#تحلیلـروز
🛑 زلزله در اقلیم کردستان در پی خالی شدن پایگاههای آمریکایی/ بلاتکلیفی گروهکهای تروریستی بعد از پیام ویژه بارزانی!
پس از اعلام خروج نیروهای آمریکایی از اقلیم کردستان عراق، تحولات در جامعه کردی عراق شدت چشمگیری یافته است. ترامپ در پیامی نوشته است که حتی یک پیچ نیز در شمال عراق باقی نگذارید؛ این در حالی است که هنگام خروج آمریکا از افغانستان، حجم قابلتوجهی سلاح، مهمات و ادوات نظامی برجای گذاشته شد. اما در عراق، علاوه بر تخلیه تجهیزات، اعلام شده است که آمریکا تنها از کنسولگری بیستهکتاری خود و فرودگاه اربیل محافظت خواهد کرد. این اعلام موضع، فضای امنیتی اقلیم را با یک متغیر جدید و بیسابقه مواجه کرده است.
احزاب کردی عراقی از این موضع غیرمنتظره نگران شدهاند و برخلاف دوره آغاز جنگ رمضان که گفتمان تهاجمی و جنگمحور داشتند، اینک با همان شدت به صلحجویی و آرامش منطقه میاندیشند.
از سوی دیگر، موضعگیری نیچیروان بارزانی در کنفرانس میرِ اربیل علیه گروهکهای تجزیهطلب و تروریستی، یک شوک سیاسی ایجاد کرده است. در این کنفرانس که از مسرور بارزانی نیز دعوت نشده بود، مسعود بارزانی از موضعگیری نیچیروان ناخرسند بود و دفتر سیاسی پارتی نیز طی بیانیهای تلاش کرد آن موضعگیری را خنثی کند، اما این تلاش توفیقی نیافت. این مواضع متناقض در منطقه اقلیم، نشانهای از اختلال در انسجام سیاسی و وضعیت شکننده امنیتی اقلیم است.
شکاف بین احزاب، نارضایتی شدید مردم از حاکمیت به دلیل مشکلات حاد اقتصادی و تبعیض اجتماعی، و شائبه بازگشت داعش به منطقه، فضای اقلیم را کاملاً ملتهب کرده است. در تحولی قابل توجه، مسعود بارزانی به همراه تیم دفتر سیاسیاش به دنبال دلجویی از برخی ناراضیان شاخص منطقه است که طی سه دهه از ناحیه پارتی آسیب دیدهاند؛ از جمله شیخ ادهم بارزانی، ناراضی بزرگ خاندان بارزانی که بارها با او تماس گرفته شده تا به اربیل بازگردد.
یک مورد قابل توجه دیگر، ناراضی بزرگ منطقهای یعنی عشیره سورچی است. در انتخابات اخیر، یکی از جوانان این عشیره با رأی قاطع از منطقه اربیل به مجلس ملی عراق راه یافت که به اذعان همه، این رأی اعتراضی و نشانه مخالفت با پارتی بود.
در حال حاضر پارتی بیش از ۵۰ نفر از معتمدین عشیره سورچی را واسطه کرده است تا زید سورچی، رئیس عشیره را از سلیمانیه به اربیل بیاورند و خاطره کشتار سورچیها توسط بارزانیها در مرداد ۱۳۹۶ را فراموش کنند.
به همین منظور، ریبر احمد، وزیر کشور اقلیم، چهارشنبه با یک مأموریت ویژه به دیدار نجات سورچی، برادر زید، رفته و پیام ویژه مسعود بارزانی را برای او فرستاده است؛ در این پیام بر حل مسائل قدیمی و دادن امتیازات فراوان تأکید شده است.
طبق منبعی از درون خاندان بارزانی، مسعود به همراه تیمی ویژه سراغ همه عشایر و شخصیتهای مؤثر رفته اما پاسخ درستی از آنها دریافت نکرده است.
حال با این وضعیت ملتهب در اقلیم و خصوصاً در میان بارزانیها، همچنان احزاب تجزیهطلب ساکن شمال عراق در رسانههای مجازی علیه مردم ایران تهدیدهای رسانهای انجام میدهند و دامنهای برای اقدامات تروریستی دارند.
پینوشت: بررسیها نشان میدهد که اقلیم شمال عراق از بدو تأسیس تاکنون به این شکل ضعیف و بیپشتیبان نبوده است. در این وضعیت، پرسش اصلی آن است که چه عاملی موجب تعلل در تعیین تکلیف احزاب تجزیهطلب در شمال عراق میشود؟
https://eitaa.com/simiyari_morteza
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 مینهای دریایی در نقش بمبهای اقتصادی/ چهار لایه عملیاتی نیروی دریایی سپاه
تصاویر منتشر شده از سوی سپاه حکایت از آتش سوزی شدید در یک نفتکش متخلف دیگر با مین ضد کشتی دارد.
مدل مینریزی سپاه یک تهدید ترکیبی و پرشدت اما راهبردی است که سازمان دریانوردی تروریستها را در چهار لایه تحت فشار میگذارد:
لایه فیزیکی (خطر انفجار و بستن مسیر)، لایه اطلاعاتی (ابهام درباره موقعیت، نوع و تعداد مینها)، لایه فرماندهی (تمرکززدایی) و لایه اقتصادی (افزایش بیمه، توقف ترافیک و فشار بر بازار انرژی) که هر کدام خاصیت مجزا از هم دارد.
