پاتوق کتاب آسمان
«انسانها در چنین آغوش پربرکتی میتوانند تربیت شوند»
زن مثل کوهی از ایمان در عین حال مثل چشمهی جوشانی از عاطفه و محبت و احساسات زنانه، تشنگان و محتاجان نوازش را از چشمهی صبر و حوصله و عاطفهی خود سیراب میکند. انسانها در چنین آغوش پربرکتی میتوانند تربیت شوند. اگر زن با این خصوصیات در عالم وجود نبود، انسانیت معنا پیدا نمیکرد. این معنای ارزش زن و تشخص زن است؛ چیزی که مغز متحجر مادی غربیها نمیتواند آن را بفهمد. کسانی که از دین و معنویت بهرهای نبردهاند، نمیتوانند چنین عظمتی را درک کنند. زن با نقاط قوت زنانهی خود همراه با ایمان عمیق، استقرار ناشی از اتکاء به خداوند و عفت و پاک دامنی میتواند در جامعه یک نقش استثنائی ایفا کند؛ هیچ مردی قادر به ایفای چنین نقشی نیست.
📗 رهنامه/ زن و خانواده
#آیت_الله_خامنه_ای
#نشر_انقلاب_اسلامی
@skybook
🔰 اینان نوجوانانی هستند که خون دل تو را خواندهاند... اینک آمدند در میان مردم. با احتیاط و کم رویی و شاید هم کمی هول شده باشند. ولی حرارت شهادت تو زبانشان را گرم کرده، چشم و گوششان را باز و دلشان را دریا...
تا بزنند به دل دریای بیکران این مردم و با آنان از تو بگویند. از خون دلت، از خوابی که سالها پیش دیده بودی، دیده بودی که یوسف میشوی... عزیز میشوی، عزیز میشوی و عزت را به این مردم برمیگردانی...
📸 #محفل_آثار امام شهید به سبک نوجوانان مبعوث شده
🌷 #خون_دلی_که_لعل_شد
#بعثت_مردم
@skybook
پاتوق کتاب آسمان
🔰 اینان نوجوانانی هستند که خون دل تو را خواندهاند... اینک آمدند در میان مردم. با احتیاط و کم رویی
«تو يوسف میشوی»
در یاد من خوابهای عجیبی مانده که یکی از آنها را نقل میکنم؛ به گمانم مربوط به سال ۱۳۴۶ یا ۱۳۴۷ باشد. در آن زمان وضع سیاسی مشهد در نهایت شدت و سختی بود و اسلام گرایان دچار گرفتاری و محنت زیادی بودند؛ چنان که جز چند تن اندک از رفقا با من در میدان باقی نماندند و بقیه ترجیح دادند عرصه ی مبارزه را رها کنند. در آن شرایط خواب دیدم که حضرت امام خمینی (ره) وفات کرده و جنازهی ایشان در یکی از خانههای مشهد واقع در نزدیکی خانهی پدر من روی زمین است. دردی جانگاه قلبم را میفشرد و غم و اندوه وجودم را گرفته بود. تابوت را از آن خانه بیرون آوردیم و روی دوش گرفتیم. بعد تشییع کنندگان که جمعیت انبوهی بودند در پی جنازه به حرکت درآمدند که در میان آنها شمار بسیاری از علما بودند و من هم با آنها حرکت میکردم. طبق معمول، جنازه در برابر ما میرفت و تشییع کنندگان که بیشترشان علما بودند نیز به دنبال آن میرفتند. من با آنها میرفتم با صدای بلند میگریستم و از شدت تألم و تأثر با دست روی زانوی خود میزدم. چیزی که برغم و درد من میافزود این بود که میدیدم برخی از علما -که هنوز چهره هایشان را در خاطر دارم- بدون آنکه توجهی بکنند و عبرتی بگیرند و بی آنکه احساس اندوهی در آنها مشاهده شود، با هم صحبت میکنند و میخندند و من کاری از دستم برنمی آمد جز اینکه این درد و اندوه جانگاه را تحمل کنم. جنازه به آخر شهر رسید بیشتر تشییع کنندگان بازگشتند، اما جنازه راه خود را در بیرون شهر ادامه داد و تعداد بیست سی تشییع کننده که من هم جزو آنها بودم همچنان در پی جنازه حرکت میکردند. سپس جنازه به تپهای رسید. بیشتر تشییع کنندگان در پایین تپه ماندند. جنازه به همراه چهار پنج تشییع کننده به سمت بالای تپه رفت که من هم با آنها به دنبال جنازه بودم. ما تابوت را آنجا قرار دادیم. من به پایین پا نزدیک شدم تا در حالی که چهرهی حضرت امام را میبینم با او وداع کنم. ناگهان دیدم دست راست ایشان که انگشت سبابهی آن به حالت اشاره بود به سمت بالا حرکت میکند. حیرت شدیدی سراپایم را گرفت. سپس دیدم امام با چشمان بسته شروع کرد به حرکت برای نشستن تا اینکه انگشت اشارهاش به پیشانی من رسید و آن را لمس کرد یا نزدیک بود لمس کند. من در این حال با شگفتی و حیرت نگاه میکردم. بعد لبهايش را گشود و دوبار گفت: تو یوسف میشوی ... تو یوسف میشوی!
● از کتاب:
#خون_دلی_که_لعل_شد
◇ اِنَّ مَع الصَبر نَصرا ◇
@skybook
پاتوق کتاب آسمان
🔰 اینان نوجوانانی هستند که خون دل تو را خواندهاند... اینک آمدند در میان مردم. با احتیاط و کم رویی
«عزت اسلام»
رنج و گرفتاری در سالهای آخرین بازداشت من به اوج خود رسید، تا جایی که حتی دیگر کسی احتمال نمیداد اسلام در عرصهی اجتماعی بتواند ظاهر شود. ما با قرائت بشارتهای قرآنی شکیبایی میورزیدیم و در نماز مکرراً سورهی کوثر را میخواندیم و به خود تلقین میکردیم که کوثر باید به برپایی حکومت اسلامی منجر شود. اما همهی محاسبات مادی، حاکی از عدم امکان بازگشت اسلام بود.
جو زندان مملو از انواع ارعاب جسمی و روحی بود مقامات زندان در نهایت بی رحمی و خشونت به سرکوب و شکنجهی زندانیان مسلمان میپرداختند. با این همه در این زندان متوجه پدیدهی شگفت آوری شدم و آن «عزت اسلام» بود. یعنی علی رغم آنکه پیروان اسلام مستضعف بودند و دشمنان اسلام نیرومند به شمار می آمدند این عزت به چشم میخورد.
● از کتاب:
#خون_دلی_که_لعل_شد
◇ اِنَّ مَع الصَبر نَصرا ◇
@skybook
سنت الهی بر این قرار گرفته است که جهاد خالصانه با تکیه بر نیروی لايزال الهی و نیز ارزش قائل شدن برای مبارزات مردمی، سرانجام، سدها را شکسته و پیروزی حتمی را در پی خواهد داشت و ما يقين داریم که توأم شدن قیام و مبارزه با اخلاص تقوا و ایمان، به شکست دشمن خواهد انجامید.
🔰 تازه ترین اثر منتشر شده #نشر_انقلاب_اسلامی از رهبر شهید انقلاب #آیت_الله_خامنه_ای
📘...در آغوش نیل...
● مروری جامع بر موضوع سنتهای الهی
چاپ اول اردیبهشت ۱۴۰۵
📨 سفارش و ارسال
@skybook