eitaa logo
منطقه سکوت:)
265 دنبال‌کننده
9 عکس
18 ویدیو
0 فایل
تا حالا شده فکر کنی یه دردی داری که فقط تو از سنگینی‌ش خبر داری؟ انگار یه غصه‌ی اختصاصی باشه که هیچ‌کس نمی‌فهمه… اما باور کن، تو تنها نیستی. کپی؟ ممنوع نیست ولی از داستان ❌❌
مشاهده در ایتا
دانلود
252.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا💔 ما که این همه اشک ریختیم...
469.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اما کاری از دستم بر نمیاد❤️‍🩹
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه روزی میان پا میزارن روی سنگ قبرمون🥺❤️‍🩹
ولی پروفایل یکی از شماها💔 خیلی درده ❤️‍🩹💔
پس من بابت داستان زندگیم چقدر اشک ریختم💔❤️‍🩹 داستانی که تکرار شد تا تو بشنوی و من مرور کنم❤️‍🩹
Happy ²³⁰💔
زندگی من:پارت ۱۳ یه مادر پدر خیلی اَخمو اومدن پرورشگاه🫣 ازشون ترسیدم ولی کلی هدیه برام آوردن و ازم خواهش کردن که بیا😔😢 منم چون محبت ندیده بودم رفتم😞🤕 ولی اون.... بدترین تصمیم زندگیم بود😭💔 توی اون خونه شده بودم نوکر😞😔 دختر برو جارو برقی بکش دختر برو حیاط جارو کن دختر برا مهمونا چایی بیار و.... از ادا هایی که داشتن🫣😔😔
زندگی من:پارت ۱۴ خلاصه یک شب از اون شبا شنیدم مامانم (یعنی خانومی که منو به فرزندی قبول کرد) داشت به یکی از رفیقاش میگفت: اره میدونم که این دختر،دختره رقیه اس😢🫣 دیگه نمیخوامش و ازش بدم میاد😔😭 و قطع کرد🤕 کاش میشد هیچ وقت اون تلفن قطع نمیشد و بیشتر حرف میزدن😢😁 چرا؟؟
زندگی من:پارت ۱۵ خب باید بگم که اگر بیشتر حرف میزدن زندگی من بهتر میشد😍 چون قرار بود یکی از دوستای مامان اصلیم بیاد🫣🥰 از یه طرف میترسیدم که نکنه منو ببره پیش مامانم و دوباره تکرار بشه😢😔 یک روز صبح بود تا جایی که یادمه رفتیم محضر و من رفتم شدم دختر اونها❤️‍🩹😍 از اون به بعد خوشی های زندگی من شروع شد😍🥰 اون مامانی بود که دوست مادر واقعیم بود و ارتباط داشت میتونست منو بده دست مامانمو سعید😭😁 ولی بخاطر من اون ارتباط رو قطع کردن که من اذیت نشم☘ یک روز که قرار بود زمین و هر چیزی که من میخوام به نامم بخوره🙂‍↕️ من اونموقع ۱۰ ساله بودم ولی فقط یه چیز خواستم🤗😒 اونم این بود که!؟.....