سیلوانای کوچک در جست و جوی معنا ✨️🐈🛐
پری👍
مرسییییییییییی😭😭😭❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
در زمانهایی که بیماری من به اوج رسیده بود و درد از هر سوی وجودم زبانه میکشید دکتری ماهر دارویی شفا بخش به رگ های من تزریق کرد که مرا از فلاکت و ناتوانی نجات داد و پس از ان درد های من به شکل چیز هایی مثل بومی نقاشی شده ، متنی نوشته شده و موسیقی نواخته شد در آمد . البته اشتباه نکنید درد های من از بین نرفتند فقط من توانستم آنهارا در قالب هنر در آورم .
بعد از ان میتوانسم قلمم رو در رنگ فرو ببرم و به تیرگی روزهایم رنگ بپاشم میتوانسم خلق کنم ، بسازم ، به وجود بیاورم .من دیگر توانایی انجام هر کاری را داشتم من خالق شده بودم ، خالقی که هر روز زیبایی جدیدی به دنیای کسل اجتناب ناپذیر خود اضافه میکرد .
حالا شاید میتوانستم افراد دیگری را نیز نجات دهم ، مگر چه کسی میداند . شاید یک تابلوی زیبا ، یک حرف نوید بخش و یا حتی یک لبخند میتوانست کسی را از بدترین روز هایش نجات دهد . اما ما همین چیز های کوچک را هم از هم دریغ میکنم و افسوس از این همه دریغ .
. سیلوانا .