🌀چشم باطنی علامه #سیدمحمدحسن_میرجهانی
🔹ایشان فرمودند:
🔸سی یا چهل روز بود که از مدرسه صدر حتی برای تهیه غذا بیرون نرفته بودم. زیرا از جرقویه نان خشک و غیره آورده بودم. تا اینکه غذا تمام شد و سه روز بود که چیزی برای خوردن نداشتم پولی هم نبود تا چیزی بخرم و روی درخواست کردن از کسی را هم نداشتم.
🌀تا اینکه دیدم یکی از طلبه ها کاهو گرفته و مشغول شستن آنهاست و برگهای زرد آن را دور می ریزد. صبر کردم تا کارش تمام شد. وقتی که خلوت شد رفتم و برگهای زرد را جمع کردم و با عجله به حجره بردم تا رفع گرسنگی نموده و تلف نشوم.
💠پس از مدتی مجبور شدم به طرف میدان امام بروم (شاید برای استحمام). از مدرسه بیرون آمده و به بازار رفتم. به محض ورود به بازار حیوانات بسیاری را دیدم و دانستم که آنها همان اهل بازار هستند وحشت مرا فرا گرفت.
🔺فقط دو نفر را به صورت انسان مشاهده نمودم. در حالی که می رفتم از ترس عبای خود را روی سرم کشیدم تا کسی را نبینم. ولی از از دیدن پای افرادی که از کنارم می گذشتند وحشت می کردم تا اینکه نزدیک حمام شاه (نزدیک میدان امام) رسیدم و احساس کردم که از ترس دیگر قادر به حرکت نیستم.
🔻به مدرسه بازگشتم و همه ماجرا را به استادم آقای سیدمحمدرضا خراسانی (ره) تعریف کردم. ایشان خادم مدرسه را مأمور کردند تا از بازار سیرابی بگیرد و بیاورد و مرا ملزم به خوردن آن کردند. با اکراه خوردم و پس از آن به حالت عادی بازگشتم و همه را به صورت انسان می دیدم.
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺اضطراب امام رضا (ع)
◾️علاّمه #سيدمحمدحسن_ميرجهانى:
🔹در روز دوشنبه سوّم جمادى الاولى يعنى همان روز رحلت آیت الله #سیدمحمد_حجت_کوه_کمری، ساعت يازده قبل از ظهر در مشهد مقدس در حجرهاى كه در صحن جديد داشتم، خواب قيلوله بودم.
🔸 ناگاه ديدم حضرت #امام_رضا (عليه الصلاة و السلام) با حالى پريشان از حرم مطهر بيرون آمده و عازم است كه به جائى برود.
▪️بعد از تقديم سلام و اخلاص، عرض کردم: آقاجان چرا مضطربى و كجا تشريف مىبريد؟
▫️فرمودند به قم مىروم.
▪️گفتم براى چه؟
▫️فرمودند: سيد محمّد حجّت از دنيا رفته است.
🍁 از خواب پريدم و يك ساعت بعد، راديو فوت آن مرحوم را خبر داد.
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔰ولادت آیت الله #سیدمحمدحسن_میرجهانی(۱۳۱۹ق)
🔷سید محمّدحسن طباطبائی میرجهانی محمدآبادی جَرقَویهای اصفهانی مشهور به میرجهانی عالم شیعی قرن پانزدهم هجری است.
👈زندگی نامه👉
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
14-tabatabaei-mirjahani-bayane-khaterat(www.rasekhoon.net)1.mp3
14.73M
🎙خاطرات آیت الله #سیدمحمدحسن_میرجهانی
❗️قسمت اول
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺ملکوت حرم امام رضا (ع):
▫️علامه #سیدمحمدحسن_میرجهانی می فرمودند:
🔹روزی از حرم #امام_رضا (ع) بیرون آمدم که باران گرفت. یاد آن روایت افتادم «کسی که هنگام رفتن به زیارت یک قطره باران به او بخورد، تمام گناهانش بخشیده می شود.»، خیلی خوشحال شدم و اراده کردم دوباره به حرم بازگردم.
🔸داخل صحن عتیق که شدم، دیدم داخل صحن را مانند صحرای عرفات چادر سفید زده بودند و با طنابهای محکم آنها را بسته بودند. تمام صحن این گونه بود و انتهای صحن دیواری سیاه رنگ مانند دود بود. گنبد و ضریح هم میان زمین و آسمان معلق بود.
🍁 حیرت کردم و از پیر مردی که آنجا بود، پرسیدم: صحن چرا اینطور است ؟
تبسمی کرد و گفت: اینجا همیشه این گونه است:«این چادرها متعلق به دوستان و محبان است که به زیارت می آیند و آنها که ولایت آقا را قبول ندارند در آن دیوار سیاه محو می شوند».
