آینده برای همه ما شاید یکی از اساسیترین مسائلی باشد که در نقاط مختلف زندگی به آن میاندیشیم و اکثر تصمیماتی که در زندگی میگیریم در نسبت با نگاه به همین آینده است. یعنی زمانی که ما میاندیشیم یا سخنی به زبان میآوریم در نظر خود نگاهی به آیندهای داریم که در تصور و افق نگاه ما جای دارد. حال آیندهای که ما در پیش روی خود داریم چیست؟...
آینده خانهی حیرت است و پا در این خانه گذاشتن عزمی برای خطر کردن میخواهد؛ ما از آنجا که تاب حیرت و ابهام پیش رو را نداریم و همه چیز را با امور اکنونی و گذشته معنا میکنیم عموماً نسل بعد خود را نمیفهمیم و میخواهیم آنان را مصادره به مطلوب کنیم. ما میخواهیم همهی ترسها و احتیاطهای خود را در کودک و نوجوانمان محقق کنیم. نوجوان را همچون بحرانی میبینیم که دردسر آفرین شده و مواجههی ما با این نوجوان به مثابه رفع یک معضل و مشکل است. حال آنکه این نگاه یعنی نفی آینده!
و حواسمان نیست که کودک و نوجوان ما، خود آینده است و زبانش ولو به لکنت، زبان آینده. گوش ما بر این زبان بسته است و حواسمان نیست که ما در نسبت با کودک و نوجوان میتوانیم خود را احیانا کنیم...
◇●قسمتی از مقدمه کتاب "بخت نوجوان"
@skybook
📚 معرفی کتاب "بخت نوجوان"
●زبانی که در آن هستی نوجوان به جوشش میآید...
اثری از #انتشارات_کتابِ_سُها
👌🏻 پیشنهاد برای مطالعه والدین، دبیران و حتی دانشآموزان
@skybook
شما نگاه کنید و ببینید جای تربیت انسانها کجاست؟ از اوّل ولادت تا وقت مرگ، کدام نقطه و کدام منطقه و محیط، برای تربیت چنین انسانهایی مناسبتر از آموزش و پرورش است؟ همین قرنطینهی دوازدهساله میتواند انسانها را با همین خصوصیات مثبت تربیت کند. یعنی اگر کارخانه ی آموزش و پرورش خوب کار بکند، در جهت درست کار بکند، بدون تردید یک کشور در هر نقطهای که قرار داشته باشد، بعد از ۲۰ سال، ۲۵ سال به نقطهای میرسد که مردمش دارای این خصوصیات برجستهاند. این نقش آموزش و پرورش است؛ این نقش معلّم آموزش و پرورش است؛ این را دستِکم نمیشود گرفت. کدام بخش از مجموعهی اداری و آموزشی کشور غیر از آموزش و پرورش، این اهمیت عظیم را دارند که این حجم وسیع از انسانها در بهترین اوقات عمرشان، به صورت مستمر_دوازده سال_ زیر دست آنها باشند؟ اهمیت آموزش و پرورش این است. اینکه ما برای معلّم احترام قائلیم و بنده به معنای حقیقی کلمه معلّم را تجلیل و تکریم میکنم، تعارف نیست؛ این برای خوشایند نیست؛ این واقعیّت است و مبتنی بر این فلسفه است. معلّم _ چه بخواهد، چه نخواهد_ رتبهی بالا و عالیای دارد و در حسّاس ترین نقطه ایستاده است.
"رهبر_شهید_انقلاب"
● قسمتی از 📚 کتاب "خشت نو" اثر حضرت آیت الله العظمی خامنهای
#در_جستجوی_جایگاه_مدرسه
#تمدن_نوین_اسلامی
@skybook
کتاب "خشـتِ نــــــو"... 🍀
تحوّل بنیادینِ آموزش و پرورش در اندیشهی حضرت آیت الله العظمی خامنهای
●به مناسبت نزدیک شدن به ماه مهر و بازگشایی مدارس
@skybook
قرار بر این بود که اگر میخواهیم مدرسهای اثرگذار و ماندگار داشته باشیم که فارغ از ملالهای مرسوم، زنده باشد و زنده کننده به پیدا شدن مدرسه در دل انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامیِ آن، بیاندیشیم ...
که به مصداق یک حقیقت تاریخی ، اگر مدرسه در این نسبت و جایگاه پیدا شد ، مدرسه است ...
این بود که به #کتاب_خشت_نو و اندیشه نظاممندی که رهبر ما برای آینده آموزش و پرورش دارند رسیدیم، که نگاه ایشان از بدیع نگاههای تاریخی و تمدنی به مسئله آموزش و پرورش و مدرسه و معلمی است ...
