lumière | نور
این مدت یه کتابی رو یه روزه خوندم. هنوز شیرینیش رو حس میکنم. بسیار خوشخوان و روان با روایتی زیبا
میگوید: «آخرین ذخیرهی خداوند، زمانی آشکار میشود که نه به اصرار، بلکه به اشارهای، مردم از او پیروی کنند و شاید این فراق و فاصله، حکمت خداست تا به یاد بیاوریم منزلت ولیمان را نشناختهایم و آنطور که باید عبد و مطیع نبودهایم.»
-سر بر دامن ماه/ فاطمه دولتی
یادتونه تو تلگرام بهتون گفته بودم آیت الله حائری شیرازی توی مسئله تربیت فرزند و حتی همسرداری، هم الگوی خوبی هستن هم سخنان بسیار کاربردی در این باره دارن.
کانالشون توی ایتا رو داشته باشید و بخونید.
@haerishirazi
اگه متاهل هستین برای همسرتون هم بفرستید و تاکید کنید عضو بشه و بخونه.
حوادث این ایام را با نگاه آیت الله حائری شیرازی ببینید:
این قانون خداست، قانون خلقت است: «يَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِينَ وَ يَضَعُ الْمُسْتَكْبِرِينَ». «متکبر» باید زمین بخورد و «مستضعف»، رفعت پیدا کند.
اما مستکبر، یک دورۀ بالا رفتن دارد تا بعداً خدا او را زمین بزند. بالا رفتن او یعنی این که مثلاً قدرتِ زدنِ شهرها و امثال اینها را داشته باشد و دیگران هم قدرت دفاع نداشته باشند تا او بیشتر جرأت پیدا کند که بالا برود.
این بالا رفتن بهخاطر اینست که زمین خوردنش در عالَم صداا کند! وگرنه اگر پایین بود و زمین میخورد، صدای خفیفی داشت، نشان نمیداد که بت بود و بت شکست. خدا اجازه میدهد که اینها بت بشوند بعد شکسته بشوند و اهل عالَم این معنا را ببینند.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
بزرگترین جنایت چنگیز، کشتن مدافعان شهرها بود؟ شما هم کشتید. بزرگترین جنایت اسکندر، آتش زدن اموال مردم بود؟ شما هم زدید. بزرگترین جنایت هیتلر، کورههای آدمسوزی مخفیانه در آشویتس بود؟ شما آشکارا در خیابان سوزاندید. بزرگترین جنایت مغول، نابودی کتابخانهها و مراکزعلمی بود؟ شما هم کردید. بزرگترین جنایت فرعون ریختن خون نوزادان و خردسالان بود؟ شما هم ریختید. شما عصاره تمام جنایات تاریخید. میراثدار تمام رذلها و جانیان. پنجهبهخونآغشتگانی که تاریخ نامهایتان را به خاطر خواهد سپرد. بگذار رسانههاتان، هرچه میخواهند واقعیت را وارونه جلوه دهند. تاریخ میداند که شما چهکسانید و ما چهکسان.
«مهدی مولایی»
“این اتفاق واقعی و راوی آن خودم هستم.”
روایت اول:
از صبح چند باری با همکارانش تماس گرفت. آمار میگرفت و میپرسید. اینترنت که نداشتیم یک شب تا صبح هم گذشته بود و این بی خبری استرسمان را بیشتر میکرد.
طی یکی از تماسها همکارش گفت: خانوم فلانی که پرستار فلان بیمارستان است و همسرش، هر دو تیر خورده و درجا کشته شدند و دو فرزندش یتیم.
کسی نمیدانست چرا تیر خوردند. فکر کردیم احتمالا از سرکار برمیگشتند و از شانس بد در خیابان بودند که این اتفاق افتاده.
خیلی ناراحت شدیم.
روایت دوم:
از بیمارستان برگشت، بغض کرده و کلافه بود. پرسیدم چه خبر؟
گفت: بچه های اتاق عمل میگن اون زن و شوهر معترض بودن و به همین خاطر تو تظاهرات بودن و یه سری دیدن که مأمورا زدنشون.
میگفت با طعنه بهم میگفتن: خودتون زدین خودتون هم عزای عمومی اعلام میکنین؟
میگفتن: حکومت خودش مردم بیگناه رو میکشه.
روایت سوم:
چند روزی گذشت. از بیمارستان برگشت. شوکه بود. هنوز لباسش رو در نیاورده بهم گفت: اصلا فکرشم نمیکنی چی شده بهت بگم کرک و پرت میریزه.
استرس گرفتم گفتم چی شده.
گفت: سازمان مجاهدین خلق (مریم رجوی)یه لیست از سی و چند نفر از کشته شده های خودشون در تظاهرات اخیر ایران منتشر و ابراز تاسف کردند. وقتی لیست رو دیدم خیلی به اسامی دقت نکردم. تا اینکه همکارم بهم زنگ زد. گفت اسم خانوم فلانی و همسرش هم تو همون لیستی بوده که منافقین منتشر کردن. اون شب داشتن به اموال عمومی تعرض میکردن که مامورا زدنشون.
اون شب قبل اینکه برن تو تظاهرات نزدیکانشون رو در جریان قرار داده بودن و بعد بچه ها رو به مادربزرگشون سپرده و با همه خداحافظی کرده بودن.
وا رفتم.
اسمش را سرچ کردم. عکس خودش و همسرش و عکس دو فرزندشان را دیدیم.
