمیمانه رفتار میکنه، ماموران زیردست خیلی واکنشات متعجب و شرمگینانه نسبت به رفتار های صمیمیِ فنریس دارن. ولی قطعا این ویژگی، فنریس رو به عنوان یه مربی و رئیس برای کمی استراحت کردن و خوش گذروندن نشون میده و اونو خیلی محبوب کرده. و واقعا توی سازمان محبوبه. اما به این هم معروفه که، فنریس علاوه بر لبخندی که از لبش پاک نمیشه، بشدت توی تمرین و ماموریت و کار، جدی، سختگیر و فوق‌العاده کمال‌گراست. قدری که تمام ماموران آرزو میکنن توی تمریناتشون، با مربی‌گری و آموزشِ فنریس درنیوفتن. طوریه که حین تمرین ببینه یکی داره هلاک میشه هم اهمیتی نمیده و مجبورش میکنه هروطور شده، درست و کامل باید انجام بده. آره خلاصه این از توضیحاتی که راجب سازمان و فنریس بود و قرار بود کوتاه باشه.
Sick mind.
واحد مورد علاقم "واحد عملیات"ئه. تیم مورد علاقم "تیم عملیات سایه"‌ست. رئیسِ عملیاتیِ تیمِ مورد علاقم
دیالوگ و واکنش فنریس اگه یه وقتی توی سالن تمرینات، ماموران زیردستش تتوی بازو یا سینه‌شو ببینن و ازش بپرسن چرا تتو داری؟ - دستشو برد پشت گردنش و موهاشو تکون داد. لبخندِ کجِ دندونِ نمایی زد. "آممم، آخه من بچه بودم دوس داشتم رئیس مافیا و گنگستر اینا باشم. بچه مچه بودم دیگه! تو تصوراتم زندگی میکردم. ولی این خواسته‌مو به کسی نگفتم." چشماشو نازک کرد و لبخندش باریک شد. "وقتی‌م نوجوون جاهل بودم رفتم تتو کردم. آهه یادش بخیر. بعد تو خونه، پدرِ عزیزتر از جانم، یجوری با کمربندِ چرمیِ مقدسش منو مورد لطف و محبتِ پدرانه‌ش قرار داد که این رویا کلا از سرم پرید... تصمیم گرفتم بجای اینکه رئیس مافیا باشم و با زیردستام سروکله بزنم و براشون رئیس‌بازی دربیارم و با گانگسترا ارتباط داشته باشم، مامورِ ارشدی رئیسی چیزی بشم که بازم با زیردستام سروکله بزنم و براشون رئیس‌بازی دربیارم و بخاطر ماموریت‌هام، در هرصورت با گانگسترا سروکله بزنم." در انتهای حرفش، لبخندش پررنگ تر شد و منتظر واکنشِ مامورِ زیردست‌ش که چونه‌ش به سینه‌ش چسبیده بود و دست‌هاش پشت کمرش قفل شده بود، موند. مامورِ زیردست، روبه‌به‌روی سایه‌ی بلندِ فنریس خشکش زده بود از شدت صمیمیت و رک بودنِ رئیسِ یک واحد! به زور چشماشو گرد نکرد و حالات متعجبی از خودش نشون نداد. به هرحال جرعت و اجازه‌ی گستاخی نداشت. سعی کرد مِن‌مِن نکنه، اما موفق نشد. "ب-ب-بله قربان... چه داستان جالبی. پدرتون هم مثل خودتون بزرگوار بودن..." فنریس با شنیدن این پاسخ، بلاخره‌ قهقهه‌شو از گلو خارج کرد؛ و محکم و صمیمی زد به شانه‌ی مامورِ زیردست. -
حالا باید فنریسو بکشم.
Sick mind.
#صحنه دیالوگ و واکنش فنریس اگه یه وقتی توی سالن تمرینات، ماموران زیردستش تتوی بازو یا سینه‌شو ببینن
خلاصه فنریس خیلی شخصیتِ جذابیه. مغرور نیست، شوخ‌طبعه، رک و راحته، منطقی و حرفه‌ایه، خوش‌برخورد و خندانه. ۳۸ سالشه. قیافه‌‌ی خیلی مبهمی ازش توی ذهنم دارم. امیدوارم بتونم خوب دَرِش بیارم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا