eitaa logo
سیره صالحان
671 دنبال‌کننده
390 عکس
56 ویدیو
33 فایل
• أُحِبُّ الصّالحينَ و لَستُ مِنهم || لَعَلَّ اللهُ أن يرزُقني صلاحًا • . نشر فرمایشات و سیره علامه طهرانی و آیت الله طهرانی رضوان الله علیهما . 💻 اینستاگرام: instagram.com/siresalehan . 🎥 آپارات: aparat.com/sire_salehan
مشاهده در ایتا
دانلود
┄┅⊱⊰𖣐 آفــــآق حــُســِیـــنـــۍ 𖣐⊱⊰┅┄ ⌘. عنوان | قیام به حق ۞. حضرت ابوالاحرار حسین بن علی علیه السلام میفرمایند: «أَیها الناسُ! إن رَسُولَ الله قَالَ: مَن رَأَى سُلطَانًا جَآئِرًا مُستَحِلًّا لِحُرُمِ اللَهِ، نَاکثا لِعَهدِ الله، مُخَالِفًا لِسُنة رَسُولِ اللَهِ ؛ یعمَلُ فِى عِبَادِ اللَهِ بِالإثمِ وَ العُدوَانِ؛ فَلَم یعَیر [یغَیر] عَلَیهِ بِفِعلٍ وَ لَاقَول، کانَ حَقا عَلَى الله أَن یدخِلَهُ مَدخَلَهُ. أَلَا وَ إنَّ هَولآءِ قَد لَزِمُوا طَاعَة الشیطَانِ، وَ تَرَکوا طَاعَة الرَّحمَنِ، وَ أَظهَرُوا الفَسَادَ، وَ عَطَّلُوا الحدُودَ؛ وَ استَأْثَرُوا بِالفَىْ‌ءِ؛ وَ أَحَلوا حَرَامَ اللَهِ، وَ حَرمُوا حَلَالَهُ؛ وَ أَنَا أَحَقُّ مِن غَیرٍ [مَن غَیرَ ـ مَن عَیرَ]» |❶ ۞. ترجمه علامه طهرانی قدس الله سره: « اى مردم! رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر كسى ببیند سلطان ستمگرى را كه حرام خدا را حلال شمرد، و عهد خدا را بشكند، و خلاف سنت رسول خدا رفتار كند، و در میان بندگان خدا به گناه و ستم عمل كند؛ و آن شخص بیننده سكوت اختیار كند، و نه از راه‌كردار و نه از راه گفتار، او را سرزنش نكند و در مقام انكار و عیب گوئى بر نیاید؛ بر خداوند واجب است كه او را به همان جائى ببرد كه آن سلطان جائر را مى‌برد ◎. آگاه باشید كه این طائفه ستمگر و حكام جائر بنى امیه، پیوسته از شیطان پیروى نموده و طاعت او را بر خود لازم دانستند، و اطاعت خداوند رحمن را ترك گفتند، و زشتى و فساد را ظاهر نمودند، و حدود خدا را تعطیل كردند، و غنائم و فىْء را كه متعلق به همه مسلمین است اختصاص به خود دادند، و حرام خدا را حلال شمردند؛ و حلال خدا را حرام شمردند. و من از غیر خودم سزاوارترم (به جلوگیرى از این امور و نهى كردن از آنها و زمام امور مسلمانان را به دست گرفتن، تا به احكام قرآن و سنت رسول الله عمل شود)» ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ ۞. شرح و تفسیر: «بعضی میگویند هر قیامى قبل از قیام حضرت قائم علیه السلام صورت بگیرد، آن قیام باطل است، أیا ما كان؛ و هیچ‌كس دست به كار خیر و عدالت نباید بزند چون خلاف نظریه آن حضرت است. [ و این افراد به روایاتی تمسک می کنند از جمله آنکه ] حضرت صادق علیه السلام فرمودند: "خارج نمى‌شود از ما أهل البیت تا قیام قائم أحدى، براى اینكه ظلمى را از بین ببرد یا حقى را حیات ببخشد، مگر اینكه بلیات و مصائب و گرفتاری‌ها وى را خرد مى‌كند و از پا در آورده مى‌شكند؛ و قیام او موجب زیادى در گرفتارى‌ها و ناراحتى‌هاى ما و شیعیان ما خواهد شد!"|❷ ◎. اما منظور حضرت از این عبارت، قیام أفرادى از أهل البیت است که بخواهد قیامى كند كه نتیجه‌اش همانند قیام حضرت مهدى علیه السلام باشد، و دنیا را از شرك و ظلم برهاند و پرچم إسلام را بر سراسر كره زمین به اهتزاز در آورد، قطعا شكست خواهد خورد و قیامش به نتیجه نخواهد رسید؛ زیرا قیام حضرت مهدى علیه السلام پس از حصول شرائط و معداتى است كه موجب پیروزى و به نتیجه رسیدن آن قیام خواهد شد. پس هر كس قبل از او به این كار دست بزند شكست خواهد خورد؛ چون قیام، قیام نوعى نیست، قیام شخصى است ◎. و در روایت وارد است: مَا خَرَجَ وَ لَا یخْرُجُ‌، حضرت مى‌فرمایند: خارج نشده است و خارج نمى‌شود! اما مگر حضرت سیدالشهداء علیه السلام خروج نكرد؟ آیا مى‌توانیم بگوئیم خروج حضرت سیدالشهداء علیه السلام هم موجب زیادى مكروه و ناگوارى و كراهت حضرت صادق علیه السلام و شیعیانشان شده است؟! این را نمى‌توانیم بگوئیم؛ چون‌ مصب مَا خَرَجَ و لَا یخرُجُ آن قیام به حقى كه از نفس إمام معصوم یا در راه إمام زمان علیه السلام باشد نیست، بلكه آن خروجى است كه در مقابل او باشد. خروج حضرت سیدالشهداء علیه السلام به نص آن حضرت از ألزم لوازم و ضروریات بود. و اگر این قیام واقع نمى‌شد نامى از إسلام نمانده بود. این قیام، شرف و فضیلت بود؛ بهجت و مسرت بود؛ عنوان كراهت نبود ◎. این مسكینان نمى‌دانند كه ظهور حقیقى إمام زمان علیه السلام تنها ظهور شخصى و جسمى و عینى نیست. ظهور إمام زمان علیه السلام یعنى ظهور دین، یعنى ظهور صدق، یعنى ظهور عدالت، یعنى ظهور توحید. و به هر درجه‌اى كه دین در میان مردم ظهور پیدا كند آن حضرت ظهور پیدا كرده است؛ وبه هر درجه‌اى كه مردم راست بگویند و بر أساس عدالت رفتار كنند، حقیقت آن حضرت ظهور پیدا كرده است؛ وبه هر درجه‌اى كه مردم گرفتار معصیت و جنایت شوند حقیقت آن حضرت بیشتر غائب شده است»|❸ |↫ |↫ مطالعه قسمت قبلی ⇱ |↫ مطالعه قسمت بعدی ⇲ |↫ فهرست مطالب ❏ ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ 🖇. مصادر: ❶. برگرفته از لمعات الحسین علیه السلام، ص۵۵؛ بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۸۲ ❷. صحيفه سجاديه، ص٢٢ ❸. برگرفته از ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج۴،ص۲۳و۵۵ (تلخیص) @sire_salehan |
