عارفی که سی سال مرتب ذکر می گفت:
استغفر الله!
مریدی به او گفت:
چرا این همه استغفار می کنی
ما که از تو گناهی ندیدیم.
جواب داد:
سی سال استغفار من به خاطر یک
الحمد لله نابجاست!
روزی خبر آوردند بازار بصره آتش گرفته
پرسیدم:
حجره من چه؟
گفتند: مال شما نسوخته…
گفتم: الحمدلله…
معنیش این بود که مال من نسوزد
مال مردم به درک!
آن الحمدلله از سر خودخواهی بود
نه خداخواهی
چه قدر از این الحمدلله ها گفتیم و
فکر کردیم شاکریم...؟!
یه چیزایی هست
نه میشه نوشت
نه میشه به زبون آورد
نه میشه فراموش کرد
همونا میشه چروکهای صورت
و موهای سفید ...
و بداخلاقیهای گاه و بیگاه...
💠چند پند آموزنده
🌺سه چیز برادر را از برادر جدا میکند
🔹 زن 🔹 زر 🔹 زمین
🌺سه چیز در زندگی یکبار به تو داده میشود
🔹 والدین 🔹 جوانی 🔹 شانس
💐سه چیز را همیشه بخور
🔹 سیب 🔹 سیر 🔹 سرکه
💐سه چیز را هرگز نخور
🔹حق 🔹مال حرام 🔹غصه
🌹با سه چیز همیشه دوستی کن
🔹 عشق 🔹 عدالت 🔹 عبادت
🌹سه چیز را از دست نده
🔹 برادر 🔹 رفیق 🔹امید
🌸سه چيز انسان را تباه ميکند
🔹 حرص 🔹 حسد 🔹حماقت
🌸سه چيز را بايد افزايش داد
🔹 دانش 🔹 دارایی 🔹درخت
🌷سه چيز باعث سقوط انسان است
🔹 غرور 🔹 دشمنی 🔹جهل
هر چیزی در جهان مانند سکه
دارای دو رو میباشد.
نه از شادىهايت
بىاندازه مسرور شو،
و نه از غصههايت
بىاندازه غمگين شو.
لذت زندگى، گام نهادن
در مسير تعادل است.
#سوآمی_شیواناندا
#داستان
ﮐﻮﺩﮐﯽ ۷ﺳﺎﻟﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﺍ برد ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ
ﺩﮐﺘﺮ ﮔﻔﺖ:
ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ
ﺑﭽﻪ ﮔﻔﺖ:
ﮐﯽ؟؟
ﺩﮐﺘﺮ ﮔﻔﺖ:
ﭘﺎﯾﯿﺰ !
ﺑﭽﻪ ﮔﻔﺖ:
ﭘﺎﯾﯿﺰ کی هست؟؟
ﮔﻔﺖ ﻭﻗﺘﯿﮑﻪ ﺑﺮﮔﻬﺎ ﻣﯿﺮﯾﺰﻧﺪ..
ﺑﭽﻪ آﻣﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺦ ﻭﺳﻮﺯﻥ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺮﮔﻬﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺑﺪﻭﺯﺩ...
این است عشق به مادر💕
حتما بخوانید👇👇✅
پدری با پسری گفت به قهر
که تو آدم نشوی جان پدر
حیف از آن عمر که ای بی سروپا
در پی تربیتت کردم سر
دل فرزند از این حرف شکست
بی خبر از پدرش کرد سفر
رنج بسیار کشید و پس از آن
زندگی گشت به کامش چو شکر
عاقبت شوکت والایی یافت
حاکم شهر شد و صاحب زر
چند روزی بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر
پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر
پسر از غایت خودخواهی و کبر
نظر افگند به سراپای پدر
گفت گفتی که تو آدم نشوی
تو کنون حشمت و جاهم بنگر
پیر خندید و سرش داد تکان
گفت این نکته برون شد از در
«من نگفتم که تو حاکم نشوی
گفتم آدم نشوی جان پدر»
«مولانا عبدالرحمن جامی »
درسی به من آموخته ای یادم هست..
بیهوده نباید به کسی دل را بست
چون دامن پر ز مهر در جایی نیست..
باید بکشم کنون ز هر دامن دست
ویرانه مکن دل کسی با نیرنگ....
هر گز نتوان درون ویرانه نشست
هرگز نهراسم از شکستن در راه....
صد درس گرفته ام ز صد گونه شکست
تنها به امید دیدنت زنده منم...
با بوی گل تن تو میگردم مست...
بخاطر سه چیز دیگران را
مسخره نکنید
1- چهره
2 - پدر و مادر
3- زادگاه
چون انسان ها هیچ حق
انتخابی در مورد آنها ندارند .