eitaa logo
پاتوق کتاب آسمان
622 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
205 ویدیو
28 فایل
🔹معرفی‌و‌عرضه‌آثار‌برجسته‌ترین‌نویسندگان‌و‌متفکرین‌ایران‌و‌جهان 🔸تازه‌های‌نشر 🔹ارسال‌به‌سراسرایران آلبوم کتاب‌ها: @skybook_album ادمین: @aseman_book آدرس:خ‌مسجد‌سید خ‌ظهیرالاسلام‌کوچه‌ش۳ بن‌بست‌اول سمت‌راست "سرای‌هنر‌و‌اندیشه" تلفن:09901183565
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸برخی از عناوینِ نو (منطق‌الطیر/اسرارنامه/الهی‌نامه/مصیبت‌نامه) @skybook
‌ دلم رمیدهٔ لولی‌وَشیست شورانگیز دروغ‌وَعده و قَتّال‌وَضع و رنگ‌آمیز فدایِ پیرهنِ چاکِ ماهرویان باد هزار جامهٔ تقوی و خرقهٔ پرهیز خیالِ خالِ تو با خود به خاک خواهم برد که تا ز خالِ تو خاکم شود عَبیرآمیز فرشته عشق نداند که چیست، ای ساقی بِخواه جام و گلابی به خاکِ آدم ریز پیاله بر کفنم بند، تا سحرگهِ حَشر به مِی ز دل بِبَرَم هولِ روزِ رستاخیز فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز وِلایِ تواَم نیستْ هیچْ دست آویز بیا که هاتفِ میخانه دوش با من گفت که در مَقامِ رضا باش و از قَضا مَگریز میانِ عاشق و معشوق هیچ حائل نیست تو خود حجابِ خودی حافظ از میان برخیز ‌
‌‌‌ در آسمان برای چهره‌ی غرقه در اشکِ یک گناهکارِ پشیمان، شادی بیش‌تری هست تا برای قبای سفید صد درستکار... ...بینوایان... ‌@skybook
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ ای علی تو گفتی که مرگ شرافتمندانه، هزار بار بر زندگی ننگین ترجیح دارد، و من نیز بر این اعتقاد مقدس، همه وجودم را آماده قربانی شدن کردم تا تسلیم زندگی ننگین نشوم. ای علی هنگامی که جوان بودم و از قهرمانان عالم لذت می‌بردم، قهرمانی‌های تو مرا فریفته بود. نبردهای بدر و احد و خندق مـرا بـه وجـد می‌آورد. هنگامی که در خیبر را با یک دست می‌کندی، دیگر از خوشحالی در پوست نمی‌گنجیدم. ای علی، بزرگ تر شدم، به علم و ادب پرداختم، علم تو و ادب تو مرا فریفت. ای علی بزرگتر شدم، ایمان تو و عرفان تو مرا مبهوت کرد... ای علی اکنون دردها و غم‌های تو مرا مسحور کرده است. درد و غم پیوندی عمیق بین من و تو به وجود آورده است که در هر ضربان قلبم درد تو را احساس میکنم، چه دردهای کشنده‌ای. دردی که تا مغز استخوان را می سوزاند، دردی که تو اسلام را بدانی و بتوانی پیاده کنی و سعادت انسانها را تأمین کنی، آنگاه ببینی که به دست فرصت طلبان به گمراهی کشیده می‌شود و تو مجبور به سکوت باشی... 📚 علی زیباترین سروده هستی @skybook
‌‌ اگر این آخرین انسان ، حضرت مولا علی«علیه‌السلام» را بیابد به جهت طلب بزرگی که در جان خود احساس می‌کند به بحران روحی که در زندگی گرفتار شده؛ فرو نمی‌افتد، زیرا در آن صورت به نهایت‌ها می‌اندیشد و می‌یابد که زندگی یعنی چه. امری که جناب نیچه سختْ به آن می‌اندیشید و بر سرِ کلیسا فریاد برمی‌آورد که آنان با زندگی دشمنی می‌کنند. @skybook
حاشیه نگاری از دیدار شاعران با مقام معظم رهبری؛ شبی خوش است، بدین قصه‌اش دراز کنید 🔹در شب کریم اهل‌بیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)، جمعی از اهالی شعر و فرهنگ و اساتید ادبیات فارسی میهمان رهبرمعظم انقلاب هستند. 🔹حالا بعد از ۱۹۷ دقیقه طولانی، همگی روی زیلوهای حسینیه امام خمینی(ره) نشسته‌ایم و گردن می‌کشیم که میزبان چه زمانی داخل می‌شود؟ بالاخره چشم‌ها روشن و دل‌ها گرم می‌شود. همه روی پا می‌ایستیم نه برای خبردار، برای دیدن و احترام به کسی که در میان تمام دغدغه‌های ریز و درشت «رهبر بودن» از زبان فارسی و اصیل‌ترین هنر ایرانی؛ غافل نیست. سی‌واندی سال است که این ضیافت شاعرانه، بی‌کم‌وکاست برپاست. 🔹 سعیده کرمانی،شاعر مشهور یک مهمان ویژه با خودش به همراه آورده است، فرزند کوچک چند ماهه‌اش را. شعری هم که می‌خواند درباره همین است. شعری درباره زندگی از نگاه یک کودک. شعر که تمام می‌شود، فضا مادرانه شده و رهبری هم یا یک جمله و دعا، همه را بر سر ذوق می‌آورند :«کاش همه بفهمند که مادر شدن زیباست، خدا به همه خانم‌های این جمع فرزندانی عطا کند» 🔹📌متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید. 🆔 @hozehonari_ir
‌ کسانی که دیگر نمی‌خوانند، توان اندیشیدن را هم از دست می‌دهند کاتبی را تصور کنید که بعد از اختراع ماشین چاپ، مشغول نوشتن متنی بود که تا به حال بارها و بارها آن را نوشته بود. چه احساسی داشت؟ احتمالاً با خودش فکر می‌کرد «مشغول چه کار بیهوده‌ای هستم!» امروزه خیلی از آدم‌ها وقتی مجبور می‌شوند متنی بنویسند که طولانی‌تر از سی کلمه است، همچین حسی پیدا می‌کنند. به خودشان می‌گویند: چه کسی متنی چنین طولانی را خواهد خواند؟ نکتۀ تلخ ماجرا این است که چندان اشتباه فکر نمی‌کنند. انسان‌ها در خواندن متن‌های طولانی به مشکل خورده‌اند. مجموعه‌ای از ناشران، محققان، کتابداران و نویسندگان سراسر جهان، ماه پیش، با انتشار «مانیفست خواندنِ لیوبلینا» اعلام کردند: خواندنِ دیجیتال در حال تخریب عادتِ «خواندن عمیق» در میان ماست. دستگاه‌های دیجیتال باعث شده‌اند انسان‌های امروزی، «بیشتر» از هر دورۀ دیگری در تاریخ بشریت بخوانند. اما آن‌ها دیگر مثل قبل نمی‌خوانند. خواندنِ دیجیتال، به شکلی روزافزون، به تجربه‌ای تکه‌تکه، کوتاه‌مدت، سطحی و گذرا تبدیل شده است. بنابراین شاید تعداد کلمات خیلی زیادی در روز بخوانیم، ولی همۀ آن‌ها در قالب متن‌های چند کلمه‌ای یا نهایتاً چند خطی است. حال اگر بخواهیم همان تعداد کلمه را در قالبِ یک متن واحد بخوانیم، با دشواری بسیاری مواجه می‌شویم. زیرا درک متنی طولانی نیازمند مهارت‌های «خواندن عمیق» است. خواندن عمیق نقشی حیاتی در تمدن بشری داشته است. استیون پینگر، روان‌شناس و نویسندۀ آمریکایی، با رواج خواندنِ متن‌های طولانی در بین عموم مردم از اواخر قرن هفدهم، توانایی «همدردی» کردن با دیگران در میان انسان‌ها افزایش یافت. مردم با خواندنِ متن‌های مفصل دربارۀ زندگیِ دیگر انسان‌ها، توانستند دنیا را از چشم آن‌ها ببینند و این توانایی تأثیر بسیار مهمی در نگرش آن‌ها دربارۀ موضوعاتی مثل برده‌داری، شکنجه، ساحره‌سوزی، استبداد و دیگر چیزها گذاشت. از نظر استیون پینکر، خواندنِ عمیق باعث «انقلاب نوع‌دوستانه»ای شد که بعدتر به رویدادهای دوران‌سازی مثل انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه منتهی گردید. آنچه خواندنِ متن‌های تکه‌پاره و کوتاه دیجیتال ما را از آن محروم می‌کند، دقیقاً همین توانایی دیدن دنیا از چشم دیگران است. ماریان وولف، محقق آمریکایی، می‌نویسد: ما در دنیای آنلاین دائماً در حال اسکرول‌کردن، نصفه‌نیمه خواندن یا ذخیره‌کردن متن‌هاییم تا در آینده‌ای نامعلوم آن‌ها را بخوانیم، چون این رسانه برای خواندنِ عمیق طراحی نشده است. خواندن دیجیتال از دلایل مهم رواج «ساده‌گرایی» در دنیای امروز است. ساده‌گرایی یعنی تمایل به ساده‌کردن هر چیز پیچیده‌. اظهار‌نظرها و موضع‌گیری‌های یک‌خطی، شفاف و سرراست و فرارکردن از درک عمیق و چندوجهی مسائل. سایمون کوپر می‌گوید: استادِ ساده‌گراهای جهان، دونالد ترامپ است؛ کسی که هیچکس حتی توقع «همدلی» کردن را از او ندارد. اما ظهور این نوع سیاست‌مداران زنگ خطری برای جهان است. پینکر می‌گوید: «هر وقت سیاستمداران شروع می‌کنند به ساده حرف زدن، منتظر جنگ باشید». 