┄┅⊱⊰𖣐 آفــــآق حــُســِیـــنـــۍ 𖣐⊱⊰┅┄ ⌘. عنوان | علامت صحت طریق ۞. حضرت ابوالاحرار حسین بن علی علیه السلام میفرمایند: «بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. أَمَّا بَعْدُ، فَإنَّ مَنْ طَلَبَ رِضَا اللَهِ بِسَخَطِ النَّاسِ کفَاهُ اللَهُ أُمُورَ النَّاسِ؛ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَا النَّاسِ بِسَخَطِ اللَهِ‌ وَکلَهُ اللَهُ إلَى النَّاسِ؛ وَ السَّلَامُ!» |❶ ۞. ترجمه علامه طهرانی قدس الله سره: « بسم الله الرحمن الرحیم. اما بعد، كسی‌كه رضاى خدا را طلب كند، گرچه همراه با ناراحتى و غضب مردم باشد، خداوند او را از امور مردم كفایت مى‌كند. و كسی‌كه رضا و پسند مردم را طلب كند به غضب و سَخط خداوند، خداوند امور او را به مردم مى‌سپارد؛ و السلام!» ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ ۞. شرح و تفسیر: « مکتب تشیع مکتب علوی است و مکتب حق و عدالت و حریت، مکتب رفض و دور باش از هر دنائت و پستی و سستی و نفاق و مکر و دوروئی و مصلحت اندیشی و فرو غلطیدن در شهوات و کثرات، مکتب تعالی روح و تجرید نفس و معرفت و توحید و وصول به عالی ترین مرتبۀ متصوره از فعلیت و حصول. در این مکتب خط قرمز و مرز فقط سخط الهی و انجام خلاف رضای اوست و بس! |❷ ◎. علامت صحت طریق این است که: انسان در باطن و نفس خودش ببیند میلش به عالم معنا و حقیقت و عالم نور و پاکی و صدق و خلوص بیشتر است؛ و نسبت به عالم کثرت و دار غرور و اعتبارات و مصلحت اندیشی های بی خود، و جنگ و نزاعی که میان نفوس است برای اینکه بر یکدیگر غلبه کنند و هریک دیگری را می‌کوبد تا مقام خودش بالاتر برود و مال زیادتری به‌دست آورد، تنفر داشته باشد! پس سالک از اول سلوک تا آخر سلوک، غیر از خدا را نباید در نظر داشته باشد، برای غیر از خدا نباید کار کند، چیزی را معادل خدا نباید قرار بدهد، عمل خودش را به مادون خدا نباید عوض کند! ◎. نباید هم انسان با مردم سر و کله بزند، باید راه خودش را برود؛ ﴿وَعِبَادُ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلَّذِينَ يَمۡشُونَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ هَوۡنٗا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَٰمٗا﴾ |❸ «بندگان خدا روی زمین با نرمی و سهولت و با آرامش راه می‌روند. و زمانی هم که جاهلین به اینها خطاب نموده و برخورد کنند، اینها به سلامت کار خود را می‌کنند و می‌گذرند.» فرض بفرمایید که انسان دارد از کنار دیوار و کوچه‌ای عبور می‌کند، آنجا هم یک سگ به انسان واق واق می‌کند، هیچ انسانی دیده‌اید برود به آن سگ بگوید چرا با من این کار را می‌کنی؟ من که به تو نظر بدی ندارم نباید با من این کار را بکنی. باید انسان زود کارش را بکند و برود، نباید خودش را با جاهلین در بیاندازد، مجادله کند. بله! یک وقت انسان با آنها بحثی می‌کند که برای آنها مفید است، آنها را به خدا نزدیک می‌کند، راه گشای آنهاست، بله؛ اما جاهلان می‌خواهند انسان را بکشند و بیاورند در جرگه و محیط افکار خود، می‌خواهند انسان را مثل خودشان کنند. ◎. مؤمن به نیروی ایمان و توکل به خدا، باید محکم سرجای خود بایستد، ”المُؤمِنُ کَالجَبَلِ الرّاسِخِ لا تُحَرِّکُهُ العَوَاصِفُ“ |❹ «مؤمن مثل کوه پا برجا می‌ماند، تند‌بادها و طوفان‌ها نمی‌توانند او را تکان بدهند.» باد که می‌آید درخت‌ها را حرکت می‌دهد، بعضی از شیروانی‌ها را بلند می‌کند، خانه‌ها را خراب می‌کند؛ ولی هیچ دیده‌اید آن بزرگترین طوفان‌ها و شدیدترین عاصف کوهی را تکان بدهد؛ مؤمن این‌طور است، کَالجَبَلِ الرّاسِخ. ◎. مؤمن در آن صراط حق با نیروی حق حرکت می‌کند و در قلبش تشخیص داده صراط چیست و راه چیست و تمام این عواصف، این افکار، این خیالات، این دعوت‌ها به او می‌رسد و با قلب خودش قیاس می‌کند، می‌گوید که: «نه، اینها غلط است، من اگر بروم در آن راه، حرام می‌شوم، فانی می‌شوم، آن کسی که مرا یک ساعت به فلان جا دعوت کرده، یک ساعت مرا ضایع کرده است. نه تنها یک ساعت، به اندازه یک ساعت روح من و نفس من در آن مسیر رفته و من از کار خودم بازماندم؛ من باید بر صراط ایمان باشم و حرکت کنم.» مؤمن در این صورت موفق می‌شود!» |❺ |↫ |↫ مطالعه قسمت قبلی ⇱ |↫ مطالعه قسمت بعدی ⇲ |↫ فهرست مطالب ❏ ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ 🖇. مصادر: ❶. برگرفته از لمعات الحسین علیه السلام، ص ۲۶؛ امالی شیخ صدوق، ص۲۶۸، ح ۲۹۳؛ اختصاص شیخ مفید، ص ۲۲۵؛ بحارالانوار، ج۷۱، ص ۳۷۱، ح۳؛ سنن الترمذی، ج۴، ص ۶۱۰، ح ۲۴۱۴ ❷. حیات جاوید، ص ۲۶ ❸. سوره فرقان، آیه ۶۳ ❹. این جملۀ معروف متّخذ از روایتی است در فضائل أمیرالمؤمنین علیه السلام که در الکافی، ج ١، ص ۴۵۴؛ المناقب، ج ٢، ص۳۴۷ آمده است. ❺. آیین رستگاری، ص ۶۱ تا۷۳ (تلخیص) @sire_salehan |
┄┅⊱⊰𖣐 مــَوﺄعـِظ قـُدْسـۍ 𖣐⊱⊰┅┄ 🔘. مجموعه " مواعظ قدسی " ترجمه و شرحی اجمالی بر فقراتی از احادیث قدسی می باشد که از مجموعه آثار سیدالطائفتین حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی رضوان الله علیه و عالم ربانی آیت الله سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره جمع آوری و خدمت دوستان تقدیم میگردد. ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ ✒️. مقدمه: « ...