این روزها بیخبر از بوشهر نیستم و نمیتوانم بی خبر باشم. همسر و خانه و زندگیام در آن شهر است، دوستانم آنجا هستند و شهریست که به آن تعلق خاطر دارم. زینب دوستِ من اهل خورموجِ بوشهر است.
امشب حین صحبت حرفی زد که فروریختم.
گفت: «اینجا شهر کوچیکیه و خبرها زود پخش میشه. یه جانباز داشتیم که پاهاش قطع شده. یه مجروح داشتیم که خطر تخلیه چشم از بیخ گوشش گذشته و همسر دوستِ جوانم که به خاطر موج انفجار آسیب دیده و به اصطلاح موجی شده.»
حرفهای زینب آنجایی جگرمان را سوزاند که گفت: « یه آدم کثافت رفته بالای کوه همین که لـ انـ چر بلند شده راپورت داده زدنش، بعد هم موشک خودشون برگشته و باز انفجار»
پرسیدم: «نگرفتنش؟»
گفت: « چرا گرفتنش ولی به هر حال کار خودشو کرد. اونم به خاطر پنج ملیون سه تا خانواده رو بدبخت کرد. همین دوستم که همسرش موجی شده تازه یک ساله که عروسی کردن.»
از ذهنم گذشت که گاه، به بهای ناچیزی وطنی فروخته میشود، اما تاوانش، تاریکی ابدی در دل تاریخ است.
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📩 متن کامل اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی
🗓 ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62800
📲@rahbar_enghelab_ir
lumière | نور
این روزها بیخبر از بوشهر نیستم و نمیتوانم بی خبر باشم. همسر و خانه و زندگیام در آن شهر است، دوست
از ایتاییون عزیز خواهشمندم پست رو از مرجعش فوروارد کنن و از این نترسن که کانال رهبر انقلاب ممبر بگیره.
ممنون💚
اینجوری نمیشه باید تا شب سه چهار دور دیگه پیام آقا رو بخونم.
امام مهدی (عج) عزیزم ببین تو بیای دیگه چجوری حرفات و رو سر میذاریم.
از تفریحات این روزها میتونم به لو دادن افراد مشکوک و معاند به سازمان اطلاعات کشور اشاره کنم. واقعا میچسبه. حتما نصب کنید.
یکی از همشهریها من عروسِ میناب شده.
دیشب متوجه شدم دخترش تو مدرسه شجره طیبه درس میخونده اما شب قبل از حمله، به دلیل دلدرد شدید نرفته مدرسه و الان سالمه.
روز شروع جنگ چند ساعت بعد از حملهی رژیم سگیونیستی به تهران، حمله به بوشهر هم شروع شد و من مرگ رو نزدیک خودم و خانوادهام حس میکردم.
وقتی روز راهپیمایی باز به تهران حمله شد دیدم از بین اون همه جمعیت فقط یک نفر شهید شده.
و حالا دائما جملهی یکی از ممبرهای اینجا تو ذهنم تکرار میشه: شهادت تنها شیوهی مرگ هست نه زمانِ مرگ.
پروردگارا!
هنگامی که زمانِ مرگ ما فرا رسید، شیوهی مرگمان را شهادت قرار بده.
حالا بروید پاپیون صورتی به موهای سرتان بزنید و با کسانی که در برابرتان بر علیه ایران و نظام و رهبری حرف میزنند برخورد نکنید و ناز نازیشان کنید.
هر یک نفر از چنین افرادی نیروی بالقوهی اسراییلی محسوب میشوند.
قبل از بالفعل شدنشان به گونی رهسپارشان کنید.
۱۱۳ و ۱۱۴ با آغوش باز پذیرای گزارشهایتان هستند.
صدای هلهله و بوق بوق ماشین و جیغ و دست و سوت کلافه و عصبانیمون کرده بود.
شبکههای صدا و سیما رو بالا پایین کردیم خبری نبود.
گوشیمون رو برداشتیم رو کانالهای خبری چنبره زدیم، خبری نبود.
مهناز از تهران بهم پیام داد: اینجا دارن کف و سوت می زنن
چی شده یعنی؟ نکنه چیزی شده؟ برای آقا نگرانم.
به میزبانمون گفتم دوستم از تهران پیام داده میگه اینجا هم ریختن بیرون دارن شادی میکنن چی شده یعنی؟
سریع شبکه رو عوض کردیم و حدس زدیم آتیش از گور کی بلند شده. چنین لجنهایی میون هزار هزار دروغ چنین خبرهای مهمی رو کار میکنن تا مخاطبشون رو حفظ کنن، اونوقت این ور باید من بچه انقلابی سرگردون میون کلی خبر تکذیب شده از خبرگزاری های خودی بچرخم.
حدس میزنم دیر شده اما بالاخره یه جا یاد بگیرید رسانه چیه و چجوری باید خبر کار کرد.
این عکس باشه اینجا تا یادمون نره.