eitaa logo
حُــــــــرّهِ |☫🖤
80 دنبال‌کننده
610 عکس
203 ویدیو
10 فایل
#العزه_لله إِنَّ الْحَیاةَ عَقیدَةٌ وَجِهادٌ یک حرهٔ حسنی‌ حضرتِ مادر (س)🌿 اینجا قلم، قلم‌خداست کلمات، کلمات‌خداست عکس‌خالقش خداست از لنز‌خدا ما کی باشیم؟! جز یه دل سوخته‌معلم گرافیک‌با دغدغه‌های‌انقلابی🪴 حُرّهِ در بله : https://ble.ir/sin_hore
مشاهده در ایتا
دانلود
حُــــــــرّهِ |☫🖤
بهشت گردی حدود ساعت ٤ بود رسیدم بهشت زهرا قطعه ٥٠ حالا اینکه با وجود دو خط مترو خراب چطور خودم رو رسوندم بماند،اما کار نشد نداره. من هر وقت که بیام تهران زمان دست خودم باشه، برنامه بهشت زهرا رو دارم اما ،اینبار زمان کم آوردم، برای همین از قبل چندتا شهید نشان کردم که اول برم سر مزارشون بعد اگه فرصت کردم برم بهشت گردی قطعه ٥٠ شهيد زبرجدی بود و شهید علی وردی، تا رسیدم سر مزارشون دیدم، حسابی سرشون شلوغ هست ، اونقدری شلوغ که مزار شهید علی وردی که بالا سر شهید زبرجدی بود دیده نمیشد، هرچند سر مزارش شهید علی وردی هم شلوغ بود اما جمعیت ادغام شده بود. خلاصه دل را قانع کردم به یک فاتحه و التماس دعا از دوتا شهید. اینبار دل را بردم مزار شهید آوینی، خدا روشکر که خلوت بود اما نشستن من همانا، قطره قطره وانگهی جمعیت شود همانا، یک خانواده هم داشتن ارتباط، رفیق آقا مرتضی که باهم شهید شدن و کنارش دفن شده رو در می‌آوردند. دیدم دل اینجا هم کاسب نیست، به همان منوال قبلی، فاتحه، التماس دعا، یاعلی، چون جمعیت کم نمیشد بیشتر می‌شد، منم زمان بر علیه‌ام بود، انگار زمانی که در گلزار قرار بود سپری بشه رو مثل ماهی با کمی آب تو دستم نگه داشته باشم،میخواستم زنده بمونه.نمیخواستم هدر بره. گفتم برم سمت آقا ابراهیم ، رفتم اونجا، رسما همونجا وا رفتم، انگار هیچ شهیدی نبود تو بهشت زهرا جز آقا ابراهیم ، اینقدر شلوغ بود که برای زیارت دل سیر باید چند بار تو نوبت می‌رفتی، تا اینجا نشد یک کلام بدون نگاه بقیه، تو حال و هوای خودم با شهیدی صحبت، بقیه شهدا بودند اما خب دل است دیگه گاهی دچار جنون میشه گیر میده، نق میزنه الا و بلا این شهید. البته لا‌به لا‌ها که از مزار شهیدی می‌رفتم تا شهیدی دیگه، شهدایی که ندیده بودم رو مکثی می‌کردم. خلاصه شهید هادي هم که نشد گفتم، برم شهید پلارک، وضعیت اونجا دست کمی از آقا ابراهیم نبود. فرمان دل را کج کردم، قسمت مدافعین حرم گفتم، اگر اونجا هم نشد، دیگه نمیدونم چه خاکی بر سر کنم، که یهو دیدم بله، آقا عمار سرش خلوت، اطرافش هم خلوت، البته قبل از من بودن اما اون لحظه خصوصی برای من بود، از دل گفتیم تا رسیدیم به دردِ دل و دوای دردِ دل هام که خود آقا عمار خوب دونست چه خبره. دل سیر نه، امّا زیارت کردم خداروشکر. بهشت زهرا، خاکش یه جوریه که میل پیدا میکنی به کوچ کردن و تا ابد در آنجا ماندن. امّا جبر جغرافیای مجبورم می‌کرد دل را کشان کشان ببرم به مسیری که مرا از بهشت آنجا دور می‌کرد، این جبر خیلی به من بدهکاره خیلی! و از وقتی آمدم این جمله مانند موج در ذهنم تکرار میشه ای مرگ خونین من کجایی؟ ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند مادر (س) 🌱 https://eitaa.com/hore_246
🇮🇷🌱 وقتی که بهار در وطن شد جاری شد خاک ز خون عاشقان گلکاری گفتیم غیورانه به این خاک شرف جمهوری اسلامی ایران آری! دوازدهم فروردین، روز جمهوری اسلامی ایران 💚 ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند مادر (س) 🌱 https://eitaa.com/hore_246
حُــــــــرّهِ |☫🖤
تلاوت سوره جمعه و واقعه فراموش‌ نشه ... التماس دعا 🌿
يا قتیل العبرات چقدر دلم تنگه برات... 💔😢
کار فرهنگی تراز 💫 ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند مادر (س) 🌱 https://eitaa.com/hore_246
☁️ ‌°آسمان شهر به مانند کسی است که قبل از فوران بغض، ساکن، بی تفاوت به نقطه ای خیره شده است، نمی‌دانم از این سکون بترسم یا کودکانه ذوق زده شدم از بارش چشمان آسمان، امّا هرچه شود به گفته ی شهید کرمان: یقیناً کُلهُ خير. 📸✍الف. شریفی ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند مادر (س) 🌱 https://eitaa.com/hore_246
ـ﷽ـ ⁖ _آخر یه روزی در بقیع حرم می‌سازیم این عهد شیعه است تا پای جان...💚 ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند مادر (س) 🌱 https://eitaa.com/hore_246
_ از بی تفاوتی متنفرم متنفرم متنفرم.... ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند مادر (س) 🌱 https://eitaa.com/hore_246
ـ﷽ـ حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرمایند: «السَّاکِتُ عَنِ الْحَقِّ شَیطانٌ أَخْرَسٌ» ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند مادر (س) 🌱 https://eitaa.com/hore_246
حُــــــــرّهِ |☫🖤
°¶ تصویر انفجاری که این روزها سر تیتر خبرها است از قاب چشمانم کنار نمی‌رفت، حالم مانند کلمه‌ای غریب، که در دیار افکار گم شده بود و جای خود را پیدا نمی‌کرد،یین این طرف و آن طرف مانده بود، که الان باید چه کار کنم، دستم جز به غصه و خون دل خوردن جایی بند نیست، که در یک لحظه، جمله‌ای از شهید آوینی که: (ای وجدان های نیمه خفته، چشم بیداری بگشایید و ای بیداران گوش فرا دهید! ماییم که بار تاریخ را بر دوش گرفته ایم تا جهان را به سرنوشت محتوم خویش برسانیم. خون ما فلقی است که پیش از طلوع خورشید عدالت، بر آسمان تقدیر نشسته است. یا فالق الاصباح، ما را در راهی که این چنین عاشقانه در پیش گرفته ایم یاری فرما) از کنار چشمانم عبور کرد، و آقا مرتضی فانوس افکارم شد، به تصاویر تلفن همراهم نگاهی انداختم، یادم آمد تصویرسازی از آن انفجار را ذخیره کرده بودم، دستش طلا هرکس که این تصویرسازی را خلق کرد، در مسیر برگشت به خانه، با دوستم تماس گرفتم، گفتم میخوام برای این تصویر فلان کار را انجام بدهی، ان شاء الله عاقبت به خیر بشه، سریع برایم انجامش داد. آنقدر لحظات برایم سخت بود که نمی‌توانستم صبر کنم، برسم خانه و تماس بگیرم، دائم با خود می‌گفتم الان وقت صبر کردن نیست باید کاری انجام داد. رسیدم خانه، سریع لپ تاپ را روشن کردم، بدون قلم شروع کردم به حروفْ چینی ‌(تایپوگرافی)، آخر کار بود که قالب اصلی کلمه آخر با کُلِ متن همخوانی پیدا نمی‌کرد، تا نزدیکی‌های اذان صبح درگیر بودم، خلاصه با توسل و... درست شد، می‌دانم ایرادهای زیادی دارد، ادعای اهلِ هنر و فن هم نیستم، اما در این روزها که بی تفاوت بودن به مسئله‌ی فلسطین هم وزن مردن است،به اندازه توانِ خود نخواستم جزء خُفتگان باشم. نحنُ نَقِفُ مَعَ فَلَسطين 🇮🇷 🇵🇸 به امید گوشه چشمی از مادر جان🌱 ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند مادر (س) 🌱 https://eitaa.com/hore_246
مرتضی آوینیaviny_98.mp3
زمان: حجم: 224.4K
صدای را میشنوید.... [بیست فروردین سالروز شهادت آقا مرتضی آوینی] ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند مادر (س) 🌱 https://eitaa.com/hore_246