ﻓﺮﻫﻨﮓ ﯾﻌﻨﯽ اینکه ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﻢ
که وجود ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﻭ ﺑﺨﺶ دﺍﺭﺩ
ﺍﻭﻝ، ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
ﻭ ﺑﻄﻮﺭ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ
ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺷﻮﻧﺪ
دوم، ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺑﻄﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ
ریشه های قالی را تا می کنیم
تا سالم بماند
ولی ریشه ی زندگی یکدیگر را
با تبر نامهربانی قطع می کنیم
و اسمش را می گذاریم ؛
برخورد منطقی
دل می شکنیم؛
و اسمش می شود فهم و شعور
چشمی را اشکبار می کنیم؛
و اسمش را می گذاریم حق
غافل از اينكه ...
اگر در تمام این موارد
فقط کمی صبوری کنیم؛
دیگر مجبور نیستیم عذرخواهی کنیم
ریشه ی زندگیِ انسانها را دریابیم
و چون ریشه های قالی
محترم بشماریم
گاهی متفاوت باش
#بخشش را از خورشيد بیاموز
#محبت را بی محاسبه پخش کن
خورشید من حضور آدمهای امنیست
که دلم در کنارشان گرم میشود !
کسانی که بودنشان یک خط در میان نیست و
هوای آرامش احوالاتم را دارند !
خورشید من زمستان و تابستان نمیشناسد و
و دلنشینترین روشنایی و گرمی را
به جان روزمرگیهایم میاندازد
و صورت زندگی را زیباتر میکند !
- نازیلا زارع
💕مجتبی کاشانی چه زيبا عشق را معنی کرده:
ای که می پرسی نشان عشق چيست ؟
عشق چيزی جز ظهور مهر نيست.
عشق يعنی مشکلي آسان کنی
دردی از درمانده ای درمان کنی.
در ميان اين همه غوغا و شر
عشق يعنی کاهش رنج بشر
عشق يعنی گل به جای خار باش
پل به جای اين همه ديوار باش
عشق يعني تشنه اي خود نيز اگر
واگذاري آب را ، بر تشنه تر
عشق يعني دشت گل کاري شده
در کويري چشمه ای جاري شده
عشق يعني ترش را شيرين کني
عشق يعني نيش را نوشين کني
هر کجا عشق ايد و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود
رنجش، کینه، نفرت، حسد،
همچون ریگ هایی هستند
در کفش ما ...
برای ادامه راه باید، این ریگها را
از کفش،خود خارج کنیم
پس برای راه رفتن متعادل نباید،
" ریگی به کفش داشت "
روزی گنجشکها را رنگ می کردند
و جای قناری می فروختند
این روزها هوس را رنگ می کنند
و جای عشق می فروشند
آن روزها مال باخته می شدی
و این روزها دل باخته