سایتها را باز نمیکرد چون فیلتر بودند. بیشتر عکس ها و ویدیوها از اینستاگرام و یوتوب بود. باز نکرده مشخص بود محتوایشان چیست.
مخصوصا روی “مادر بودن” آن خانم پرستار تاکید داشتند تا احساسات مردم را برانگیزند.
به همسرم گفتم:
تا حالا انقدر جدی به قضیه نگاه نکرده بودم. فکر کن! منافقین همین بغل گوشمون و تو شهر و محلهی خودمون و کنار ما زندگی میکنن.
هدایت شده از گلدونِ سفید؛ 🇮🇷
دیدید جنابِ حاج قاسم؟ شما رفتید. دوستانتان هم. بعد جای خالیتان ترسوها را شیر کرد و حرملهها، ریختند در خیابانهای خاکی که قرارگاه امامحسینش خواندید. کربلا کردند کوچه پس کوچههای حرممان را حاجی. ارباً اربا کردند جوانهایمان را. آتش زدند مسجدها و قرآنها را. خزان کردند بهارِ خانههامان را. خون، خیابانهای حرممان را شُست. آتش به دیوارههای حرم زبانه کشید. تنها در این حرم زیر و رو شد و داغ، سینه به سینه چرخید و قلبهامان را خانه به خانه سوزاند. نبودید حاجی ولی صدایتان بود که داعش را طاعون خواندید. یادتان هست؟ گفتید که سر بردیدن برای این بلایِ عظیم، از ذبح گوسفند آسانتر است. گفتید:«به آن کشور کمک میکنیم برای کنترل آن مصیبت، که به کشور خودمان سرایت نکند!» نبودید حاجی! ندید حاجی! توی همین کشور، توی همین خیابانهای نام آشنا، طاعون به خیابان زد و سوزاند زنانی که تو در بیابانهایِ داغ، برای در امان ماندنشان از اشارهٔ نسیم، جنگیدی. سر بریدند جوانهایمان را حاجی. قتلِعام کردند مردممان را؛ و درختها و چنارها، آبیاری شدند از خونِ سرخِ جوانانی که پیرو مکتب تو بودند، برای امنیت آفرینی. رقص و جولانشان گردِ پیکر شهیدانمان را ندیدی! نبودی حاجی، رقصِ اندر خونِ پسرانت را ندیدی!
آیه سعیدی
هدایت شده از برگ زیتون🌿(بابونهسابق)
🔹این شبههی «خودشون زدن» بنظرم بسیار شبهه الکیایه!🔹
🔰شما تصور کنید خود رضاپهلوی تو پیج اینستاگرامش یه پست گذاشت که مردم بیاید تو این سایت ثبتنام کنید! چه سایتی؟
سایتِ راهاندازی گارد جاویدان!
چی هست؟
خودِ پهلوی گفته گروههای کوچکِ مسلح در سطح محلات!
چند نفر ثبتنام کردن؟
به گفته پهلوی ۱۰۰هزارنفر!!
خود پهلوی گفت ما شما رو آموزش میدیم
و مسلح میکنیم!!
اون۱۰۰هزارنفر مسلحِ آموزشدیده کجان؟
محو شدن؟
خیر! همونایی هستن که تو تجمعات اومدن
از نزدیک و بدون فاصله کم
با سلاحی که پهلوی بهشون داده
و متفاوت از سلاحهای جمهوری اسلامیه
مردم رو کشتن🤝
خود پهلوی تمام مراحل رو واضح اعلام کرده! بنابراین گزارهی «خودشون زدن» کاملاً اشتباهه.
هدایت شده از برگ زیتون🌿(بابونهسابق)
گذشته از اینم یه ذره فکر میخواد.
جمهوری اسلامی چه نیازی داره با قمه یکی رو بزنه در حالی که میتونه با یه تیر کار رو تموم کنه؟
با قمه زدن کار سختتریه. امکان دستگیری حین ارتکاب قتل خیلی بالاتره.
حالا بزنه، چرا باید نیروی خودشو اونقدر بد بزنه که دل بقیه خالی بشه و دفعات بعدی نیان وسط میدون؟
اگر میخواست بزنه چرا از شب اول نزد؟ چرا همه بسیجیا پینتبال داشتن شب اول؟
اینا سوالاتیه که پاسخ هرکدومش برای یه انسان عاقل که ذهنش هنوز فعاله کافیه.
هدایت شده از برگ زیتون🌿(بابونهسابق)
حریر عادلی حرف خوبی زده بود. میگفت کسی که اون کارا رو کرده اصلا تحلیلی نداره. اینترنشنال براش یه نقطه سیاه ساخته به اسم جمهوری اسلامی!
یه نقطه سفید به اسم پهلوی!
همین.
همینقدر ساده!
هرچی کارِ بده به اون نقطه سیاه میرسه
هرچی کار خوبه به اون نقطه سفید میرسه
دیگه نیاز به فکر نداره بقیه چیزا اصلا.
امروز ویپیانی که سابقا خریده بودم وصل شد.
رفتم اینستا.
بچه ها اونجا همه فکر میکنن ما قتل عام شدیم.
دوست بحرینیام هم تو واتسپ پیام داده بود و کلی نگران بود.
میگفت هیچ خبری از ایران نیست و کلی خبر ضد و نقیض داره پخش میشه و ما نمیفهمیم کدومش درسته کدومش غلط.