آدم هر چقدر که بیشتر در این دنیا زندگی
میکند، بیشتر این جمله را درک میکند که
جز درِ خانهی امام حسین هیچ جای دنیا
خبری نیست..
حیات خضر نبی گر به لطف آب بقاست
حیات ما اثر چای روضهی سقاست...
❀─────「✿」─────❀
آزاده باش مانند مادر (س) 🌱
@hore_246
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤
به عالمی نفروشم غمت که کس ندهد
چنین نفیس متاعی، بدین بهای حقیر
-محیط قمی-
#اندر_احوالات_شهر
❀─────「✿」─────❀
آزاده باش مانند مادر (س) 🌱
@hore_246
📜دستنوشته شهید رشید یک هفته قبل از شهادت🥀
❀─────「✿」─────❀
آزاده باش مانند مادر (س) 🌱
@hore_246
🖤
دههٔمحرم برایم سنت شده بود کربلا باشم
از وقتی امسال نشد، حالم بده...
پاهایم به اینکه مقصد هر روزشون حرم باشن، به سعی صفا و مروه شبانهٔ بینالحرمین، به پلههای کشوانیه، به قرار گرفتن در شیب ورودی حرمها برای سلام و به پایین آمدن به پای یار، به لمس موکت قرمز، به قرار گرفتن در صف وصال؛
چشمانم به دیدن گنبدها، به رجز خواندن پرچمها، نور قرمز حرمها، نخلهای بین الحرمین، نور آفتاب که از پنجرهها برای طواف به دیوارهای حرم تابیده میشد، به عاشقی کردن خادمها، به دیدن نماز خواندن برادر اهل تسنن در حرم، به مرور کلمات زیارتنامه؛
روحم به این که خستگیهایش را لابهلای تاروپود فرشهای حرم، واقف علیاکبر انصاری دفن کند و جان دیگری بگیرد، به آروم شدن بعد از زیارت، به راضی نشدن به یکبار، دوبار، سهبار و... زیارت کردن، به جان دادن در قتلگاه؛
گوشهایم به شنیدن صدای گنجشنگهای سرصبح که ورودی حرم زیارت نامه میخوانند، به دسته دسته عزاداریها، حتی به خواندن اسم گمشدگان دربین الحرمین و قرار در زیر تلویزیون حرم آقا امام حسین (ع)، به إشرب ماي یا زوار ابوسجاد يا زوار الحسين و العن اليزيد، به اتفضل چای أبوعلي؛
جسمم به قرار گرفتن در میان زوار، از شلوغی، حل شدن در پنجرههایضریح، به گوشه بهشتِ ضریح رفتن دقیقا همونجایی که سمت راستش سیدالشهداء (ع) و سمت چپ حضرت علی اکبر (ع) هست، به نشستن روی پلهها مقابل ضریح، به استشمام عطر حرم از پس ورودیها؛
دستانم به تکیه بر میلههای بازرسی، به کنار زدن پرده، دست کشیدن به دیوارها، درها، دست بر سینه سلام دادن، به قفل شدن در پنجرهٔ ضریح؛
عادت کرده بودند
میبینی تمام من درد میکند... ❤️🩹
کاش! چون لاله، دل تنگ مرا بشکافی
تا بدانی که چه سان داغ نهانی دارم؟
#احوالات
❀─────「✿」─────❀
آزاده باش مانند مادر (س) 🌱
@hore_246