eitaa logo
سِــراج | 𝑺𝒊𝒓𝒂𝒋
200 دنبال‌کننده
31 عکس
13 ویدیو
2 فایل
سِراج ؛ از خاکِ زمین، تا نورِ آسمان. روایتِ مردانی که پایانشان، آغازِ یک راه بود. کپی ؟! با ذکر یه صلوات واسه ظهور .
مشاهده در ایتا
دانلود
سِــراج | 𝑺𝒊𝒓𝒂𝒋
_
لبخندِ شهید؛ امضای عشق؛ راهش تا ابد ادامه دارد .
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی میخواستن امام خامنه ای رو حذف کنن همون موقع واکنش دنیا💀💓.
هدایت شده از تبادل گسترده یا صاحب الزمان
- آوارهـ نجف : ) افسرده‌ی دو عالـم بودم تا وقتی با کانال ِ" بنـت‌ابـوتـراب " آشنا شدم .. از وقتی اینجا جوین شدم زندگیم زیر و رو شده ؛ روایت‌هاش آب ِرو آتیشه ./ https://eitaa.com/Bent_mola_110
هدایت شده از تبادل گسترده یا صاحب الزمان
رسول : وایسا حیدر! ~ چی میگی؟ نمی‌بینی چه خبره؟ رسول : تو هم انگار نمی‌بینی چند نفر زخمی شدن؟ بزن کنار باید کمکشون کنم ~ باشه اما منم میام رسول : نمی‌خواد تو اینجا بمون ~ همینطور داشتم به رسول و کاراش نگاه میکردم که شد اونچه نباید نفهمیدم چطوری پیاده شدم رسول رو با چاقو زده بودن اون مهاجم ها رو فراری دادم رفتم بالاسر رسول خون مثل رود از بدنش جاری شده بود حس میکردم قلبم نمیزنه ~ رسول ؟ رسول؟ تو رو خدا چشماتو نبند باشه؟ رسول داداشم ؟ رسول : ح..ید..ر ~ جان ؟ جانم ؟ حرف نزن بیشتر خون ازت می‌ره رسول : مرا..قب  خا..نو..اا..دم باش ~ لعنتی میگم حرف نزن خودت باید مراقبشون باشی میفهمی؟ حق نداری بری حق نداریییییی داد میزدم زجه میزدم اما انگار فایده نداشت اشک همینطور داشت از چشمام میومد . رسول تو بغلم جون داد قلبم داشت می‌سوخت اما فقط چند ثانیه شد چاقو از پشت به قفسه سینم وارد شد و قبلم تیر کشید ، و تاریکی مطلق برای خواندن ادامه داستان یه سر به این کانال بزن رمان پسرک آلمانی 😉 فصل اول تموم شده و الان فصل دوم رو داریم باهم میخونیم 😍 یه عالمه اتفاقای هیجان انگیز تو راهه زود باش دیگه تردید نکن عضو شو تا ببینی چه خبره تو داستان
خب تموم . لف؟ از یه هفته کمتر بمونی اصلااا راضی نیستم چون زحمت کشیده شده. خودم تگا رو پاک‌میکنم.