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺روزی ده جزء
▫️حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری:
🔹خدا آيت اللّه #سیدمحمدحسن_میرجهانی را رحمت كند؛ اواخر عمرشان يكي از چشم هايشان را عمل كردند و ايامي بود كه تازه روی آن چشم را بسته بودند، آن يک چشمشان هم ضعيف بود؛ خدمتشان رفتيم.
🔸 میگفتند:«دكتر به من گفته ديگر كار علمي و مطالعه نداشته باش. من هم كارهايم را ترک كردم و فقط روزی ده جزء قرآن میخوانم و آن را نمیتوانم ترک كنم».
🌀 تازه این رویه ایشان در غير ماه رمضان بود...
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔰درگذشت آیت الله #سیدمحمدحسن_میرجهانی(۱۴۱۳ق)
🔷سید محمّدحسن طباطبائی میرجهانی محمدآبادی جَرقَویهای اصفهانی (۱۳۱۹-۱۴۱۳ق) مشهور به میرجهانی عالم شیعی قرن پانزدهم هجری است.
👈زندگی نامه👉
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
25.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥مروری بر زندگی آیت الله #سیدمحمدحسن_میرجهانی
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺مردم را نترسان!
▫️نوه مرحوم میرجهانی در مقدمه کتاب البکاء للحسین «ع»:
🔹علامه #سیدمحمدحسن_میرجهانی در آخرین سفر به مشهد مقدس در جمعی بین دوستان فرمودند:
«در سال های اقامت در جوار ملکوتی سلطان سریر ارتضاء حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیه التحیة و الثتاء ـ شبی در منزل یکی از محترمین تجّار در دهه عاشورا منبر می رفتم و موضوع سخنانم مواقف هولناک قیامت بود.
🔸در حال شرح و تفسیر آیات عذاب بودم که ناگاه جانب درب ورودی مجلس، وجود مبارک حضرت #امام_حسین (ع) را مشاهده کردم که با عتاب فرمودند: «مردم را نترسان و آنان را به لطف و محبّت ما امیدوار کن».
⚡️ ناگاه به خود آمدم و بحث را قطع نمودم و از عنایات و کرامات آن امام همام سخن به میان آوردم و در آن شب شوری عجیب در محفل به پا شد.
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎙صدای آیت الله #سیدمحمدحسن_میرجهانی در مورد پدر و مادر
💠 فرزندانی که حقوق پدر و مادر را رعایت نمی کنند، هم عمرشان کم می شود، هم در دنیا به ذلت خواهند افتاد، هم در آخرت به عذاب گرفتار خواهند شد.
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺ذکری برای حیات قلب!
▫️علامه طهرانی:
🔹آقای آقا #سیدمحمدحسن_میرجهانی طباطبائی فرمودند که: [مصلّی در نافلۀ شب،] بین نماز شفع و وتر سیصد و شصت مرتبه بگوید: «یا حَیُّ یا قَیّومُ»؛
🔸بدین قِسم که با یک نفس این ذکر را تکرار کند تا وقتی که بخواهد نفس قطع گردد، در این حال ذکر را به جملۀ: «برَحمَتِکَ استَغِیثُ» وقف کند، بعداً بگوید: «أللهُمَّ أحیِ قَلبِی» و سپس شروع کن به بقیّه ذکر، و به همین منوال بگوید تا سیصد و شصت مرتبه تمام شود.
🌀دیگر آنکه فرمودند: در موقع خواب آیۀ نور ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ تا ﴿وَٱللَهُ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيرِ حِسَابٖ﴾ قرائت شود.
#نماز_شب
📚کتاب مطلع الانوار جلد ۴،صفحه ۱۱۶.
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺چوبه محمل!
▫️آیت الله شبیری زنجانی:
🔹 معروف است که #حضرت_زینب در کوفه سرش را به چوبه محمل کوبید و عبارت را اینگونه می خوانند: «نَطَحَتْ جبينها به مقدم المحمل» .
🔸 آقای #سیدمحمدحسن_میرجهانی عبارت را این گونه می خواند: «نُطِحَتْ جبينها بمقدم المحمل»؛ یعنی حضرت زینب بی حال شد و سرش به چوبه محمل، خورد نه اینکه عمداً سرش را به چوبه محمل زده و خون انداخته باشد تا «إن قلتَ» و «قلتُ» مطرح شود.
📚کتاب جرعه ای از دریا، جلد دوم، صفحه ۶۸۵-۶۸۴.
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama