شش /
اینم از نتیجه کیک توتفرنگیمون
برای تولد مادرشوهر🥳
همچین عروس گلی هستم . . .
بچهها واقعا خوشمزه شده بود .
حیف وقتی بریدیم از داخلش عکس ندارم
عالی بود
دیگه خداقوت به خودم
برم بخوابم
ظرفا هم از آشپزخونه دارن بهم میگن
باز مارو کاشتی رفتی ؟
حقیقتا هم دیگه وقت نداشتم هم دیگه خسته شدم از ظرف شدن😭❤️🩹
ولی همیشه سعی میکنم ظرفام به فردا نمونه . اینجوری شب راحت میخوابم
ذهنم آرومه .
چرا تا میایی ۲ خط درس بخونی
هی خمیازه باید بکشی ؟
چرا وقتی ۲ ساعت اکسپلوری سراغت نمیاد ؟
ذهن عادت کرده به محتواهای رنگارنگ اکسپلور
پر از جذابیت و دوپامین و آدرنالین و ...
که اصلا دیگه گذر زمان رو احساس نمیکنی
حالا وقتی میایی کتابو باز میکنی
میبینی فقط سیاه و سفیده
خطها مثل این میمونن انگاری که مورچه دارن جلوت رقص کردی میرن
و ذهن نمیتونه اینو بپذیره و براش کسلکنندس
بعد میگ آی ولم کنااا خوابم میادش
نگا هی دارم خمیازه میکشم
ببین خستمه
و زمان هم برعکس عمرمون خیلی کند میگذره .