eitaa logo
کانال اطلاع‌رسانی امام جمعه شهرستان رامسر
622 دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
2.7هزار ویدیو
106 فایل
﷽ پایگاه رسمی اطلاع‌رسانی ستاد نمازجمعه و دفتر امام جمعه شهرستان رامسر
مشاهده در ایتا
دانلود
◼️چرا دشمن به «ترور بزرگان وحدت» روی آورده است؟ ▪️شهادت مظلومانهٔ مولوی محمد انور ریگی در سحرگاه و در مسیر اقامهٔ نماز، نسخهٔ جدیدی از عجز دشمن است. وقتی دشمن صهیونیستی و آمریکایی در تقابل نظامی مستقیم و موازنهٔ قدرت با جمهوری اسلامی ناکام می‌شود، اتاق جنگ خود را به گسل‌های اجتماعی و مذهبی منتقل می‌کند. ▪️هدف ترور این عالم متنفذ اهل‌سنت، نه یک شخص، بلکه «ایدهٔ وحدت و انسجام» است. طلاب جوان و نسل Z باید این خط تحلیلی را درک کنند: دشمن از سلاح و موشک ما به اندازهٔ «دستِ برادریِ شیعه و سنی» نمی‌ترسد. شهید ریگی با خون خود ثبت کرد که خط مقدم دفاع از امنیت و وحدت ایران، مرز و محراب نمی‌شناسد. @snjramsar
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جدیدا سطلی‌های پهلوی‌چی‌ ویدیو درست می‌کنند که در صورت حمله زمینی آمریکا، مردم ایران چطور با سرباز آمریکایی مواجه بشوند. احمق‌ها قبلا یکبار امتحان کردند. @snjramsar
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌دقیقا مثل عادل فردوسی‌پور و علی دایی و بسیار افراد دیگر... تا زمانی که جمهوری اسلامی به نفعشان بود از رانت استفاده کردند و خودشان را بالا کشیدند اما همینکه جمهوری اسلامی ایران دچار خطر شد رنگ عوض کردند... این جور آدم در بین سیاست‌مداران که سریع رنگ عوض می‌کنند مانند (فلاحت پیشه که یک زمانی رئیس کمیسیون امنیت مجلس شورای اسلامی بود، فاطمه حقیقت‌جو، عطاءالله مهاجرانی) و در بین چهره‌های ورزشی و هنری و... زیاد داریم. @snjramsar
📎ملا محمدهاشم خراسانی حکایت نبش قبر حضرت رقیه سلام‌الله علیها به منظور ترمیم قبر و رفع آب‌گرفتگی مضجع شریف آن حضرت در سال ۱۲۸۰ هجری، را نقل می‌کند: ✏️ جناب آقا سیّد ابراهیم دمشقی که نَسَبش به سیّد مرتضی علم‌الهدی منتهی می‌شد و سنّ شریفش بیش از ۹۰ سال بود، سه دختر داشت و اولاد پسر نداشت. شبی دختر بزرگ ایشان حضرت رقیّه دختر امام حسین علیهماالسلام را در خواب دید که فرمودند: ✏️ «به پدرت بگو: به والی بگوید: میان لحد و جسد من آب افتاده، و بدن من در اذّیت است، بیاید قبر و لحد مرا تعمیر کند. ✏️ دختر به سيّد عرض کرد، ولی سیّد از ترس اهل تسنّن، به خواب اعتنا ننمود. شب دوّم دختر وسطی سیّد همین خواب را دید و به پدر گفت، ترتیب اثری نداد. شب سوّم دختر کوچک سیّد همین خواب را دید و به پدر گفت، باز ترتیب اثری نداد. شب چهارم خود سیّد حضرت رقیّه سلام‌الله علیها را در خواب دید که به طریق عتاب فرمودند: چرا والی را خبردار نکردی؟! ✏️ سیّد بیدار شد، صبح نزد والی شام رفت و خوابش را گفت. والی به علماء و صلحاء شام از شیعه و سنّی امر کرد که غسل کنند و لباس‌های پاکیزه بپوشند، به دست هر کس قفل ورودی حرم مطهّر باز شد، همان کس برود و قبر مقدّس او را نبش کند، پیکر را بیرون آورد تا قبر را تعمیر کنند. ✏️ صلحاء و بزرگان از شیعه و سنّی در کمال آداب غسل کردند و لباس پاکیزه پوشیدند، قفل به دست هیچ کس باز نشد مگر به دست خود مرحوم