eitaa logo
-صدایِ خاموش!
15 دنبال‌کننده
133 عکس
19 ویدیو
0 فایل
همهٔ فریاد های من درونی بودند!
مشاهده در ایتا
دانلود
ما که تو هر وضعی کنکور.
هدایت شده از دایی‌ناسِر🇮🇷
وصفِ احوالِ من افتاد به دستانِ قلم من نوشتم که غمی نیست، تو بخوان سخت گذشت...
هدایت شده از ضدونقیض🇮🇷
خدایا نمیدونم قبلا درموردش صحبت کردیم یانه ولی واقعا ککککمممممکککککککک
ـ جملهٔ بی‌قراریت از طلب قرار توست طالب بی‌قرار شو تا که قرار آیدت ـ جملهٔ بی‌مرادیت از طلب مراد توست ور نه همه مرادها همچو نثار آیدت ـ عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت ـ
هدایت شده از Wave Notes
آدما میگن گذر کردن ولی شب که میشه راجبش بغض میکنن.
کلمات توی گلوم جا خوش کردن و صدام در نمیاد که صدات کنم. صبرکن، من؟ من صدات کنم؟ با این وضع؟ اصلا رو زدن بهت تا کجا شدنیه؟ چی رو قبول می‌کنی؟ مرز بین ما تا کجاست؟ خستم. بریدم. ولی می‌دونی چی بیشتر اذیتم می‌کنه؟ می‌ترسم از این‌که آخرین‌بار باشه که دیده باشمت و نتونسته‌باشم حرف‌هامو بهت بگم. نتونسته‌باشم بیشتر نگاهت کنم. امان از شرمندگی‌م که اجازه‌ی هرکاری رو ازم گرفته بود. با صدای آروم زمزمه کردی «تو برای پناه بردن، صلاحیت لازم نداری. پناه، یعنی جایی که وقتی صلاحیت نداری هم درش بازه. اگر قرار بود از اول همه چیز درست باشه، دیگه چیزی به اسم پناه وجود نداشت. اگر قرار بود فقط آدم‌های مرتب پذیرفته‌ بشن تاریخ اینی نمی‌شد که هست.» پرسیدم حتی من که قول شکستم؟ منی که درست و غلط رو یادم رفت؟ با آرامش و صادقانه جواب دادی. «آره. طبق سُنّت بخوام بگم آره.» نگاهت کردم و تو هم خیره شدی بهم. بدون لبخند نمایشی. با همون نگاهی که می‌گه می‌دونم. بیا پیشم. «دنیا پر از آدم‌هاییه که اگر قرار بود اول اصلاح بشن، هیچ‌وقت به حقیقت نمی‌رسیدن. حتی با سابقه‌ی بد، با شک، با ترس، دیر، اما رسیدن. معیار که کارنامه‌‌ی آدم‌ها نیست. معیار همین بریدنیه که تو گفتی. خسته و لرزون و خراب.» غریدم پس چرا هیچ کاری درست پیش نمی‌ره؟ راحت طناب رو بنداز تو چاه و بکش بالا. چرا انقد پیچ و تابش می‌دی؟ لبخندی زدی و گفتی «همیشه طناب مستقیم به دستت نمی‌رسه. تو نمی‌تونی معامله کنی و بگی تو چاه افتادم، پس طناب، بیا من رو بالا بکش. خودت اول باید دستتو محکم به طناب گره کنی. ممکنه لازم باشه پاهات رو به دیوار چاه فشار بدی تا بالا بری. رابطه متقابله.» دیگه پنهان کردن اشک پشت پرده‌ی چشم‌هام سخت شده بود. اجازه‌ دادم آروم ببارن. صورت خیسم رو نوازش کردی و گفتی «این گریه‌ها خیلی مهمه. بعضی گریه‌ها فقط تخلیه‌س. بعضی‌ها گشودن. گشودن گره‌ی گلوت که بیشتر از خستگی و شرمه، نه فقط خیالِ متصل‌ نشدن. تو تا جایی که نفس بکشی هنوز وصلی. تا وقتی هنوز دلتنگی توی دلته دیده می‌شی. دوست داشته میشی و هنوز حواس‌ها بهت جمعه» شلوغی‌های ذهنم مکث کردن و تنم شل شد. دست توی دستم گذاشتی و لب زدی«معجزه همیشه ناگهانی نیست. همین که هنوز کامل نشکستی، یعنی هنوز تنها نشدی.» من ضعیف شده‌بودم اما همراه با تو بودم. تویی که جایزه‌ی خوب‌بودن نیستی، جایزه‌ی به کمال رسیدنی. جایزه‌ی صبر و تحمل دردها. پناه ناتمام‌ها!
هدایت شده از 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆
نکته غم انگیز اینه گاهی ترک کردن بهترین تصمیمه
هدایت شده از 𝒇𝒂𝒍𝒍 𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒗𝒆
نکته زیبا اینه جدایی به معنایی ترک کردن نیست
امیرالمؤمنین؏: أهنَی الْعَیْشِ اطِّراحُ الْکُلَفِ [غررالحکم،ح۲۹٦٤]
گفتش که، تو این دوره جاهلیت مدرن که درک جریانات سخته، تو فقط بچسب به کشتی امام حسین هیچ‌کاری هم نکردی نکن، آخرش به سعادت می‌رسی که: يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِمْ -۷۱ اسراء
هدایت شده از "خانوم گیشنیز"
نه تماس های مداوم،نه پیام های هر روزه، فقط یه قول نانوشته که میگه: هروقت که بخوای هستم