تو موهام پیدا کردم تار مو سفید
بگم حالم خوبه کنم وانمود که چی
منو تو باهم بودیم باهم بودیم یه تیم
یه سایکو ساختی حالا از یه بچه خونگی
حالا راهمون سواست حالمون خراب
از زمین میکنم دائم به آسمون فرار
مهم نی دیگه هرچی که مهم بود برام
بودن تو مهم بود برام :)
ترسیده بود، از آدم ها نه.
از آن حال بدی که مدتی بود از شرش خلاص شده بود و حالا دوباره داشت به سراغش میآمد!