The Kind Worth Killing – Peter Swanson
خلاصه:
در پروازی به لندن، «تد» با زن مرموزی به نام «لیلی» آشنا میشه. وسط حرفهاش، تد اعتراف میکنه که دلش میخواد همسر خیانتکارشو بکشه. لیلی خیلی خونسرد میگه کمکش میکنه! اما لیلی خودش یه گذشته تاریک داره… و یه قاتل واقعیه. نقشهشون شروع میشه، اما فقط یکی میتونه زنده بمونه…
دیالوگ:
"Some people are the kind worth killing."
(بعضی آدما اونقدر بد هستن که ارزش کشتن دارن.)
@marijeyn 🏻ᝰ⋆
Behind Closed Doors_B.A. Paris
خلاصه:
«گریس» و «جک» یه زوج ایدهآلی به نظر میرسن: خوشقیافه، موفق، عاشق. اما فقط در ظاهر. چون پشت درهای بسته، جک یه هیولای روانی کنترلگره که گریس رو زندانی کرده. هیچکس باور نمیکنه، چون همهچیز خیلی کامل و بینقصه. گریس فقط یه شانس داره که فرار کنه… یا بکشه.
دیالوگ:
"The perfect marriage? Or the perfect lie?"
(ازدواج کامل؟ یا دروغی کامل؟)
@abbigiill 🏻ᝰ⋆
⋆ Fritz Haarmann
نیمه های شب جسد هارو میبردی به آسیاب بادی و از پره های آسیاب آویزونشون میکردی و ناپدید میشدی.
@abbigiill 𝜗𝜚 🫵🏻
Before I Go to Sleep– S.J.Watson
خلاصه:
«کریستین» هر روز که از خواب بیدار میشه، هیچی از گذشتهش یادش نمیاد. حافظهاش فقط تا زمان خوابش دوام میاره. همسرش «بن» میگه اون یه تصادف داشته. اما کریستین یواشکی شروع میکنه به نوشتن خاطراتش، و یادداشتهاش با حرفهای بن نمیخونن... پس کی دروغ میگه؟ کیه که نمیخواد اون گذشتهشو یادش بیاد؟ قاتلش شاید کنار خودشه.
دیالوگ:
"What are we, if not an accumulation of our memories?"
(ما چی هستیم، اگه نه مجموعهای از خاطراتمون؟)
@boookcafe 🏻ᝰ⋆
⋆ Charles Starkweather
جسد قربانی هارو میذاشتی توی فریزر و بعد از چند روز برای خودت با گوشتشون برگر درست میکردی و میخوردی. بعد تیکه های باقیمونده رو میدادی به سگ هات.
@boookcafe 𝜗𝜚 🫵🏻