به همین خاطرم با ماشین نرفتیمو و پیاده زدیم بیرون و یه گشتی هم تو محل زدیم
بماند که سردرد گرفتم از شلوغ بودن خیابون😖
رفتنی تو همین سر کوچهمون دیدم عه برای خانمام هست و هیشکی نبود تازه ۲ تا خانم رفته بودن
برگشتنی دیدیم چقد محل ما شلوغه .
بی خبر بودم که سر خیابونمونم برای خانما هم هیئت دارن و تو زیر زمینن
و هیئت سرکوچمونم ، نه تنها داخل پر بود بلکه کوچه رو هم فرش کرده بودن.
سیدخانم .
با نیسان بریم قم😁
خب باید بگم که رفتیم و تازه برگشتیم
نماز صبحم زدیم بر بدن و دیگه انشاءالله فقط خواب خواب خواب تا لنگ ظهر
از امروز که سحرخیز بودم🌞
نمازامو اول وقت خوندم بجز صبح📿
کارای خونه رو انجام دادم🧹
دو سری لباسشویی زدم🧺
پیادهروی رفتم و ورزش کردم🚶♀🧘♂
ناهار درست کردم🍛
درس خوندم📖
مکملامم به موقع خوردم💊
سیدخانم .
از امروز که سحرخیز بودم🌞 نمازامو اول وقت خوندم بجز صبح📿 کارای خونه رو انجام دادم🧹 دو سری لباسشویی ز
و در آخر کتابم خوندم📚
اسمش : بدن فراموش نمیکند .
سیدخانم .
الانم برم یه خواب ناناز داشته باشم🎀💘
احساس میکنم اصن ای مدلی نوشتن ب من نمیاد