از وقتی هم برگشتم
سوالات نوبت شهریور رو برای معاون فرستادم
ساعت خواب داغون شد
با معاون در خصوص مراقبی فردا صحبت کردم که اگه بیام تنها کاری که میتونم بکنم اینه که همتون رو سرما بدم 🤧🤒🤕
معاون هم دستش ممنون گفت یه کاریش میکنم
خدا از این معاون ها نصيب همه معلم ها بکنه از بس که ماه هست
حُــــــــرّهِ |☫🖤
گذرنامهام از سمت ایران که مُهر خورد و رسماً وارد خاک وطنم شدم خداروشکر کردم بابت اینکه تو این دنیا
در خانه سه نقطه وجود دارد که هر بار نگاهی به سوی آنها روانه میشود، دلتنگی، غم و خیلی چیزهای دیگه که به زبان آوردنی نیست را نشان میدهند
آن سه نقطه میشود:
در جایی که من هستم
گوشه ای از اتاق کولهام قرار گرفته
کنج خانه که کفشهایم قرار دارد
بعد از اربعین کوله ام در گوشه ای از اتاق، کفشهای خستهام در کنجی از خانه و من از طرفی در کهفی زانوی غم بغل گرفتهایم ساعت٦ که میشود، ناخودآگاه ما سه نقطه به طریق الحسین میرویم که این ساعت از موکب بیرون آمده و مشایه رو شروع میکردیم.
کاش هر مدت یکبار یه ٨٠ کیلومتری که ختم به کربلا بشه میبود.
#احوالات