📄 آنچه خواندید مروری است بر یادداشت سایمون کوپر در فایننشال تایمز با عنوان (Skimming, scanning, scrolling — the age of deep reading is over) که در تاریخ ۱۹ اکتبر ۲۰۲۳ به انتشار رسیده است. @haghnevesht @skybook
🔸 اشکال می‌کنند که اگر همه‌چیز بسته به تفکر است، چگونه می‌توان به آن رو کرد؟ بسیاری از اهل سواد و قلم می‌گویند که شرط رو کردن به تفکر و سامان دادن به زندگی، استقلال از غرب و نجات از قهر تمدن غربی است. من گفته‌ام که نجات از قهر تمدن غربی شرط تفکر نیست، بلکه نتیجه‌ی آن است و این مقصود جز به یاری تفکر حاصل نمی‌شود. البته، تفکر را با تدابیر جزئی و رد و اثبات های معمول نباید اشتباه کرد، زیرا این تدابیر هر چه باشد، خارج از صورت تمدن غربی نیست و تا وقتی دل‌وجان ما مقهور غرب است، ورای آن‌چه در تاریخ غرب اعتبار دارد، چیزی نمی‌یابیم و نمی‌گوییم. …
… 🔸 من نمی‌توانم بگویم که تفکر چگونه و کی می‌آید؛ اما نشانه‌های آن را کم‌وبیش می‌شناسم. اهل تفکر تنها هستند و به غوغا و شهرت اعتنا نمی‌کنند. آن‌ها سودای سود و زیان ندارند و زندگی‌شان درخدمت تفکر است، نه آن‌که تفکرشان تابع مقتضیات و مصالح و منافع باشد. متفکران با یکدیگر هم‌زبان‌اند، ولی صرفاً از دیگران نمی‌آموزند و گوششان از جای دیگر چیزهایی می‌شنود و این شنیدن مایۀ جدایی آنان از خلق می‌شود، ولی این جدایی آغاز وصلی تازه است. این‌که می‌گویند اهل تفکر و نظر باید با مردم باشند از جهتی درست است، ولی از جهت دیگر به دشمنی با تفکر می‌انجامد، زیرا معمولاً با مردم بودن به‌معنی مراعات مصالح و منافع زودگذر گرفته می‌شود، و چه‌بسا این نزدیک‌بینی متضمن زیان باشد و اگر مدت‌زمانی دوام یابد ممکن است قومی را به درماندگی و فلاکت بکشاند. به این معنی، متفکران از خلق جدا هستند اما از آن‌جا که راه‌گشای آینده‌اند و نوری در راه آینده می‌افکنند، دوست مردمان و خادم آنانند. 🔹 آن‌ها عاشقانه به حق رو می‌کنند و ناچار پروای خلق ندارند. ولی باید پرسید اگر پروای حق نباشد خلق چه می‌کند و به کجا می‌رود؟ حق‌دوستی و مهر و محبت و دردمندی از نشانه‌های تفکر است که درست در مقابل خودپرستی و بی‌مهری و بی‌دردی است اما در این زمانه این نشانه‌ها را نمی‌بینیم. در این بازار خودنمایی، هیچ‌کس دل شکسته نمی‌خواهد و نمی‌خرد. اصلاً شکسته‌دلی کجاست؟ راه بازار خودفروشی پیداست. این دیگر چیز پوشیده‌ای نیست که من کشف کرده باشم و دیگران ندانند. هر فرقه‌ای فرقۀ دیگر را ملامت می‌کند و رسم و راه خویش را موجه می‌داند و این در بازار سود و سوداگری عجب نیست. تا وقتی این بساط برپاست، تفکر مجالی ندارد. 🔶 آیا باید تصمیم بگیریم آن را برچینیم تا خیل متفکران از در درآیند؟ ما از این بساط جدا نیستیم که بتوانیم تصمیم بگیریم و هیچ‌چیز را نمی‌توانیم تغییر بدهیم، مگر آن‌که تغییر در وجود ما پدید آمده باشد و نسبت تازه‌ای با حق پیدا کرده باشیم. مپرسید که حق چیست، زیرا حق را با آن نسبت و در آن نسبت می‌توان یافت. @skybook