eitaa logo
حُــــــــرّهِ |☫🖤
79 دنبال‌کننده
629 عکس
205 ویدیو
10 فایل
#العزه_لله إِنَّ الْحَیاةَ عَقیدَةٌ وَجِهادٌ یک حرهٔ حسنی‌ حضرتِ مادر (س)🌿 اینجا قلم، قلم‌خداست کلمات، کلمات‌خداست عکس‌خالقش خداست از لنز‌خدا ما کی باشیم؟! جز یه دل سوخته‌معلم با دغدغه‌های‌انقلابی🪴 حُرّهِ در بله : https://ble.ir/sin_hore
مشاهده در ایتا
دانلود
حُــــــــرّهِ |☫🖤
🖤 جای بابایم امام مجتبی خالی است اینجا تا ببیند من به قربانگاه تو آخر شهیدم #حدیث_پنجم
ـ﷽ـ ⁖📜🥀🏴 🖋آخرین فدایی °از وقتی که به سوی کربلا حرکت کرده بودند، در دلش غوغایی برپا بود و همش با خود می‌گفت: چه کاری از دستش برمی‌آید، از اینکه کمی سنش مانعی بزرگ برای او میشد کلافه شده بود، به بردارش قاسم (ع) و پسرعمویش علی اکبر (ع) حسادتی از سر عشق می‌کرد که آن‌ها خود را برای فدا شدن در راه امامشان آماده می‌کردند و او فقط نظاره‌گر بود. حتی شاید در شب عاشورا آن زمانی که که یاران اباعبدالله، گرد امام آمده بودند و صحبت از سر وفاداری و قسم برای فدا شدند می‌کردند او نیز در پشت خیمه‌ای، با امام خود تجدید بیعت کرد و قسمی از سر تکلیف بر زبان آورد؛ آری شاید بر او تکلیفی نبود، اما خود را مکلف می‌دید برای عمویش که مانند پدر بود باید کاری می‌کرد و از یاران عمویش عقب نماند، چه بسا آن لحظه که مشعل‌ها خاموش شدند تا هرکس که می‌خواهد برود از تاریکی استفاده کند، او همچنان در پشت خیمه ماند و نرفت. روز عاشورا، شهادت تک‌تک اصحاب و غریب ماندن عمویش را به تماشا ایستاده بود و حس می‌کرد که دیگر کار از کار گذشته است و دیگر کاری از دستش برنمی‌آید، بی قرار بود خجالت می‌کشید که سر عمو بر نیزه برود اما، سر او بر تن باشد، که ناگهان خون که میل فدا شدن داشت به جوشش افتاد و آنگاه که صدای پدر را شنید که عبدالله خودت را برسان، نتوانست سرجای خود بماند و شتابان مانند پرونده‌ای که از قفس آزاد شده بود، دستان عمه را  رها کرد و بال گشود به سوی عمو. نه سپری داشت و نه سلاحی! اما برای فرزند کریمی که چند بار تمام اموال خود را بخشیده بوده، بن‌بستی وجود نداشت، دستان خود را سپری کرد برای عمو و سلاحش کلام او شد که می‌گفت: ( والله لا افارق عمی...). آری این‌بار عبدالله، آن گل مجتبی، آن فدایی آخر با سن کمی که داشت به تأسی از عمویش عباس (ع) علمداری کرد. شاید آن لحظه که دست از تن جدا شد، سقای کربلا را می‌دید که به او لبخند می‌زند و می‌گفت : از پسر فاتح جمل، کمتر از این توقعی نبود. حضرت عبدالله ثابت کرد که برای یاری امام عصر خویش، سن و سال مانع نیست و هرکس در هرسن و جایگاهی می‌تواند ناصر امام باشد. ✍الف. شریفی ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند مادر (س) 🌱 @hore_246
نشریه 61 _ تیر 1404 _ 112.pdf
حجم: 7.6M
🗞️نشریه ۶۱ | شماره ۱۱۲ 🏴ماه محرم الحرام ۱۴۴۷ 🍃در این شماره بخوانیم: .⚡عبور از دوگانگی بین «زندگی»و«مقاومت» .⚡یک جنایت عمدی؛تبلیغات .⚡وعده صادق نهایی .⚡تصور غلط از جاسوس و نفوذی .⚡فرمان عشق .⚡مع الحسین و اصحاب الحسین .🆔@nashre61
حُــــــــرّهِ |☫🖤
🖤 دقیقا پارسال این موقع ها بود که دل تو دلم نبود همش می‌ترسیدم نشه، کوله رو چندبار می‌بستم و دوباره
سال های گذشته مثل همچین شبی برای خداحافظی میومدم هيئت و خداروشکر می‌کردم که فردا این ساعت تو راه کربلا هستم...
