میشه چند تا از خاطراتت با گلشید تعریف کنی؟
سالهای پیش تو پارک مرکزی شهرک نفت اهواز انقدر غرق حرف زدن بودیم که گم شدیم
وقتی بلاخره پیدا کردیم راهو تا خونه اون خیلی بامزه گریه کرد و منم نتونستم جلو خندم رو بگیرم. تنها جایی که به گریه کردنش خندیدم همون موقع بود