📚کتاب از چیزی نمی ترسیدم
"زندگی نامه خودنوشت #شهید_حاج_قاسم_سلیمانی"
کتاب از چیزی نمی ترسیدم که مزین به یادداشت رهبر معظم انقلاب شده است نخستین اثر چاپ شده توسط انتشارات «#مکتب_حاج_قاسم» محسوب میشود و شامل #دست_نوشتههای_شخصی شهید سلیمانی از دوران کودکی و زندگی در روستای قنات ملک کرمان تا میانهی مبارزات انقلابی در سال ۵۷ است.
در یادداشت حضرت آیتالله خامنهای که پیش از مطالعه کتاب نگاشته شده، اینگونه آمده است:
بسمهتعالی
هر چیزی که یاد شهید عزیز ما را برجسته کند، چشمنواز و دلنواز است.
یاد او را اگرچه خداوند در اوج برجستگی قرار داد و بدین گونه پاداش دنیائی اخلاص و عمل صالح او را بدو هدیه کرد ولی ما هم هرکدام وظیفهئی داریم. کتاب حاضر را هنوز نخواندهام اما ظاهراً میتواند گامی در این راه باشد.
رزقناالله ما رزقه من فضله
سیّدعلی خامنهای ۹۹/۱۰/۷
۱۳۶ صفحه| ۲۲۰۰۰ تومان
🛍 خرید از طریق سایت باسلام👇
https://basalam.com/sahifehnoor/product/960557?ref=830y
📲 سفارش و خرید از طریق ایتا👇
@Milad_m25
بهترین کتابها را از ما بخواهید👇
@sn_shop
هدایت شده از فروشگاه کتاب جان
کتاب «حاج قاسمی که من میشناسم»؛ روایت رفاقت چهلساله، توسط انتشارات خط مقدم چاپ شده است
این کتاب توسط سعید علامیان در۱۶۸ صفحه نوشته شده است.
سال ۶۱ در حمدیه اهواز، شروع دوستی رقم خورد. قاسم سلیمانی، فرمانده تیپ ثارالله، سخنران بود و علی شیرازی، روحانی گردان شهید باهنر، شنونده. همانجا عشق حاجقاسم به دلش نشست. فروردین ۶۵ دوستی شکل همکاری به خود گرفت و حاجقاسم، مسئولیت تبلیغات لشکر را به علیشیرازی سپرد. پس از جنگ همراهی ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۳۹۰ به خواست سردار سلیمانی، علیشیرازی مسئول نمایندگی ولیفقیه در نیروی قدس شد و هشتسال از پرفراز و نشیبترین روزهای جبهه مقاومت را با حاجقاسم همراه ماند. حجتالاسلام والمسلمین علی شیرازی در «حاج قاسمی که من میشناسم» خاطرات نزدیک به چهل سال رفاقت با شهید حاجقاسم سلیمانی را بازگو کرده است.
در قسمتی از کتاب میخوانیم:
«از بیت رهبری میآمدیم بیرون. به سردار سلیمانی گفتم «بیا کاندیدای ریاستجمهوری بشو.». گفت «این را که میگویم، به مردم بگو. بگو من کاندیدای شهادتام؛ کاندیدای گلولهام؛ نه کاندیدای ریاستجمهوری.».!
۱۶۸ صفحه| ۳۰۰۰۰ تومان
قیمت با ۱۵ درصد تخفیف: ۲۵۵۰۰ تومان
خرید از طریق سایت باسلام👇👇👇
https://basalam.com/sahifehnoor/product/3094586?ref=830y
خرید از طریق ایتا👇👇👇
@milad_m25
.......................
@sn_shop
فروشگاه کتاب جان
کتاب «حاج قاسمی که من میشناسم»؛ روایت رفاقت چهلساله، توسط انتشارات خط مقدم چاپ شده است این کتاب
7.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید | روایت بغضآلود رهبر انقلاب از انتظار حاج قاسم سلیمانی پشت درب اتاق عمل جراحی و همراهی با خانواده دوست شهیدش از کتاب «حاج قاسمی که من می شناسم»
@sn_shop
#برشی_از_کتاب
#سلام_بر_ابراهیم
همه گردانها از محورهاي خودشان پيشروي كردند. ما بايد از مواضع مقابلمان
و سنگرهاي اطرافش عبور میكرديم. اما با روشن شدن هوا كار بسيار سخت شد!