میخواستم بزرگ شوی محشری شوی تا چند سالِ دِگر علی اکبری شوی میخواستم که قد بکشی مثل دیگران و شاید عصای پیریِ یک مادری شوی
حُــــــــرّهِ |☫🖤
سال های گذشته مثل همچین شبی برای خداحافظی میومدم هيئت و خداروشکر می‌کردم که فردا این ساعت تو راه کرب
دو ساعت قبل از اذان حرکت می‌کردم سمت مرز، نزدیک اذان می رسیدم، با اینکه راهی شده بودم اما همش دلشوره داشتم نکنه مشکلی پیش بیاد، آخه من تا وقتی پرچم حرم رو نبینم باورم نمیشه که رسیدم، گذرنامه از هر دو طرف مهر میخوره، خروج از ایران، ورود به عراق، سمت ماشین‌ها حرکت می‌کنیم با پنج دینار تا بصره میرم، نماز رو تو پایانه(اونجا بهش میگن گاراژ) بصره میخونم، با اتوبوس‌های کربلا راهی شهری میشم که دل در بند حرم اوست...
🖤 ممد نبودی ببینی ایران شد پیروز... ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند مادر (س) 🌱 [ @hore_246 ]
حُــــــــرّهِ |☫🖤
🖤 ممد نبودی ببینی ایران شد پیروز... ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند
ـ﷽ـ ⁖📜🥀🏴 🖋فرمان عشق °محال است که خود را عاشق بدانی و زمان تورا امتحان نکند و این سنت لایتغیر خداوند است. عاشق بلاکش معشوق است و چه زیباست مبتلا شدن به بلایی که سرانجام آن وصل است. هر کس را به نحوی امتحان می‌کنند؛ کسی را با جان، کسی را با مال و کسی را با اهل و عیال، اما آن کس که دل به یار داده است اهل و عیال و جان و مال را می‌خواهد چه کار. همه اوست و اوست همه. محرم ١٤٠٤، يعنی الان در این زمان و لحظه! باهر محرم دیگری فرق دارد، امسال هر تکیه و هیئت خود پادگانی شده است که در آن سربازان را برای آن لشکرکشی عظیم حق در برابر کفر آماده می‌کند. دقیقا چند روز قبل از محرم امسال، این خاک کربلایی دیگر شد و مردم کربلایی بودن خود را با رجزهایشان و هل من مبارز طلبیدن شان را در ميدان بار دیگر به جهان ثابت کردند. سرزمینی که با شور و شعور حسینی آشنا و معروف است غیر از این هم انتظاری از آن نمی‌رود . خصم با خیال خود شیپور در جنگ دمید تا بترساند، اما این مردم که با فرهنگ عاشورا قد کشیدند و کربلا را سرمشق خود می‌دانند، نه از شیپور جنگ و نه از مبارزه بیم دارند، زیرا عقیده آنان این است که اگر با خدا باشیم پیروز میدان هستیم و غیر از این هم نمی‌باشد. "زمین نه جای ماندن، که گذرگاه است... گذر از نفس به سوی رضوان حق. هیچ شنیده‌ای که کسی در گذرگاه رحل اقامت بیفکند؟" خود شاهد بودم که پدری فرزند چند ماهٔ خود را بر دست در میدان گرفته بود و رجز می‌خواند و می‌گفت: (که امام حسین(ع) آن روز با شش ماههٔ خود به میدان آمد و این بار روز امتحان من است، این شما و این گلوی شش ماههٔ من، اما محال است که به آن ذهن کرم خوردتان خطور کند که دست از حق و از مسلم زمان خود برداریم. سینه زنان در هیئت‌های امسال هر شب را به منزلهٔ شب عملیاتی می‌دانند و برای آن فتح نهایی چنان سینه می‌کوبند که لرزه بر تن کفر می‌اندازند و گویی میدان نبرد را در پیش رو می‌بینند و می‌خواهند بار دیگر به تأسی از رزمندگان دفاع مقدس به تاریخ ثابت کنند که مرد میدان ما هستیم، این دنیا و این سرِ ما! اینجا عشق فرمان می‌دهد. این همان صف‌بندی اصحاب عاشورایی است که باطل از آن هراسان است و به هر ریسمانی چنگ می‌زند تا در میان آن رخنه کند اما زهی خیال باطل. ✍الف. شریفی ❀─────「✿」─────❀ آزاده باش مانند مادر (س) 🌱 [ @hore_246 ]
کاش من الان مثل پارسال و سال های پیش تو این صف بودم 💔 مرز شلمچه بی لیاقتی تا چه حد آخه؟!! شیرین از از بغل مادر، حرم حسین
بانی آخرالزمانی روضه های حسین امام خمینی (ره) فرمودند: (ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد) حاج آقا ماهری
ببندین دو دست ما را به سینه که نوکرش تا قیامت سینه زن است اینجا
نشریه 61 _ تیر 1404 _ 113.pdf
حجم: 5.9M
🗞️نشریه ۶۱ | شماره ۱۱۳ 🏴ماه محرم الحرام ۱۴۴۷ 🍃در این شماره بخوانیم: .⚡نقش خواص در تحولات تاریخی .⚡سقیفه؛شروع یک فاجعه .⚡یک جنایت عمدی؛ترور .⚡آن گاه که زنی شهید می‌پرورد .⚡شش ماهه کفن میپوشد .⚡زنی در امتداد شمشیرها .🆔@nashre61