مبنای تبلیغ و تحقیق و ممارست و صحبت کردن با افراد و دوستان، از هنگام مراجعت از نجف اشرف مورد نظر علامه طهرانی رضوان الله علیه بود و در نامه ای که به مرحوم حاج شیخ محمد جواد انصاری قدس سره نوشته اند آمده است: «دوستان در اینجا (طهران) تقاضای تشکیل یک جلسه ای را می کنند، آیا شما موافقت می کنید یا نه؟» ایشان در جواب می فرمایند: «بله، بلامانع است.» |❶ از همان هنگام ایشان جلسات سیّار روز جمعه را تشکیل دادند و شرح نهج البلاغه را شروع کردند. و طبق آنچه به نظر حقیر می رسد، شاید حدود هجده سال این جلسات سیّار ادامه داشته است. ◈. علاوه بر این، ایشان شب‌های سه‌شنبه در مسجد قائم جلسۀ قرائت قرآن داشتند و خود ایشان بر تصحیح و ترتیب قرائت قرآن مباشرت داشتند. حدود سه ربع تا یک ساعت عده ای به این نحو قرآن می خواندند و بعد هم ایشان تفسیر قرآن می کردند. و این اواخر دیگر به جای تفسیر، همان احادیث قدسیِ «یا عیسی! یا عیسی!» را که مرحوم مجلسی در جلد چهارده بحار آورده است |❷، شرح می کردند. ◈. این جلسات شب سه‌شنبه حساب و کتابش با بقیه شب‌ها فرق می‌کرد، در شب‌های دیگر ایشان تفسیر قرآن می‌گفتند و از اوّل سوره حمد که شروع کرده بودند تا آل‌عمران هم گذشته بود، از زمانی که از نجف آمدند سوره بقره و سوره آل‌عمران هم ظاهراً تمام کرده بودند، تفسیر قرآن بود دیگر، و مبنای تفسیر ایشان هم همین تفسیر المیزان بود. ولی در شب های سه شنبه لحن صحبت تفاوت می کرد، تعابیر فرق می کرد، و مسائل اخلاقی گفته می شد و احادیث قدسی را بیان می کردند و خُب واقعاً مجلس حال و هوای دیگری داشت، خیلی فرق می کرد، به طوری که وقتی که جلسه تمام می شد در آن شبها یک حالت سُکر و مستی، حالت سبکی و انشراق و خلسه عارفانه و روحانی می توانیم بگوییم برای خیلی از افراد دست می داد. ◈. عجیب اینکه در بعضی از اوقات ایشان مطالبی را مطرح می‌کردند که شاید به نظر مستبعد می‌نمود؛ یعنی می‌توانم بگویم که مِن غیرِ اختیارٍ این مسائل مطرح می‌شد. اینها آمدند و آن حقایق را به‌نحوی بیان کردند که خط و مشی حیات یک فرد، در این صحبت‌ها مشخص می‌شود! اینها اندوخته و حاصل تجربۀ یک عمر است؛ اینها مطالب مُلهَم از عالم حقیقت و واقع است؛ اینها مطالب متّخذ از بزرگان و اولیاء و نتیجه و حاصل یک تجربۀ سلوکی است. ◈. البته الآن متأسفانه از این مطالب و از شرح این احادیث قدسی، مسائل و مطالبی از ایشان در دست نیست. جدّاً عرض می‌کنم که واقعاً ما در آن موقع قدر صحبت‌های ایشان را نمی‌دانستیم. الآن ما کاملاً به این مطلب واقف و آگاه هستیم و با تمام وجود این مطلب را احساس می‌کنیم که واقعاً چه گوهری از دست رفت! من این مطلبی را که عرض می‌کنم شوخی نمی‌کنم، بلکه این را پس از یک تجربۀ شخصی بعد از ارتحال ایشان عرض می‌کنم؛ که واقعاً آنچه را از دست دادیم دیگر قابل جبران نخواهد بود.»| ❸ ☜ مطالعه قسمت بعدی ⇲ ☜ فهرست مطالب  ❏ ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ 📥. مصادر: ❶. رجوع شود به مطلع انوار، ج ٢، ص ٣٣٣ ❷. الکافی شیخ کلینی ، ج۱۵، ص ۳۱۸ ، ح ۱۰۳/۱۴۹۱۸ ؛ الآمالی شیخ صدوق، ص ۶۰۶ - ۶۱۴، ح ۸۴۱؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص ۲۸۹، ح ۱۴؛ ❸. برگرفته از شرح حدیث عنوان بصری، جلسه ۱ و آموزه های معرفت، سنه ۱۴۳۵ ه.ق، جلسه ۱۵   @sire_salehan |
┄┅⊱⊰𖣐 مــَوﺄعـِظ قـُدْسـۍ 𖣐⊱⊰┅┄ ۞ . عنوان ۰۱ | محبت به خداوند ۞. خداوند متعال خطاب به حضرت عیسی علیه السلام می‌فرمایند: «... یا عِیسَى! أُوصِیک وَصِیةَ المُتَحَنِّنِ عَلَیک بِالرَّحْمَةِ حَتَّى حَقَّتْ لَک مِنِّى الْوِلَایةُ بِتَحَرِّیک مِنِّى الْمَسَرَّةَ...» فـ³|❶ ۞. ترجمه علامه طهرانی قدس سره: «... اى عیسى! مانند شخصى كه از روى محبّت و ترحّم و شفقت در مقام اندرز و پند و نصیحت تو در آید، تو را وصیت میكنم، تا آنكه قوّه طلب در تو زیاد گردد و در جستجوى رضا و محبّت من درآئى؛ و در این حال ولایت من در وجود تو حكمفرما خواهد شد و به تمام صفات و اسماء من متّصف خواهى گشت...» ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ ✒️. شرح و تفسیر: « ... اسّ و مُخّ دین و طىّ راه خدا، محبّت به خدا و منسوبین به اوست و لذا بهترین و سریع‌ترین راه براى این مقصود تحصیل محبّت است. محبّت عبارت است از جاذبه نفس و كشش روحى حبیب نسبت به محبوب و چون صفات و آثار هر موجود از توابع و لوازم نفس و روح آن موجود است، بنابراین به علّت این جاذبه و كشش روحى نفس محبّ به محبوب، آثار و صفات محبوب در محبّ منعكس خواهد شد. ◈. بر أفرادى كه طالب راه خدا هستند لازم و حتم است كه خود را به صفات خدا درآورند و این معنى بدون تحصیل محبّت خداوند محال است؛ یعنى اگر كسى در تمام عمر به كارهاى خیر مشغول باشد و از بدى‌ها اجتناب كند، ولى محبّت خدا را در دل نپروریده باشد، جان او از صفا و وفا كاملًا تهى بوده و مانند قبرى است كه روى آنرا با نقش و نگار زینت نموده باشند. ◈. محبّ خدا بواسطه أعمال نیك، دائماً محبّت خدا را در دل خود شدید میكند و با مخالفت هواى نفس و موافقت رضاى محبوب عشق خدا را در دل زیاده میگرداند، تا به حدّى كه مورد رضاى او واقع شده، از هواى خود بیرون آمده، به هواى دوست زنده است. در اینحال خدا در وجود او حكومت میكند، تمام أعمال و رفتارش خود به خود به اراده خدا خواهد شد؛ كأ نّه از خود خالى گردیده و از خدا سرشار است. از حركت به خود دست كشیده و به حركت خدا متحرّك است. ◈. در مقابل محبّت به دشمنان خدا و رسول چنان اثر قوى در نفس انسان میگذارد كه به كلّى زمینه نفس را از ایمان خالى مى‌كند و رائحه‌اى از آن باقى نمى‌گذارد. و در این صورت أعمال صالحه انسان چون خس و خاشاكى خواهد بود كه در سرزمین خشك و بى‌آب و علف روئیده، هیچ بو و طراوتى و جمال و زیبندگى نخواهد داشت. مثال عمل صالح به انضمام محبّت به دشمنان دین، مثال گل و گیاهى است كه در مزابل روئیده باشد؛ اگر فرضاً ظاهرى فریبا داشته باشد ولى باطن و اصل آن متعفّن و زشت است.» |❷ ☜ مطالعه قسمت قبلی  ⇱ ☜ مطالعه قسمت بعدی ⇲ ☜ فهرست مطالب ❏ ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ 📥. مصادر: ❶. الکافی شیخ کلینی ، ج۱۵، ص ۳۱۸ ، ح ۱۰۳/۱۴۹۱۸ ؛ الآمالی شیخ صدوق، ص ۶۰۶ - ۶۱۴، ح ۸۴۱؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص ۲۸۹، ح ۱۴ ؛ رساله مودت، ص ۳۹ ❷. برگرفته از رساله مودت، ص ۳۸-۴۶   @sire_salehan |
┄┅⊱⊰𖣐 مــَوﺄعـِظ قـُدْسـۍ 𖣐⊱⊰┅┄ ۞. عنوان ۰۲ | رغبت به پروردگار ۞. خداوند متعال خطاب به حضرت عیسی علیه السلام می‌فرمایند: «...یا عیسَی بنَ البِکرِ البَتولِ! ابکِ عَلَی نَفسِکَ بُکاءَ مَن قَد وَدَّعَ الأهلَ و قَلَی الدُّنیا و تَرَکَها لأهلِها و صارَت رَغبَتُهُ فیما عِندَ إلَهِهِ...» فـ¹³|❶ ۞. ترجمه آیةالله طهرانی رضوان الله علیه: « ...ای عیسی فرزند زنی دوشیزه و پاک! بر خود گریه کن مانند کسی که از عیال و فرزندانش خداحافظی می‌کند و دنیا را مبغوض می‌دارد و آن را برای اهل و عیالش ترک می‌نماید و میل و خواستش به سمت و سوی خداوند جهت پیدا کرده است...» ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ ✒️. شرح و تفسیر: « ... امام سجاد علیه علیه السلام در فقراتی از دعای ابوحمزه ثمالی میفرماید: « سَیّدی، إلَیکَ رَغْبَتی و إلَیکَ رَهبَتی و إلَیکَ تَأمِیلی | ای خدای من، ای سیّد من و ای آقای من! تو می دانی که من رغبت و میل خودم را منحصر به تو کردم و بس.»|❷ ◈. این مردم دارای هوس، آرزو، خیال، کوشش و زحمت هستند. یک عدّه دنبال دین می‌روند، یک عدّه دنبال دنیا می‌آیند؛ یک عدّه دوست دارند بهشت را ببرند، یک عدّه دوست دارند مقدّس بشوند. خدایا تو می‌دانی که من دین و دنیا را به خود مردم سپردم، هر کس می‌خواهد دنبال دینش برود، برود و هر کس هم می‌خواهد دنبال دنیایش برود، برود؛ من دین و دنیای خودم را در تو منحصر کردم. ◈. دین من چیست؟ تو ! دنیای من چیست؟ تو ! هرجا تو باشی همه چیز هست؛ هرجا تو نباشی هیچ چیز نیست! دین من آن چیزی است که تو می‌خواهی و دنیای من آن چیزی است که تو می‌خواهی. اگر تو نخواهی آن دین برای من نیست ولو تمام مردم آن را دین بدانند، اگر تو نخواهی من دین نمی‌شناسم؛ اگر تو نخواهی دنیا برای من نیست ولو اینکه تمام افراد بشر پشت‌به‌پشت همدیگر بدهند و برای آن هم ساعی و کوشا باشند، این به درد من نمی‌خورد. دین من و دنیای من تو هستی! ◈. در فقرات آخر ملحقات دعای عرفۀ حضرت سیّدالشّهدا علیه السلام آمده است: «ماذا وَجَدَ مَن فقَدکَ، و ماذا فَقدَ مَن وَجدَکَ | خدایا آن کسی که تو را گم کرد، چه چیز را پیدا کرده است؟ و آن کسی که تو را یافت، چه چیز را گم کرده است؟ (هیچ!)»| ❸ همین طور مناجات مریدین ـ مناجات هشتم از مناجات خمسةعشر ـ که از حضرت سجّاد علیه السلام روایت شده است، خیلی خوب همین مفاد را بیان می‌کند.» |❹ ☜ مطالعه قسمت قبلی  ⇱ ☜ مطالعه قسمت بعدی ⇲ ☜ فهرست مطالب ❏ ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ 📥. مصادر: ❶. الکافی شیخ کلینی ، ج۱۵، ص ۳۱۸ ، ح ۱۰۳/۱۴۹۱۸ ؛ الآمالی شیخ صدوق، ص ۶۰۶ - ۶۱۴، ح ۸۴۱؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص ۲۸۹، ح ۱۴ ؛ انوار الملکوت، ج۲، ص ۳۹۶ ❷. مصباح المتهجد، ج۲، ص ۵۸۲.. ❸. قابل ذکر است که حضرت علامه طهرانی رضوان الله علیه در الله شناسی، ج ١، ص ٢۵۱، این فقرات شریفه را از دعای عرفه نمی دانند بلکه قائل هستند بعدها به آن اضافه شده است. ❹. برگرفته از شرح فقراتی از دعای ابوحمزه ثمالی، ج۲، ص ۱۵۳   @sire_salehan |
┄┅⊱⊰𖣐 مــَوﺄعـِظ قـُدْسـۍ 𖣐⊱⊰┅┄ ۞. عنوان ۰۳ | قصد و توجه به پروردگار ۞. خداوند متعال خطاب به حضرت عیسی علیه السلام می‌فرمایند: «...یا عیسی! لا تَدعُنِی إلاّ مُتَضَرِّعًا إلَیَّ و هَمُّکَ هَمًّا واحِدًا، فَإنَّکَ مَتَی تَدعُنِی کَذَلِکَ اُجِبکَ...» فـ²⁰|❶ ۞. ترجمه آیةالله طهرانی رضوان الله علیه: « ...ای عیسی! مرا مخوان جز با حال تضرّع بسوی من و قصد تو قصد واحد باشد پس اگر در این صورت مرا بخوانی اجابت می‌کنم...» ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ ✒️. شرح و تفسیر: « ...دعای شخص مضطرّ مستجاب است، چون در حال اضطرار قطع علاقه از همه چیز نموده و به اسباب توجّه ندارد، بلکه یکسره چشم دل خود را به خدای خود دوخته است. مردمی که به مادّیّات انس پیدا کرده و هنوز تربیت شرعیْ آنها را در مقام توحید رهبری ننموده است، در مواقع شدائد و بیچارگی مضطرّ شده به خدا پناهنده می‌شوند، و در غیر مواقع شدّت از این معنی غافل می‌گردند و به خدا در امور خود متوجّه نمی‌‌شوند؛ و در موقع گرفتاری نماز می‌خواند، قرآن می‌خواند، شبها در تاریکی به قیام و قعود به ذکر خدا بیدار است، چون خدا بدو رحمت بفرستد و رفع گرفتاری کند یکسره فراموش می‌کند، نه نمازی نه روزه‌ای نه قرآنی نه قیام و سجودی، در یک دنیای از غفلت فرو می‌رود و به نفس خود متّکی می‌گردد؛ گویا اصلاً چنین گرفتاری برای او پیدا نشده و ابداً به خدا توجّهی نکرده و برای رفع گرفتاری خود دعائی ننموده است. ◈. انسان باید در امور کوچک و بزرگ قابل اعتناء و غیر قابل اعتناء به خدا پناه برد، چون تمام امور در دست خداست و برای او تفاوتی ندارد؛ ولیکن انسان چون بواسطۀ تکرّر وقوع بعضی حوادث آنها را عادی می‌بیند تصوّر می‌کند که او خود به خود به وجود آمده و احتیاجی به دعا ندارد. و در امور جزئیّه از قدرت خدا غافل است و