در يك قسمت، نزديك پل رفائيه كار بسيار سختتر بود. يك تيربار عراقی
از داخل يك سنگر شليك میكرد و اجازه حركت را به هيچ يك از نيروها
نمیداد. ما هر کاری كرديم نتوانستيم سنگر بتونی تيربار را بزنيم.
ابراهيم را صدا كردم و سنگر تيربار را از دور نشان دادم. خوب نگاه كرد
و گفت: تنها راه چاره نزديك شدن و پرتاب نارنجك توی سنگره!
بعد دو تا نارنجك از من گرفت و سينهخيز به سمت سنگرهاي دشمن رفت.
من هم به دنبال او راه افتادم.
در يكي از سنگرها پناه گرفتم. ابراهيم جلوتر رفت و من نگاه میكردم. او
موقعيت مناسبي را در يكي از سنگرهاي نزديك تيربار پيدا كرد. اما اتفاق
عجيبي افتاد! در آن سنگر يك بسيجي كمسن و سال، حالت مو جگرفتگي
پيدا كرده بود. اسلحه كلاش خودش را روی سينه ابراهيم گذاشت و مرتب
داد میزد: میكُشمت عراقی!
ابراهيم همينطور كه نشسته بود دستهايش را بالا گرفت. هيچ حرفي
نمیزد. نفس در سينه همه حبس شده بود. واقعاً نمیدانستيم چه كار كنيم!
چند لحظه گذشت. صداي تيربار دشمن قطع نمیشد....
.
@sn_shop
فروشگاه کتاب جان
📚کتاب از چیزی نمی ترسیدم "زندگی نامه خودنوشت #شهید_حاج_قاسم_سلیمانی" کتاب از چیزی نمی ترسیدم که م
✂️ برشی از کتاب " از چیزی نمی ترسیدم "
«زندگی نامه خودنوشت سردار سلیمانی»
🖍 دختر #جوانی با سر برهنه و موهای کاملا بلند در پیاده رو در حال حرکت بود که در آن روزها یک امر طبیعی بود.
🖍 در پیاده رو یک پاسبان شهربانی به او #جسارتی کرد. این عمل زشت او در روز عاشورا برآشفتهام کرد. بدون توجه به عواقب آن، تصمیم به #برخورد با او گرفتم. پاسبان شهربانی به سمت دوستش رفت که پاسبان راهنمایی بود.
🖍 به سرعت با دوستم از پلههای هتل پایین آمدم. آنقدر عصبانی بودم که #عواقب این حمله برایم هیچ اهمیتی نداشت. دو پلیس مشغول گفتوگو با هم شدند. برقآسا به آنها رسیدم. با چند ضربهی کاراته او را نقش بر زمین کردم. خون از بینیهایش #فوران زد!
🖍 پلیس راهنمایی سوت زد. چون نزدیک #شهربانی بود، دو پاسبان به سمت ما دویدند. با همان سرعت فرار کردم و به ساختمان هتل پناه بردم. زیر یکی از تختها دراز کشیدم. تعداد زیادی پاسبان به هتل هجوم آوردند. قریب دو ساعت همهجا را گشتند، اما نتوانستند مرا پیدا کنند.
🖍 بعد، از هتل خارج شدم و به سمت خانهمان حرکت کردم. زدن پاسبان شهربانی مغرورم کرده بود. حالا دیگر از چیزی #نمیترسیدم.
@sn_shop
📚کتاب دریادل
🔸"#دریا_دل" کتابی است که با خنده آغاز و روایت میشود و از آنجا که قرار نیست آخر هر خندهای باز هم خنده باشد، انتهای کتاب حسابی اشک را درمیآورد و دل را میسوزاند.
🔹این کتاب در ۲ بخش «#زندگی» و «#دوباره_زندگی» توسط #مریم_قربان_زاده، نویسنده دفاع مقدس، نگاشته شده و از مجموعه کتابهای تاریخ شفاهی زنان قهرمان، دربرگیرنده خاطرات مرحومه «فاطمه دهقانی»، همسر سردار شهید «ابوالفضل رفیعی»، جانشین فرمانده لشکر ۵ نصر است.
▪️قربانزاده در این کتاب در حوزه دفاع مقدس تابوشکنیهای زیادی کرده است؛ از نوشتن کتاب به لهجه شیرین مشهدی از زبان همسر شهید بگیرید تا آشنایی با سیره معرفتی متفاوت سردار شهید.
