حُــــــــرّهِ |☫🖤
🔸فتح ای که روایت نمیشود روایتی که فتح نمی آورد ✍عصاره شرایط سیاسی اجتماعی تبلیغی حیات مبارک ا
صلح حسن شهادت آفرین است
شهادتش برای حفظ دین است
📜🏴
🖋سلمان منا اهل بیت
یاران پای در راه نهیم که این راه رفتنی است نه گفتنی...
°نقل شده است که سلمان پشت سر
امیرالمؤمنین (علیه السلام) حرکت میکرد و دقیقا پا جا پای حضرت قرار میداد، همین معرفت و پیرو بودن سلمان بود که آن را رساند به سلمان منا اهل بیت.
همان سلمانی که امام صادق
(علیه السلام) فرموند :
سلمان خواسته امیرالمومنین
( عليه السلام) را بر خواسته ی
خود مقدم میدانست.
در این ایامی که به مانند زمینی شده است که برای کِشت و زرع آماده است، برای فلاحت فتنهها مستعد است که تقدیر ما را گندم ری یا تشنگی خیمهها رقم بزند.
مردی را می شناسم که سلمان وار زندگی میکرد و عاشورایی شهید شد او همانند سلمان خواسته ی ولی خود را بر خواستهی خود مقدم می دانست و در نهایت حاصل حیات خود را در شب جمعه ای سر بر بالین امامی که همیشه به آن اقتدا میکرد گرفت.
اگر این ولایت نیست پس چیست؟
مگر ولایت جز آن است که نوع مدیریت و خواسته ی او را بپذیری قبل از آنکه به ولایت آن شهادت دهی.
حال در این عصر جدید که از زمان سلمان و امیر المؤمنین (علیه السلام) قرن ها می گذرد، تورا به قطع امامی هست و نائبی، که مظلومیت آن بیشتر از مظلومیت امیرالمؤمنین(علیهم السلام) نباشد کمتر نیست.
اینک انتخاب با توست که سلمان وجودت را در چه راهی قرار دهی؟ پشت سر ولی و پا جا پای ولی و یا...
بگذار بعد از یا رو نگویم که حتی گفتن آن خسران این دنیا و آخرت است....
این راهی که میگویم برای هر قدم برداشتن در آن ٧٢تا شهید داده است و قافله ی این راه منتظر کسی نمیماند و همانطور که سید اهل قلم گفت گناهکاران دراین قافله را راهی نیست اما پشیمانان را می پذیرند
این راه را عاشورائیان با سر رفته اند تو چگونه خواهی رفت ؟
✍الف. شین
مثل اینکه تازگی ها دیده شده پفک موتوری رو به عنوان یک خوراکی خوشمزه و جذاب در عراق همراه با فلفل تند و بشقاب سرو میکنند.
ما هرچه داریم ز دولت موسی بن جعفر است.
عمود 285 استراحت موکب امام رضا (ع)
بسم الله النور
شنبه ١١ مرداد
ساعت 4:30 بود که رسیدم مرز
این سفر از لحظهای که شروع شد
تجربهٔ جدیدی میشد در یکی از صفحات زندگیم
اولین تجربه تنها رفتن به اربعین
راستش رو بخوای کمی اضطراب داشتم
اما بخش عظیمی از آرامشم رو مدیون این اعتقادم بودم که امام حسین هوای زائراش رو داره،
همین اعتقاد باعث شد من راحتترین سفر اربعین رو تجربه کنم.
مرز که رسیدم اونقدری شلوغ نبود که کسی اذیت بشه، خلوت هم نبود، از سمت ایران موکب ها شربت و آب میدادند مثل اینکه هنوز کامل مستقر نشدن، در عرض نیم ساعت با حسب طی مسافت بین گیت های ایران و عراق، گذرنامه مهر خروج و ورود خورد، و تا حدودی نفس راحتی کشیدم که امسال هم خودم رو بین این همه عاشق جا دادم تا شاید به آبروی این عشاق این رو سیاه هم به چشم مادر بیاید. سمت عراق موکب ها تا حدودی فعال بودن، چایی، غذا، آبمیوه، دوغ و.... من در مقابل دو چیز مقاومتم شکسته میشه یکی دوغ یکی عصیر لیمو عمانی، واسه همین هرجا این دوتا رو میدیم بی تردید خودم رو محروم نمیکردم 🤭
واقعا هیچ چیز در جهان نمیتونه این صحنه های زیبا رو رقم زد، در روزهای عادی از بزرگ تا کوچیک در اون گرما، خنکی خونش رو ترجیح میداد، اما این عشق اباعبدالله هست که جهان را بیابان گرد کرده است، قطعا بهشت هم بیابانی دارد که نامش طریق الحسین است.
وقتی بچه ایی با معصومیت کامل یا مردی که محاسنش را در پای عشق به امام حسین سفید کرده است، چیزی تعارف میکند محال است بتوانی دستش را رد کنی.
از میان گذرگاه عشاق رد میشم و به سمت ماشین هایی که سمت نجف میرن حرکت میکنم، در سریع ترین حالت ممکن ماشین گیرم اومد و به سمت نجف حرکت کردم.
بریم نجف ❤️
#روایت_مشایه
پیرمردی را دیدم که با دو عصا لنگ لنگان مشایه را با پای دل میرود.
خدایا ما را مجنون ترین مجانين حسینت کن
#روایت_مشایه