امور بزرگ را به خدا نسبت می‌دهند. ◈. اگر یک پرِ کاه را ببیند جلّ الخالق نمی‌گوید، ولی چون حرکت یک کره آسمانی را مشاهده کند، یا فاصلۀ دو کوکب را اندازه‌گیری نماید، و یا طفلی را در گهواره گویا ببیند، و امثال امور غیر مترقّبه فریادش بلند می‌شود و جلّ الخالقش به کهکشان می‌رود؛ با آنکه نسبت قدرت خدا به تمام موجودات مساوی است. محمّد بن یعقوب کلینی روایت می‌کند از سیف تمّار، قال: « سمعت أباعبدالله یقول: عَلَیکُم بِالدُّعاءِ، فَإنَّکُم لا تَقَرَّبُونَ بِمِثلِهِ! و لا تَترُکُوا صَغِیرَةً لِصِغَرِها أن تَدعُوا بِها، إنَّ صاحِبَ الصِّغارِ هُوَ صاحِبُ الکِبارِ - بر شما باد به دعا کردن زیرا هیچ وسیله‌ای برای تقرّب به خدا بهتر از دعا پیدا نخواهید کرد. و کوچکی یک مسأله شما را باز ندارد که دعا نکنید، خداوندی که دعاهای کوچک را مستجاب می‌کند همان خدائی است که دعاهای بزرگ را مستجاب می‌کند!»|❷ ◈. إعمال قدرت از خدا نسبت به موجودی، بیش از إعمال قدرت به موجود دیگر نیست. همانطوری که آسمانها را با قدرت به وجود آورده و الآن به قدرت او موجودند، خلقت ملائکۀ مقرّب و ارواح طیّبه و مجرّدات به دست اوست؛ همانطور یک پرِ کاه به قدرت اوست و هر دو تحت قدرت او یکسانند. ولی چون انسان قوّت و ضعف را با نیروی خود می‌سنجد، پرِ کاه را کوچک و کرۀ شمس را بزرگ می‌بیند؛ خلقت جبرائیل را به قدرت بیشتری مشاهده می‌کند و قدرت مگسی را کمتر. ولی اگر خدا را قادر بداند و همه را مقدور به قدرت خدا ببیند و قدرت او را بسیط تصوّر کند مطلب حلّ می‌شود.»|❸ ☜ مطالعه قسمت قبلی  ⇱ ☜ مطالعه قسمت بعدی ⇲ ☜ فهرست مطالب  ❏ ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ 📥. مصادر: ❶. الکافی شیخ کلینی ، ج۱۵، ص ۳۱۸ ، ح ۱۰۳/۱۴۹۱۸ ؛ الآمالی شیخ صدوق، ص ۶۰۶ - ۶۱۴، ح ۸۴۱؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص ۲۸۹، ح ۱۴ ؛ انوار الملکوت، ج۲، ص ۴۰۳ ❷. الکافی شیخ کلینی، ج۴، ص ۲۹۹، ح ۶/۳۰۶۷ ؛ الامالی شیخ مفید، ص۲۰، مجلس۲، ح ۹ ❸. برگرفته از انوارالملکوت، ج۲، ص۲۵۴   @sire_salehan |
┄┅⊱⊰𖣐 مــَوﺄعـِظ قـُدْسـۍ 𖣐⊱⊰┅┄ ۞. عنوان ۰۴ | دعا به درگاه پروردگار ۞. خداوند متعال خطاب به حضرت عیسی علیه السلام می‌فرمایند: «...یا عِیسَی! سَلنِی و لا تَسألْ غَیرِی، فَیَحسُنَ مِنکَ الدُّعاءُ و مِنِّی الإجابَةُ...» فـ²³|❶ ۞. ترجمه آیةالله طهرانی رضوان الله علیه: « ...ای عیسی! فقط از من بخواه و از غیر من مخواه پس چه نیکو است از تو درخواست و از من اجابت...» ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ ✒️. شرح و تفسیر: « ...دعا عالی‌ترین هدیۀ آسمانی است که خدا برای پیغمبران و محبّان خود آورده، و در مقابل استکبار از دعا بزرگترین نقمت و عذابی است که برای ممتنعین و متمرّدین خدا معیّن کرده است: الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ - دعا حقیقت و مغز عبادت است! |❷ ◈. هر اعتنائی که پروردگار به بندگان خود دارد در اثر دعای آنهاست؛ و چون دعا مناط توجّه و اعتناء ‌خداست بنابراین هر چه دعا از دل پاکتری و از توجّه و انقطاع بیشتری به خدا کرده شود اثر ‌آن که عطف توجّه و اعتنا و رحمت خداست بیشتر خواهد بود چون بنده دعا کند پروردگار مستجاب فرماید و سلسلۀ‌ علل و معلولات را طبق خواستۀ او به گردش درآورد: بنابراین دعا مهمترین عامل در سلسلۀ اسباب برای حصول نتیجه است. ◈. دعا دست زدن به باطن عالم و استمداد از امر غیبی است و موجب حرکت سلسلۀ اسباب از مبدأ و منشأ آنهاست؛ اگر انسان در حال دعا صد در صد توجّه و اخلاص و انقطاع به خدا داشته باشد نفس خود را به مبدأ حرکات و سکونات خارجی رسانیده و در افق ارادۀ کلیّۀ عالم وارد شده و از آنجا امور را بر طبق خواسته‌های خود اراده می‌کند، و اگر انسان در حال دعا چنین انقطاعی نداشت خود را در افق ارادۀ کلّیه نمی‌تواند برساند و لذا دعای او زمین می‌ماند و آن ارادۀ بلا و نزول قضا که قویتر است کار خود را می‌کند و بلا و قضای الهی نازل می‌گردد. ◈. روایت می‌کند مُیَسِّرِ بنِ عَبدِ العَزِیزِ عَن أبِی‌عَبدِاللهِ علیه السلام، قالَ: قالَ لی: یا مُیَسِّرُ! ادعُ و لا تَقُلْ إنَّ الأمرَ قَد فُرِغَ مِنهُ! إنَّ عِندَ اللهِ عَزّوجَلَّ مَنزِلَةً لا تُنالُ إلاّ بِمَسألَةٍ؛ و لَو أنَّ عَبدًا سَدَّ فاهُ و لَم یَسال لَم یُعطَ شَیئًا. [فَسَلْ تُعطَ] یا مُیَسِّرُ! إنَّهُ لَیسَ مِن بابٍ یُقرَعُ إلاّ یُوشِکُ أن یُفتَحَ لِصاحِبِهِ - امام صادق علیه السلام فرمودند: ای میسّر! همیشه دعا کن و هیچگاه نگو که کار از کار گذشته است. در نزد خداوند متعال جایگاهی برای بنده است که فقط بواسطۀ دعا و درخواست به آنجا راه می‌یابد. و اگر بنده‌ای دهانش را از دعا ببندد و از خدا درخواست نکند خدا به او چیزی نخواهد بخشید. ای میسّر! بدان که هیچ دری نیست الاّ اینکه بواسطۀ کوبیدن امید آن می‌رود که باز خواهد شد!» |❸|❹ ☜ مطالعه قسمت قبلی  ⇱ ☜ مطالعه قسمت بعدی ⇲ ☜ فهرست مطالب  ❏ ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ 📥. مصادر: ❶. الکافی شیخ کلینی ، ج۱۵، ص ۳۱۸ ، ح ۱۰۳/۱۴۹۱۸ ؛ الآمالی شیخ صدوق، ص ۶۰۶ - ۶۱۴، ح ۸۴۱؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص ۲۸۹، ح ۱۴ ؛ انوارالملکوت، ج۲، ص ۴۰۳ ❷. بحارالانوار، ج۹۳، ص ۳۰۲، ح ۳۹ ❸. الکافی، ج۴، ص ۲۹۹، ح ۳/۳۰۶۴ ❹. برگرفته از انوارالملکوت، ج۲، مباحث دعا   @sire_salehan |
┄┅⊱⊰𖣐 مــَوﺄعـِظ قـُدْسـۍ 𖣐⊱⊰┅┄ ۞. عنوان ۰۵ | موانع اجابت پروردگار ۞. خداوند متعال خطاب به حضرت عیسی علیه السلام می‌فرمایند: «...یا عِیسَی! قُلْ لِظَلَمَةِ بَنِی إسرائِیلَ: لا تَدعُونِی و السُّحتُ تَحتَ أحضانِکُم [أقدامِکُم] و الأصنامُ فی بُیُوتِکُم، فَإنِّی آلَیتُ أن اُجِیبَ مَن دَعانِی و أن أجعَلَ إجابَتِی إیّاهُم لَعنًا لَهُم حَتَّی یَتَفَرَّقُوا...» فـ²⁶|❶ ۞. ترجمه آیةالله طهرانی رضوان الله علیه: « ...ای عیسی! به ستمکاران بنی‌اسرائیل بگو : مرا نخوانید در حالی که بر مال حرام قرار گرفته‌اید و آن را به حیطۀ استفاده خود وارد کرده‌اید. و بت ها را در خانه قرار داده‌اید بدرستی که من قسم خورده‌ام دعوت کسی که مرا بخواند اجابت نمایم و اجابت خود را نسبت به این افراد لعنت خود بر اینها قرار می‌دهم تا اینکه متفرّق شوند...» ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ ✒️. شرح و تفسیر: «... توبه رجوع به خداست و دعا طلب از خداست، و معلوم است که طلب از خدا بدون رجوع به خدا و حرکت به سمت او و انابه بسوی او اثری ندارد. دعا هنگامی مستجاب است که دعا کننده خود را به عالم معنی رسانیده و از رَوح و رحمت خدا استمداد کند؛ و شخص معصیت‌کار بدون توبه از رحمت خدا دور و از عالم معنی و تجرّد مهجور است. ندای او از دائرۀ هوی و نفس تجاوز ننموده، و دعای او به سمع موجودات مجرّده و مدبّرات عالم و فرشتگان سماوی نمی‌رسد؛ و در این صورت حقّاً این دعا با یأس و نومیدی ادا شده است. ولی چون توبه صورت گیرد رجوع به خدا صورت می‌گیرد، برای آنکه حقیقت توبه رجوع است. معصیت‌کار چون رجوع نمود خود را از زندان تاریک غفلت عبور داده و با توجّه به عالم معنی و اتّصال به مدبّرات امور عالم نزدیک به خدا می‌گردد و دعای او مستجاب می‌شود. ◈. دعا به مرحلۀ اجابت بالا می‌رود در صورتی که در سر راه او به مانعی برخورد نکند. همانطور که در موجودات مادّی کسری و انکساری است همچنین در موجودات روحی و معنوی تدافع و تقابلی است. نفوس و گرفتگی مظلومان سدّ عجیبی است در عالم معنی برای ارتقاء دعا و باید این سدّ را به توبه و ردّ مظالم آنها شکست. ردّ مظالم و احقاق حقوق به جهت آن است که خدائی را که انسان بدو متوسّل می‌شود و از او حاجت می‌طلبد تنها خدای او نیست بلکه خدای تمام مردم بلکه جمیع حیوانات است و همان نظر رحمتی را که به داعی دارد به همۀ مخلوقات خود دارد، چگونه راضی می‌‌شود که بر داعی نظر رحمت کند در صورتی که این داعی به مخلوقات دیگر او ستم نموده و حقوق آنها را ضایع کرده است! و از این گذشته نفوس کسانی که مورد ستم واقع شده‌اند در عالم معنی جلوی دعای این داعی را می‌گیرد و نمی‌گذارد به عالم تجرّد و ملکوت عبور کند.  ◈. علی بن أسباط از حضرت صادق علیه السلام حدیث می‌کند که: «کسی که می خواهد دعایش مستجاب شود باید کسبش را حلال نماید.» امام علیه السلام فرمود: « ترک یک لقمه حرام نزد خداوند بهتر است از هزار رکعت نماز مستحبی است.» و باز از امام علیه السلام روایت است: «ردّ کردن یک دانَقْ از حرام نزد خداوند با هفتاد حجّ پذیرفته شده برابری می کند.» ❷ ◈. و از حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله روایت است که: « خداوند به من وحی فرستاد ای برادر فرستاده‌شدگان و ای برادر بیم‌دهندگان! ملّت خود را بیم ده که داخل خانه‌های من (مساجد) نشوند درحالی که ظلمی بر یکی از بندگان من روا داشته‌اند. زیرا تا وقتی که او مشغول نماز در پیشگاه من است من او را لعنت می‌کنم تا اینکه آن ظلم را از آن شخص برطرف گرداند در این صورت من گوش او خواهم شد که با آن می‌شنود و چشم او خواهم شد که با آن می‌بیند و او از اولیاء و برگزیدگان من خواهد شد و او همسایه من با پیامبران و صدّیقین و شهداء و صالحین در بهشت می‌باشد.» |❸|❹ ☜ مطالعه قسمت قبلی  ⇱ ☜ مطالعه قسمت بعدی ⇲ ☜ فهرست مطالب  ❏ ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ 📥. مصادر: ❶. الکافی شیخ کلینی ، ج۱۵، ص ۳۱۸ ، ح ۱۰۳/۱۴۹۱۸ ؛ الآمالی شیخ صدوق، ص ۶۰۶ - ۶۱۴، ح ۸۴۱؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص ۲۸۹، ح ۱۴ ، انوارالملکوت، ج۲، ص ۳۸۵ ❷. عدّةالداعی، ص ١٢٨؛ بحارالانوار، ج۹۰، ص ۳۷۳ ❸. عدّةالداعی، ص ١٢۹؛ بحارالانوار، ج۸۴، ص ۲۵۷ ❹. برگرفته از انوارالملکوت، ج۲، ص ۳۸۱   @sire_salehan |
┄┅⊱⊰𖣐 مــَوﺄعـِظ قـُدْسـۍ 𖣐⊱⊰┅┄ ۞. عنوان ۰۶ | غفلت از پروردگار ۞. خداوند متعال خطاب به حضرت عیسی علیه السلام می‌فرمایند: «... یا عِیسَی! کَم أُطیلُ النّظَرَ و أُحسِنُ الطّلَبَ، و القَومُ لا یَرجِعونَ..» فـ²⁷|❶ ۞. ترجمه: « ..اى عيسى! چه قدر مهلت دهم و خواهش كنم و اين مردم در غفلت به سر برند و برنگردند؟! سخن از دهن‌هايشان بيرون مى‌آيد و دل‌هايشان آن را فرا نمى‌گيرد...» ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ ✒️. شرح و تفسیر: « ...