نقطه قوت این مدل نیز عدم تقارندر هزینه است؛ که شامل هزینه پرتاب و پنهانکاری پایین، اما هزینه شناسایی، پاکسازی و تأمین امنیت مسیر بسیار بالا و زمانبر است.
در این مدل عملیاتی استفاده از سکوهای دوکاربردی و پراکندگی فرماندهی، شناسایی را سخت کرده و کنترل دریایی را از دست سازمان تروریستی سنتکام خارج کرده و یک اهرم فشار خلق کرده است.
پینوشت: این مدل با تکیه بر تولید بومی، پراکندگی فرماندهی، تنوع پرتاب و مینهای هوشمند، یک تهدید پایدار و غیرقابل چشمپوشی ایجاد کرده است که میتوان آن را «بمب اقتصادی تأخیری» نامید.
https://eitaa.com/simiyari_morteza
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 افشاگری «عاموس یادلین»، رئیس سابق اطلاعات ارتش اسرائیل: قرار بود در ایران مدل سوریه و ونزوئلا اجرا شود که همگی شکست خوردند!
«عاموس یادلین»، ژنرال بازنشسته نیروی هوایی رژیم صهیونیستی:در جنگ چهل روزه قرار بود با اجرای چهار پلن، از جمله مدل سوریه، ونزوئلا و راهاندازی آشوبهای خیابانی و... جمهوری اسلامی سرنگون شود که همگی شکست خوردند.
نتانیاهو دچار توهم شد و طرح غیرواقعبینانه و خیالی براندازی جمهوری اسلامی ناکام ماند!
پینوشت: تعمیم مکانیکی الگوهای فروپاشی بدون توجه به ساختارهای مقاومت بومی بر پیشفرضهایی استوار بودند که با واقعیت جمعیتی ایران همخوانی نداشتند.
شکست این طرح، نشاندهنده ناتوانی در درک عمق پیوندهای اجتماعی-امنیتی و اتکای بیشازحد به ابزار نظامی-اطلاعاتی برای تغییر نظم سیاسی است؛ درسی که هزینههای راهبردی آن برای برنامهریزان امنیتی دشمن سخت بود.
روایت است که یک مقام بلندپایه امنیتی منطقه اخیراً گفته است که ظرفیت اجتماعی جمهوری اسلامی ایران برای همه غافلگیر کننده بود!
https://eitaa.com/simiyari_morteza
🛑 استقبال مارکسیستها از مواضع مولوی عبدالحمید
گروهک تروریستی چریکهای فدائی (شاخه اقلیت) که با ایدئولوژی مارکسیسم_ لنینیسم معتقد به مبارزه مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی ایران است در گزارشی تحلیلی به بررسی حوادث تروریستی اخیر استان سیستان و بلوچستان پرداخته و در بخشی از ضمن حمایت از وضعیت منطقه، به بررسی مواضع عبدالحمید پرداخته و ضمن تأیید آن، دوپهلو بودن آن را تاکتیکی برای فرار از بحران مشروعیت خوانده است.
صفحه رسمی این گروهک تروریستی مارکسیستی نوشته است: مولوی عبدالحمید در رابطه با عملیات مسلحانه اخیر موضع گرفته است، ولی موضعش مانند همیشه دو پهلو بوده و دلیل آن هم روشن است!
وبگاه این گروهک در ادامه مینویسد: مولوی عبدالحمید نمیخواهد در شرایط کنونی موضعگیری علنی داشته باشد تا از این طریق نفوذ محدود خود بر منطقه را حفظ کند.
پینوشت: بهنظر میرسد عدم مرزبندی مولوی عبدالحمید با گروهکهای مسلح و محکوم ننمودن آنها معطوف به راهبرد «ابهام مدیریتشده» از جانب مسجد مکی است. این جریان با مواضع دوپهلوی خود قصد دارد قواعد بازی در میانهٔ ابقاء یا براندازی نظام را رعایت کرده همچنان بر مسند قدرت منطقه تکیه زند.
مولوی عبدالحمید با پرهیز از محکومیت صریح اقدامات خشونتبار (مانند ترورهای اخیر)، در عمل فضای ادراکی لازم برای تفکیکناپذیری «امر اجتماعی» از «اقدام مسلحانه» را فراهم میکند.
پیشنهاد علنی او در گفتوگو با گروهکی که در سطح جهانی تروریستی شناخته میشود، این ابهام را نهادینه میسازد و گروهک را از یک تهدید امنیتی به «طرف مذاکره» ارتقا میدهد.
این راهبرد باعث کاهش فشار عملیاتی بر تروریستها و تبدیل آنها به ابزاری برای چانهزنی سیاسی میشود.
در نبود مرزبندی رسمی، کنترل ادراکی نیروهای بالقوه فریبخورده تضعیف شده و مرز میان شهروند و عامل مسلح در افکار عمومی مبهم میشود؛ وضعیتی که البته دود آن در چشم خواص منطقه نیز خواهد رفت!
https://eitaa.com/simiyari_morteza