@skybook
پاتوق کتاب آسمان
به ارادت بکشم درد که درمانم از اوست... 📗«از دفتر شعر امین»؛ منتخبی از اشعار رهبر شهید انقلاب، هم
«معجزۀ قرن در صبر ایران و شکست آمریکا»
با توجه به اینکه «صبر» کیفیت عمل و ارادۀ انسان است برای آن که به کمک آن صبر، در راهی که خداوند در مقابل او گشوده است پایدار و خستگیناپذیر بماند و در نتیجه به جای زمینگیرشدن در سختیها، با نظر به اهدافی که پیش آمده، جلو برود، باید به وعدۀ الهی که به اهل ایمان داده شده فکر کرد که چگونه با «صبر» محقق میشود، حتی صبر در مصیبتِ شهادت رهبر انقلاب که از یک جهت با خون جگر همراه است؛
گویند سنگْ لَعل شود، در مقامِ صبر
آری شود، وَلیکْ به خونِ جگر شود
با توجه به این امر، آنگاه انسان گرفتار گورستان ایدهها میشود که صبر و پایداری را رها کند، در آن صورت فقط با توهّمات خود زندگی میکند، در حالیکه خداوند میفرماید: «بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ»(آلعمران/125)
بلى، اگر پايدارى كنيد و پرهيزگار باشيد چون دشمنان تاخت آورند، خدا با پنج هزار از فرشتگان صاحب علامت شما را يارى كند.
همچنان که آقای شهید ایران در کتاب «صبر» تذکر میدهند: «صبر یعنی خسته نشدن». و حقیقتاً «صبر»، محل ظهور ایمان است وقتی انسان از یک طرف متوجۀ ضعف خود گردید و از طرف دیگر متوجۀ قدرت لایزال الهی شد، صبر به همان معنای ایمان به خدا برای حضور در آیندهای برتر از گذشته پیش میآید. امری که با شکست آمریکا در مقابل صبر ایران به ظهور میآید و این معجزۀ بزرگ این قرن خواهد بود.
در موضوع «ایمان به مردم» و «صبر و پایداری» آنها بسیار میتوان فکر کرد، زیرا این پایداری در مسیر مبارزه با استکبار در دل ایمان و باور به حقیقتی که پیش آمده است، ممکن میگردد. اینجا است که این مردم در جان خود درک کردهاند، این راه با «صبر» و دوری از اختلاف به ثمر میرسد.
آیا به این نکته اندیشیدهایم که وقتی ایران در مقابل آمریکا شکست نمیخورد به معنای افول و نابودی آمریکا خواهد بود و ما اکنون با ایستادگی خود در مقابل آمریکا در چنین شرایطی هستیم؟
🔰 ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است
#استاد_طاهرزاده
● یادداشت شماره ۱۳۰
● ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۵
@skybook
پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن، که گفتهاند:
"هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد بگوید."
وقت ضرورت چو نماند گریز
دست بگیرد سر شمشیر تیز
ملک پرسید: چه میگوید؟ یکی از وزرای نیک محضر گفت: ای خداوند! همیگوید: "وَ الکاظِمینَ الغَیظَ و العافینَ عَنِ الناسِ."
ملک را رحمت آمد و از سر خون او در گذشت.
وزیر دیگر که ضدّ او بود گفت: ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز به راستی سخن گفتن؛ این مَلِک را دشنام داد و ناسزا گفت. ملک روی از این سخن در هم آورد و گفت: آن دروغ وی پسندیدهتر آمد مرا زین راست که تو گفتی، که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خُبثی . و خردمندان گفتهاند دروغی مصلحت آمیز بِه که راستی فتنهانگیز.
🌿گلستان سعدی
◇○باب اول: در سیرت پادشاهان○◇
#سعدی_شاعر_اخلاق
@skybook
مسئلهی عمدهی ما امروز مسئلهی آموزش و پرورش است؛ مسئلهای که برای بنده مهم است. علّت هم این است که آموزش و پرورش در واقع آن کانون اساسی برای خلق دنیای آینده است. بالاخره ما فردایی خواهیم داشت، ۲۰ سال دیگر، ۲۵ سال دیگر، نسلی روی کار خواهد آمد که امروز این نسل مشغول تولید شدن است، در حال به وجود آمدن است؛ مولّد آن هم معلّم و آموزش و پرورش است.
آیندهی کشور، آیندهی دنیای ما به تلاش امروز آموزش و پرورش وابسته است؛ این کم چیزی نیست. ما هیچ دستگاه دیگری را نداریم که این قدر حائز اهمیّت باشد. بله، در دانشگاه هم درس میخوانند، در حوزهی علمیّه هم درس میخوانند، در محیطهای اجتماعی هم تربیت میشوند امّا نقش تاثیر گذار معلّم بیبدیل است؛ نقشی که معلّم میتواند در اثرگذاری فکری و روحیِ این مخاطبی که کودک امروز ما و مرد و مرد و زن آیندهی ما است، داشته باشد_در دوران کودکی، در دوران نوجوانی تا تمام این دورهی دوازده سال_نظیر ندارد، بیبدیل است؛ نه پدر، نه مادر، نه محیط، هیچ کدام این نقش را ندارند. معلّم یک چنین چیزی است؛ آموزش و پرورش یک چنین جایگاهی است. از لحاظ تماس با محیط زندِگی مردم هم بیشترین سطح ممّاس یا جامعه را آموزش و پرورش دارد؛ شما نزدیک به ۱۳ میلیون دانش آموز دارید، با پدر و مادرهایشان که ۲۶ میلیون پدر و مادرهای اینها هستند_ این شد ۳۹ میلیون، یک میلیون هم معلّم و کارمندان آموزش و پرورش؛ تقریبا چهل میلیون انسان به طور مستقیم با این دستگاه مرتبط هستند؛ شما کدام دستگاه دیگر را دارید که این چنین سطح تماس اثرگذار و مهّمی با جامعه داشته باشد؟ اینکه روی آموزش و پرورش تکیه میکنیم، به خاطر اینها است.
قسمتی از کتاب خِشت نو ☘️
به بیان رهبر شهید انقلاب
#نقش_بیبدیل_آموزش_پرورش
#نقش_بیبدیل_معلّم
@skybook
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💬 اگر خواستی شعری بگی برای مردم فلسطین بگو...
- توی دلم گفتم این ولی بعدیه...
🎥 استاد #یوسفعلی_میرشکاک از اولین دیدارش با #رهبر_شهید انقلاب میگوید
@skybook
در فضای رایج کار فرهنگی و تربیتی، معمولا مسئله زبان و ادبیات و هنر جنبهی سرگرمی دارند و آنگونه که رهبری به اینها در مدار تربیت اهتمام دارند، ما توجه نداریم. زبان و ادبیات است که گسست تاریخی را پوشش میدهد و پیوستگی ایجاد میکند. چنین توجهی میتواند ما را به نسلهای بعد امیدوار کند ...
#بخت_نوجوان
@skybook
به برخی آقایان قم هشدار داده بودم که شاه میخواهد با برچسب تندرو و معتدل، بین انقلابیون شکاف بیندازد!
از نظر دستگاه پهلوی، جنایت ۱۷ شهریور قلعوقمع تندروها بود
ما در تبعید جیرفت بودیم که حادثه هفدهم شهریور سال ۱۳۵۷ رخ داد.
خاطرهای در ذهن دارم از آن روز. قبل از آنکه این حادثهی خونبار در تهران اتفاق بیفتد، سیاست رژیم ستمشاهی به دنبال این بود که مبارزان و به تبع آن ملت ایران را، به تندرو و کندرو، افراطی و معتدل تقسیم کند. این، نکتهی خیلی قابل توجهی است که امروز مثل آیینهای، همهی عبرتها را به ما درس میدهد. کسی که روزنامههای آن وقت و اظهارات مسؤولان رژیم ستمشاهی را مطالعه میکرد، میفهمید که اینها میخواهند کسانی را که در مقابل آنها هستند و مبارزه میکنند، از هم جدا کنند.
عدهای را که طرفداران و علاقهمندان مخلص امام بودند و راه امام را علناً اظهار میکردند، به عنوان تندرو و افراطی و متعصب معرفی میکردند. در مقابل اینها هم، بعضی از کسانی را که علاقهمند به مبارزه بودند، ولی خیلی جدی در آن راه نبودند، یا جدی بودند، ولی دستگاه آنطور خیال میکرد اینها جدیتی ندارند، به عنوان افرادی که معتدلند و با اینها میشود مذاکره و صحبت کرد، معرفی میکردند. من در آن روز این احساس خطر را کردم. آن زمان من در جیرفت تبعید بودم.
شاید روز چهاردهم یا پانزدهم شهریور بود. به یکی از آقایان معروف که در قم بود، نامهای نوشتم و این سیاست رژیم را برای آن آقا تشریح کردم و گفتم اینها با این تدبیرِ خباثتآمیز میخواهند بهانهای برای سختگیری بر مخلصان و عشاق امام بزرگوار به دست آورند و شما را بدون اینکه خودتان بخواهید، در مقابل آنها قرار دهند.
نگارش این نامه را به پایان بردم و آن را امضا کردم، اما هنوز نفرستاده بودم که خبر قتلعام «جمعهی سیاه» در روز ۱۷ شهریور در میدان ژاله ـ میدان شهدای کنونی تهرانـ، رسید. فردای آن روز من برداشتم در حاشیهی آن نامه برای آن آقا نوشتم که: «این، سرآغاز عملیّات قلعوقمع تندروها است!»... «باش تا صبح دولتش بدمد، کاین هنوز از نتایج سحر است».
آن نامه را به وسیلهی مسافر، برای آن آقای محترم فرستادم. آنها شروع کردند سختگیریها را علیه مبارزان و انقلابیون حقیقی راه انداختن که نمونهاش کشتار هفدهم شهریور بود.
🌷شهید خامنهای به روایت خودش
@skybook