این نفس همیشه انسان را به باطل و غرور دعوت می کند. و همین که غفلت از خدا کرد، هزار سر در می آورد و با هر سرش، با هزار نیش انسان را می زند؛ و اگر انسان به حول و قوّۀ خودش متّکی باشد و بخواهد آن سرها را از بین ببرد و آن نیش ها را بچیند، از جای دیگر با هزار نیش دیگر سر در می آورد و نتیجه جز هلاکت هیچ نیست. اگر به انسان یک نیش عقرب و مار بخورد می میرد؛ اگر این نفس با هزاران سر او، هر سرهم هزاران نیش دارد، به انسان بزند کجا دیگر برای انسان حیاتی باقی می گذارد! این در صورتی است که خدا انسان را به خودش واگذار کند. ◈. امّا اگر خدا ریسمان انسان را خودش بگیرد، او کارش تمام می‌شود. یعنی آن نفس را مقهور و مغلوب ارادۀ خود فرموده، دیگر نفس هیچ تکان نمی‌تواند بخورد؛ مثل یک عبد ذلیلِ غلامِ‌ تسلیم، دست به سینه در جلوی انسان حاضر است، انسان هر امری کند انجام می‌دهد، بلکه اصلاً در تحت فرمان انسان درمی‌آید، کمک می‌کند! در صورتی که انسان زمامش را به خدا بسپارد! ◈. خورشید که بالای آسمان بیاید، نور خودش را إفاضه می‌کند؛ بی‌دریغ هم هست، بخیل هم نیست که بگوید امروز نور بدهم، امروز نور ندهم، امروز مصلحت هست، امروز نیست! آن کسی که از نور خورشید محروم می‌شود، خودش می‌رود در اتاق پنجره را می‌بندد و پرده را هم می‌اندازد و اتاق را بر خودش تاریک می‌کند، یا می‌رود در سرداب و زیر زمین یا در چاه در تاریکی، یا بالأخره یک مانع خارجی می‌آید جلو نور خورشید را می‌گیرد دیگر؛ و إلاّ در ذات خورشید مگر منع هست؟! آن‌جایی که فیض از ما قطع می‌شود، مال انقطاع خود ماست؛ ما خودمان خودمان را می‌بریم در زیرزمین و چاه محبوس می‌کنیم و نور آفتاب به ما نمی‌رسد. ◈. تمام معاصی که از انسان سر می زند، ناشی از جهالت و غفلت خود انسان است و حجابی است که بین خود انسان و بین پروردگار، خود انسان تولید می کند. هرچه نقص هست، از این طرف هست؛ چون گناه فقط حجاب است و حجاب هم مالِ شُرور است و شُرور هم مال نفوس است، نه مال ذات حق!» |❷ ☜ مطالعه قسمت قبلی  ⇱ ☜ مطالعه قسمت بعدی ⇲ ☜ فهرست مطالب  ❏ ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ 📥. مصادر: ❶. الکافی شیخ کلینی ، ج۱۵، ص ۳۱۸ ، ح ۱۰۳/۱۴۹۱۸ ؛ الآمالی شیخ صدوق، ص ۶۰۶ - ۶۱۴، ح ۸۴۱؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص ۲۸۹، ح ۱۴ ، مطلع انوار، ج۴، ص ۱۳۴ ❷. برگرفته از شرح فقراتی از دعای ابوحمزه ثمالی، ج۲، ص ۲۱۰ تا ۲۳۰ (تلخیص)   @sire_salehan |
┄┅⊱⊰𖣐 مــَوﺄعـِظ قـُدْسـۍ 𖣐⊱⊰┅┄ ۞. عنوان ۰۷ | طلب قوی از پروردگار ۞. خداوند متعال خطاب به حضرت عیسی علیه السلام می‌فرمایند: «..یا عِیسَی! ادعُنِی دُعاءَ الغَرِیقِ الحَزِینِ الَّذِی لَیسَ لَهُ مُغِیثٌ...» فـ⁶⁴|❶ ۞. ترجمه آیةالله طهرانی رضوان الله علیه : «... ای عیسی! مانند غریق غمگین که هیچ فریادرسی ندارد مرا بخوان...» ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ ✒️. شرح و تفسیر: «...انسانْ باید محکم درخواست کند! عمدۀ حرکت انسان به سوی پروردگار بر همین عزمِ خواست است. هرچه خواست قوی باشد، این جلو می‌رود؛ امّا اگر خواست ضعیف و شُل باشد ـ انسان این کار را می‌کند، شد، شد، نشد یک کار دیگر می‌کند، این فایده ندارد! ◈. باید در خواست انسان قوی باشد! بگوید خدایا! من می‌خواهم و دست هم برنمی‌دارم؛ و این خواست، حکم آن ستون اصلی‌ای است که تمام آن عمارتی که انسان بنا می‌کند روی اوست! دیده‌اید که اگر این ستون قوی باشد، آدم هرچه می‌خواهد، می‌تواند روی آن بنا کند؛ اگر پایه محکم باشد، هشتاد طبقه هم می‌شود روی آن ساخت! امّا اگر پایه محکم نباشد، آدم یک طبقه که می‌سازد، یک باد می‌آید و یک تکان می‌خورد، از بین می‌رود. ◈. خیلی مفید است که انسان در کار اصالت داشته باشد! و مهم‌ترین رمز پیشرفت انسان، همان خواست و ارادۀ واقعی‌اش است! و اگر ارادۀ واقعی و خواست باشد، خداوند علیّ أعلی تمام موانع را از جلوی پای انسان برمی‌دارد، و اگر خواست واقعیّت نداشته باشد و اصالت نداشته باشد، به یک مانع که برمی‌خورد عقب می‌نشیند؛ از آن مانع بگذرد، مانع دوّم عقب می‌نشیند، سوّم، چهارم، دهم، صدم، بالأخره در او یأس و فتور و سستی پیدا می‌شود و می‌رود، یا اعتراض می‌کند و در همان منزلگاهِ افکار و اوهام و خیالاتی که دیگر نمی‌تواند از آنجا گذر کند، گم می‌شود! ◈. امّا اگر خواست و اراده باشد، این دیگر می‌رود، و هیچ چیزی جلوی آدم را نمی‌تواند بگیرد! و هرچه اراده در انسان قوی‌تر باشد، به آن مراد خواهد رسید. کسی که چون و چرا به خدا می‌کند، تمام خلائق دشمن اوست؛ بگو: خدا می‌خواهد و بس!» |❷ ☜ مطالعه قسمت قبلی  ⇱ ☜ مطالعه قسمت بعدی ⇲ ☜ فهرست مطالب  ❏ ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ 📥. مصادر: ❶. الکافی شیخ کلینی ، ج۱۵، ص ۳۱۸ ، ح ۱۰۳/۱۴۹۱۸ ؛ الآمالی شیخ صدوق، ص ۶۰۶ - ۶۱۴، ح ۸۴۱؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص ۲۸۹، ح ۱۴ ، انوارالملکوت، ج۲، ص۳۶۹ ❷. برگرفته از شرح دعای ابوحمزه ثمالی، ج۲، ص ۱۰۳   @sire_salehan |
┄┅⊱⊰𖣐 مــَوﺄعـِظ قـُدْسـۍ 𖣐⊱⊰┅┄ ۞. عنوان ۰۸ | صدق نسبت به پروردگار ۞. خداوند متعال خطاب به حضرت عیسی علیه السلام می‌فرمایند: «... یا عِیسَی! قُلْ لِظَلَمَةِ بَنِی إسرائِیلَ: غَسَلتُم وُجُوهَکُم و دَنَّستُم قُلُوبَکُم! أ بِی تَغتَرُّونَ أم عَلَیَّ تَجتَرِءُونَ؟! تَطَیَّبُونَ بالطِّیبِ لأهلِ الدُّنیا و أجوافُکُم عِندِی بِمَنزِلَةِ الجِیَفِ المُنتِنَةِ، کانَکُم أقوامٌ مَیِّتُونَ...» فـ⁶⁷|❶ ۞. ترجمه آیةالله طهرانی رضوان الله علیه: «... ای عیسی! به ظالمان بنی‌اسرائیل بگو: صورت‌های خود را شسته‌اید ولی دل‌های خود را آلوده نموده‌اید. آیا توقع بیجا از من دارید یا بر من جرأت ورزیده‌اید. خود را برای اهل دنیا به بوی خوش معطّر می‌نمائید درحالیکه شکم‌های شما نزد من همانند مردار گندیده است. گویا شما گروه مردگان هستید...» ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ ✒️. شرح و تفسیر: « ... یک‌ وقت انسان از جان و دل و قلب و ظاهر و باطن، کسی را دوست دارد و می‌خواهد با او بنشیند، صحبت کند، گرم بگیرد، انس بگیرد، دل‌ها با هم یکی بشوند؛ یک‌ وقت هم این‌ طور نیست، در ظاهر می‌رود و سلام و علیک می‌کند و می‌نشینند، ولی قلب آنجا نیست، قلب جای دیگر است. آداب ظاهری مجلس را رعایت می‌کنیم ولی قلب متوجّه آنجا نیست، بلکه متوجّه جای دیگر است، متوجّه آرزوهای خودش است، متوجّه آمال خودش است، متوجّه معشوق و محبوب خودش است، متوجّه طواف‌کردن در کعبۀ مقصود خودش است؛ با اینکه الآن پیش معشوق واقعی نشسته است! این را معشوق نمی‌پسندد، و ادّعای عشق و محبّت در اینجا مجازی و صوری است! ◈. خداوند میفرماید افرادی که می‌خواهند بیایند با من مناجات کنند، نماز بخوانند و رابطه برقرار کنند، باید در محلّ صدق باشند، باید صادق باشند و نباید دروغگو باشند، دروغْ‌عمل هم نباید باشند، دروغْ‌فکر و خاطر هم نباید باشند! اختلافِ ظاهر و باطن ـ که در حقیقت، کذب است ـ در مقام عبادت و رابطۀ خاص با خدا برقرار کردن، صحیح نیست؛ چون معنای رابطۀ خاص برقرار کردنِ با خدا این است که: خداوندا، من با باطن خود تو را دوست دارم و می‌خواهم به سوی تو بیایم! آن‌وقت اگر انسان باطن خودش را رها کند و با ظاهر بیاید، خدا ظاهر را نمی‌خواهد؛ چون ظاهر برای مقدّسین و زاهدین است، نه زاهدین واقعی، بلکه آن کسانی که تَزَهُّد و تَنَسُّک می‌کنند و جانماز آب می‌دهند و تسبیح در دست دارند و همیشه زبان ظاهرشان به ذکر مشغول است! ◈. جُنیِد از جایی می‌گذشت، دید شخصی دارد ذکر می‌گوید، گفت: «إشتغَلتَ بالذِّکرِ عَنِ المَذکُورِ؛ تو به ذکر مشغول شدی امّا آن مذکور را فراموش کردی!»|❷ ذکر آن است که با مذکور باشد و یاد محبوب را برای انسان بیاورد؛ نه اینکه انسان اشتغال به ذکر کند و آن‌وقت حقیقت ذکر را فراموش کند! ما خدا را دور می‌کنیم! می‌نشینیم شعرهای خوب و دلربا می‌خوانیم، امّا باطن ما یک جای دیگر است، و دنبال چیز دیگری می‌رود. دعا می‌خوانیم، نماز می‌خوانیم، مناجات می‌کنیم؛ ولی دل جای دیگر است.»|❸ ☜ مطالعه قسمت قبلی  ⇱ ☜ مطالعه قسمت بعدی ⇲ ☜ فهرست مطالب  ❏ ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ 📥. مصادر: ❶. الکافی شیخ کلینی ، ج۱۵، ص ۳۱۸ ، ح ۱۰۳/۱۴۹۱۸ ؛ الآمالی شیخ صدوق، ص ۶۰۶ - ۶۱۴، ح ۸۴۱؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص ۲۸۹، ح ۱۴ ؛ انوارالملکوت، ج۲، ص ۳۸۵ ❷. الکشکول از شیخ بهائی، ج٣، ص١٣ ❸. برگرفته از شرح فقراتی از دعای ابوحمزه ثمالی، ج۲، ص ۳۴   @sire_salehan |
┄┅⊱⊰𖣐 مــَوﺄعـِظ قـُدْسـۍ 𖣐⊱⊰┅┄ ۞. عنوان ۰۹ | ظاهر و باطن تسلیم پروردگار ۞. خداوند متعال خطاب به حضرت عیسی علیه السلام می‌فرمایند: «... یا عِیسَی! قُلْ لَهُم: قَلِّمُوا أظفارَکُم مِن کَسبِ الحَرامِ و أصِمُّوا أسماعَکُم مِن ذِکرِ الخَنا [الفَحشاءِ] و أقبِلُوا عَلَیَّ بِقُلُوبِکُم، فَإنِّی لَستُ اُرِیدُ صُوَرَکُم...» فـ⁶⁸|❶ ۞. ترجمه آیةالله طهرانی رضوان الله علیه: « ...ای عیسی! به آنها بگو: ناخن‌های خود را از فرو رفتن در کسب حرام کوتاه کنید و گوش‌های خود را از شنیدن صدای قبیح ببندید. و با دل‌های خود به سمت من روی آورید. به درستی که من نیازی به دیدن صورت و روی شما ندارم...» ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ ✒️. شرح و تفسیر: « ...انسان در کمون ذات و سرشت خود حرکت به سوى کعبۀ مقصود و قبلۀ معبود را مى‌یابد و به نیروى غریزى و فطرى الهى بار سفر مى‌بندد و با تمام شراشر وجود بدین صوب رهسپار مى‌شود. ◈. لذا تمام اعضاء و جوارح او باید در این سفر به کار افتد. عالم جسم و مادّۀ او که طبع اوست، و عالم ذهن و مثال او که برزخ اوست، و عالم عقل و نفس او که حقیقت اوست همه باید در این سفر وارد گردند و با یکدیگر تشریک مساعى کنند. بدن باید وجهۀ خود را رو به کعبه نموده، در حال نماز به قیام‌ و رکوع و سجود در آید؛ ذهن باید از خاطرات، خود را مصون داشته و رو به سدرة المنتهى کند؛ و روح باید غرق انوار حریم حَرَم الهى گردد و درون حَرَم آمِن حضرت احدیّت مَحو و مدهوش شود. ◈. و از اینجا بدست مى‌آید که عدّه‌اى که به ظاهر پرداخته و از عبادیّات و اعمال حسنه فقط به فعل قالبى اکتفا کنند و از مغز و جوهره به پوست قانع گردند چقدر از کعبۀ مقصود دور و از جمال و لقاى او مهجورند. و همچنین عدّه‌اى که به معناىِ فقط گرویده و از اِتیان اعمال حسنه و عبادات شرعیّه شانه خالى کنند چقدر از متنِ واقع کناره بوده، و از حقیقت به مجاز، و از واقع به تخیّل و توهّم قناعت کرده‌اند. ◈. مگر نه آن است که نور خدا در تمام مظاهر عالم امکان سارى و جارى است؟ پس چرا بدن را از عبادت معاف داریم و این عالم جزئى را از تجلّى انوار الهیّه تعطیل نمائیم؟ و به الفاظِ وصول و لُبّ و مغز و عبادت قلبى اکتفا کنیم؟ آیا این عبادت فقط از یکسو نیست؟ أمّا النَّمَطُ الأوْسَط و اُمَّت وَسَطْ آن دسته‌اى هستند که جمع بین ظاهر و باطن نموده و تمام درجات و مراتب وجودى خود را به عبادت و انقیاد حضرت محبوب واداشته و در این سفر ملکوتى تجهیز مى‌کنند. ظاهر را عنوان باطن، و باطن را جان و حقیقت ظاهر نموده، و هر دو را با یکدیگر چون شیر و شکر بهم درآمیخته‌اند؛ از ظاهر، مرادشان وصول به باطن، و باطن را بدون ظاهر هَباءً مَنْثُورًا شمارند.» |❷ ☜ مطالعه قسمت قبلی  ⇱ ☜ مطالعه قسمت بعدی ⇲ ☜ فهرست مطالب  ❏ ┄┄┄┄┄┄┅⊱⊰𖣐⊱⊰┅┄┄┄┄┄┄ 📥. مصادر: ❶. الکافی شیخ کلینی ، ج۱۵، ص ۳۱۸ ، ح ۱۰۳/۱۴۹۱۸ ؛ الآمالی شیخ صدوق، ص ۶۰۶ - ۶۱۴، ح ۸۴۱؛ بحارالانوار، ج۱۴، ص ۲۸۹، ح ۱۴ ؛ انوارالملکوت، ج۲، ص ۳۸۵ ❷. برگرفته از رساله لب اللباب، ص ۱۰   @sire_salehan |