👌بسیاری از افرادی که کتاب دریادل را خواندهاند، تأثیرگذارترین بخش کتاب را نامه کوتاه ابتدای کتاب بیان میکنند. #نامهای که #بعد_از_۳۴_سال فاطمه دهقانی آن را برای #همسر_شهیدش نوشته است.
👈از زنده شدن خاطرات شیرین و #لهجه_شیرین_مشهدی که بگذریم، در این کتاب ما همراه با همسر شهید به صحنهگردانیهایش میرویم. درواقع این کتاب نشاندهنده فداکاریها و رشادتهای همسر شهید است.
📖تعداد صفحات: ۴۱۲صفحه
▪️ناشر: نشر ستاره ها
💰قیمت: ۵۵،۰۰۰تومان
🎁قیمت باتخفیف: ۴۹،۵۰۰تومان
..........................................
🛍خرید آنلاین از سایت باسلام 👇
https://basalam.com/sahifehnoor/product/3167922?ref=830y
📲سفارش از طریق پیام رسان ایتا 👇
@Milad_m25
@sn_shop
فروشگاه کتاب جان
📚کتاب دریادل 🔸"#دریا_دل" کتابی است که با خنده آغاز و روایت میشود و از آنجا که قرار نیست آخر هر خند
✂️بریدهای از کتاب #دریا_دل:
موقع خداحافظی مجال نبود که تنها باشیم و #خدا_حافظی کنیم. تا سر کوچه بدرقه اش کردم. وقتی از شلوغی و سروصدای بچهها و آبجیها و بقیه دور شدیم، دستش را دراز کرد و گفت: «هوای خودت و بچهها و خانم بزرگ رِ داشته باش.» دست که دادم، متوجه شدم انگشتر سر #عقدمان توی انگشتش نیست! گفتم: «ابوالفضل #انگشتر_فیروزهت کو؟» جا خورد. خندید و دستش را از دستم کشید بیرون و گفت: «ای وای! بالأخره فهمیدی؟ نمدِنم! توی آموزش گمش کردم. نفهمیدم کجا افتاد. خیلی هم دنبالش گشتُم، اما توی بیابونا مَگه پیدا مِره؟!» سری تکان دادم و گفتم: «دِگه انگشتر بختمان رِ گم کردی، بختمان هم گم مِشه.» زد زیر خنده و گفت: «ای چه حرفیه؟! خرافاتی نشو فاطمه. برمِگردم مِرِم یکی دگه مِخرِم. فعلا که بختمان خوش و خرّم دِرِه جیک جیک مُکُنه.»
@sn_shop
📚کتاب محبوبه صبح : زندگی نامه داستانی محبوبه دانش
🔸#محبوبه_دانش، دختر هفده ساله انقلابی است که در واقعه هفده شهریور #شهید می شود.
🔰بخشی از فضای این #رمان برگرفته از #واقعیت و بخشی #تخیلی است که در آن بیشتر با وفاداری به واقعیات زندگی این شهید، از ظرایف و عناصر داستانی در خلق موقعیت های داستانی بهره گرفته شده است.
✂️در قسمتی از اینکتاب آمده است:
«روز ۱۷ شهریور بود. محبوبه تا صبح بارها از خواب برخاسته و به عقربههای شبنمای ساعت نگاه کرده بود. ساعت شش صبح بود که باز همان بلوز چهارخانه و شلوار لیاش را پوشید. زهرا خانم در آشپزخانه صبحانه حاضر میکرد. با شنیدن صدای در، به محبوبه سرک کشید.
محبوبه جان، بیدار شدی؟
سلام مامان جان!
سلام به روی ماهت. ای بابا، باز که حاضریراق شدی!
مثل اینکه بیخبرید. روز عید فطر، اعلام شد جمعه صبح ساعت هشت، میدان ژاله. من هم دارم میروم.»
✍نویسنده: راضیه تجار
📖تعداد صفحات: ۱۰۷صفحه
▪️ناشر: سوره مهر
💰قیمت: ۲۴،۰۰۰تومان
....................................................
🛍خرید آنلاین از سایت باسلام 👇
https://basalam.com/sahifehnoor/product/3172489?ref=830y
📲سفارش از طریق پیام رسان ایتا👇
@Milad_m25
🆔@sn_shop