سیّد، و چون میان حرم آمدند کلنگ هیچ کدام بر زمین اثر نکرد، مگر به دست سیّد ابراهیم. ✏️ حرم را قُرق کردند و لحد را شکافتند. تا آنکه دیدند بدن نازنین حضرت رقیه سلام‌الله علیها، میان لحد و کفن صحیح و سالم است اما آب زیادی میان لحد جمع شده است. ✏️ سیّد ابراهیم در قبر رفت، همین که خشت بالای سر را برداشت دیدند ،سیّد افتاد. زیر بغلش را گرفتند و از حالش جویا شدند. ✏️ اما او هی می‌گفت: ای وای بر من... وای بر من... ✏️به ما گفته بودند یزید لعنةالله علیه، زن غسّاله و کفن فرستاده ولی اکنون فهمیدم دروغ بوده، چون دختر با پیراهن خودش دفن شده. من بدن را منتقل نمی‌کنم، می‌ترسم بدن را منتقل کنم و دیگر به عنوان "رقیّه بنت الحسین" سلام‌الله علیهما شناخته نشود و من نتوانم جواب بدهم. ✏️ سیّد بدن شریف را از میان لحد بیرون آورد و بر روی زانوی خود نهاد و سه روز بدین گونه بالای زانو خود نگه داشت و گریه می‌کرد تا اینکه قبر را تعمیر کردند. ✏️ وقت نماز که می‌شد، سیّد بدن حضرت را بالای جایی پاکیزه می‌گذاشت. پس از فراغ از نماز برمی‌داشت و بر زانو می‌نهاد، تا اینکه از تعمیر قبر و لحد فارغ شدند، سید بدن را دفن کرد. ✏️ از معجزه آن حضرت این که سیّد در این سه روز احتیاج به غذا و آب و تجدید وضو پیدا نکرد و چون خواست بدن را دفن کند، دعا کرد که خداوند پسری به او عطا فرماید. ✏️ دعای سیّد به اجابت رسید و در سن پیری خداوند پسری به او لطف فرمود که نام او را "سیّد مصطفی" گذاشت. ✏️ آنگاه والی واقعه را به سلطان عبدالحمید عثمانی نوشت؛ او هم تولیت زینبیّه و مرقد شریف حضرت رقیّه و امّ کلثوم و سکینه و سایر مخدرات سلام‌الله علیهم اجمعین را به سید ابراهیم واگذار کرد. ✏️ این قضیه در سال ۱۲۴۲ هجری شمسی رخ داده و در کتاب «معالی» هم این قضیّه مجملاً نقل شده و در آخر اضافه کرده است 📝 «فَنزلَ فی قبرها و وَضع علیها ثوباً لفَّها فیه و أخْرجها، فإذا هی بنتٌ صغیرةٌ دُونَ البُلوغِ و کانَ متْنُها مجروحةً مِنْ کثرةِ الضَّرب» ✏️ آن سیّد جلیل وارد قبر شد و پارچه‌ای بر او پیچید و او را خارج نمود، دختر کوچکی بود که هنوز به سن بلوغ نرسیده، و پشت شریفش از زیادی ضربات مجروح بود...! ✏️ پس از درگذشت سیّد ابراهیم، تولیت آن مشاهد مشرفه به پسرش سیّد مصطفی و بعد از او به فرزندش سیّد عبّاس رسید. و فرزندان سیّد ابراهیم دمشقی معروف و مشهور به "مستجاب الدعوه" هستند. 📚 منتخب التواریخ، صفحه ۳۸۸ 📚 ستاره درخشان شام، شیخ علی ربانی خلخالی @snjramsar
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادر مینابی که نمی‌خواهد آخرین در آغوش کشیدن کودکش پایان یابد. ✍گاهی قلم و کاغذ کم میاره که چی بنویسه از این همه درد😔😔😔😔😔 السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین لا یوم کیومک یااباعبدالله 😭 @snjramsar
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آه از داغ بله انتقام مساله شخصی ماست؛ مساله تک تک ما. اینها فرزندان همه ما بودند؛ ما همه ولیّ دم هستیم. هر ایرانی حالا پدر شهید، مادر شهید است. بله آقایان نا‌هم‌وطن، بله بیگانگان فارسی‌زبان، بله انتقام مساله شخصی تک تک ماست، حق تک تک ماست و ما از آن نمی‌گذریم. @snjramsar
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا