⋆ Bruce McArthur
جنازه هارو میبردی به خونه ویلاییت که تقریبا متروکه بود و هیچکس دیگه اونجا نمیرفت. اونجا دست ها و پا ها رو از بدنش جدا میکردی و آتیش میزدی و تنهشون رو خاک میکردی.
@lavender3 𝜗𝜚 🫵🏻
Verity – Colleen Hoover
خلاصه: ورینی نویسندهایه که خاطرات واقعیشو جایی قایم کرده. توش حرفایی زده درباره کشته شدن بچههاش که خونتو یخ میکنه. ولی آیا واقعیه؟ دیالوگ: "Truth doesn’t always set you free. Sometimes it buries you."
«حقیقت همیشه تو را آزاد نمیکند. گاهی اوقات تو را دفن میکند.»
@sok2oot🫵🏻ᝰ⋆
⋆ Yorkshire Ripper
تو معمولا آدم های ریز اندام و لاغر رو هدف میگرفتی و برای همین کارت راحت تر بود. چون کوچیکتر و لاغر تر بودن راحت تر و زودتر تیکه تیکه میشدن. بعد از اینکه تیکه تیکهشون میکردی و داخل بسته های کوچیک بسته بندیشون میکردی و میذاشتی توی فریزر و بعد یه مدت که گذشت میسوزوندیشون.
@sok2oot 𝜗𝜚 🫵🏻
Goodnight Moma
خلاصه: دو پسر دوقلو فکر میکنن زنی که از جراحی برگشته، مادر واقعیشون نیست. هرچی جلوتر میری میفهمی... کی واقعاً خطرناکه.
دیالوگ: "This woman is not our mother."
«این زن مادر ما نیست.»
@bluesside🫵🏻ᝰ⋆
⋆ Luis Garavito
چون خیلی باهوش بودی روش های ابتدایی رو قبول نداشتی. میدونستی اگه جسد هارو توی اسید بندازی ممکنه بازم یه چیزایی ازشون باقی بمونه پس اونارو به جنگل بردی. بدنشون رو از وسط نصف کردی و یکی از نصفه هارو از یه درخت و اون نصف دیگه رو از یه درخت دیگه آویزون کردی و مثل سایه اونجارو ترک کردی.
@bluesside 𝜗𝜚 🫵🏻
Title: Echoes of the Cellar
خلاصه:
وقتی یه خونهی قدیمی به فروش میره، یه زیرزمین قفلشده زیرش پیدا میشه. توی زیرزمین، دفترچههایی هستن که نویسندهشون ادعا کرده با قربانیها زندگی میکرده — بعد از مرگشون.
ديالوگ:
"The dead don’t speak... unless you listen close enough."
"مردهها حرف نمیزنن... مگر اینکه خوب گوش بدی."
https://eitaa.com/joinchat/2901214397C757cb28f13 🏻ᝰ⋆