eitaa logo
کانال اطلاع‌رسانی امام جمعه شهرستان رامسر
622 دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
2.7هزار ویدیو
106 فایل
﷽ پایگاه رسمی اطلاع‌رسانی ستاد نمازجمعه و دفتر امام جمعه شهرستان رامسر
مشاهده در ایتا
دانلود
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لحظۀ ورود رهبر معظم انقلاب به حسینیۀ امام خمینی با ضرب مرشد و اجرای حرکات ورزش زورخانه‌ای @snjramsar
💠 نقش نمازجمعه در پیشرفت و موفقیت کشور 🌹نمازهای جمعه نقش بسیار بزرگی در پیشرفت‌ها و موفقیت‌های این ملت و این کشور ایفا کرده‌اند و سهم بسزایی در بسیج نیروها و سازندگی و هدایت سیاسی و دینی مردم داشته‌اند. @snjramsar
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 مادر فلسطینی خطاب به فرزند اسیرش: ما به فرمان خدا به دست مردی که از قوم فارس می‌آید پیروز می‌شویم. @snjramsar
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آمریکا همچنان در شوک تظاهرات میلیونی علیه ترامپ 🔹سناتور آمریکایی: ترامپ فاسد‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ آمریکاست. @snjramsar
حضور امام جمعه رامسر در جمع جانبازان عزیز و تماشای فوسبال کانادین @snjramsar
کانال اطلاع‌رسانی امام جمعه شهرستان رامسر
آهای حرومزاده ها! من هنوز زنده‌ام! #کانال‌اطلاع‌رسانی‌ستادنمازجمعه‌شهرستان‌رامسر ➣ @snjramsar
ای کاش! از اول به جای دیالوگ من زنده ام از فیلم غربی پاپیون، از کتاب یک اسیر جنگی و آزاده قهرمان که یک خانم است نقل می‌کردیم: من زنده‌ام! کتاب خاطرات دوران اسارت خانم معصومه آباد با عنوان: من زنده‌ام @snjramsar
کانال اطلاع‌رسانی امام جمعه شهرستان رامسر
ای کاش! از اول به جای دیالوگ من زنده ام از فیلم غربی پاپیون، از کتاب یک اسیر جنگی و آزاده قهرمان که
خلاصه ای از داستان معصومه دختری فعال و سخت کوش که از 17 سالگی عضو نیرو های هلال احمر بود. او در خانواده ای شلوغ به دنیا آمد. پس از انقلاب به یتیم خانه ای در آبادان رفت و مشغول به کار شد. در زمان جنگ معصومه به همراه همکارانش 120 کودک یتیم و بی سرپرست را از آبادان به شیراز منتقل کرد. در روز چهارشنبه 23 مهر 1359 زمانی که معصومه می خواست از شیراز به آبادان برگردد، با همکارانش از جمله « شمسی بهرامی» سوار ماشینی شدند و به طرف آبادان حرکت کردند. داستان اصلی معصومه از این جا شروع می شود که در راه بازگشت اسیر رژیم بعثی عراق می شوند. نظامیان عراقی به شمسی و معصومه لقب بنات‌ الخمینی (دختران امام خمینی) و ژنرال داده بودند. اولین زندانی که در دوران اسارت می روند، زندان تنومه بود. در آن جا با دختری به نام «فاطمه ناهیدی» آشنا می شوند. بعد از آن دختری به نام «حلیمه آزموده» به آن سه دختر اضافه می شود. عراقی ها تصمیم می گیرند دختران را به بدترین زندان یعنی زندان الرشید بغداد و بعد از آن به اردوگاه موصل و عنبر ببرند. این دختران چهار سال در بند اسارت رژیم بعثی عراق می مانند. اما هیچ نام و نشانی از این4 دختر در صلیب سرخ نبود. دخترها برای این که خانواده هایشان از زنده بودنشان با خبر بشوند به مدت 20 روز اعتصاب غذا کردند. در نهایت عراق به 6 نفر از اعضا ی صلیب سرخ اجازه ملاقات با این دختران را دادند. این بانوان اسیر دارای کد اسارات شدند. بعد از آن کاغذی به هر کدامشان دادند تا تنها یک جمله برای خانواده هایشان بنویسند تا فردا صبح به دست والدینشان برسد. معصومه می نویسد: « من زنده‌ام ... بیمارستان الرشید بغداد. معصومه آزاد 1361/02/23» این نامه به همراه عکسی که صلیب سرخ از او انداخته بود به دست والدینش می رسد. معرفی کتاب«من زنده ام» نوشته معصومه آباد شخصیت های شاخاص در داستان از شخصیت های اصلی این داستان می توان به 4 بانوی اسیر ایران نیز اشاره کرد«خانم دکتر معصومه آزاد»، «شمسی بهرامی»، « فاطمه ناهیدی» ، «حلیمه آزموده». معرفی کتاب«من زنده ام» نوشته معصومه آباد مشخصات نویسنده معصومه آباد متولد 1341 در شهر آبادان چشم به جهان گشود. او در سن 18 سالگی 1352 به اسارت حکومت بعث عراق در آمد و در تاریخ ۱۲/۱۱/۱۳۶۲ آزاد شدو از جمله زنان جانباز و آزاده میهن مان ایران به حساب می آیند. سپس بعد از آزادی مدتی در دانشگاه لندن در رشتهٔ «جنین‌شناسی» تحصیل کردند، اما انصراف داند و در دانشگاه شهید بهشتی در رشتهٔ بهداشت باروری تحصیل کرند و مدرک دکتری گرفتد. ایشان به عضویت در سومین دوره شورای شهر تهران، مسئول درمانگاه محرومین درون مرزی ۱۳۶۷–۱۳۶۶، رئیس بخش زنان و زایمان بیمارستان نجمیه ۱۳۷۷–۱۳۷۵، مسئول مؤسسه فرهنگی بروج، و مشاور مدیر کل شهرداری تهران فعالیت داشتند. معصومه آباد در انتخابات چهارمین دوره شورای شهر تهران در لیست آبادگران ایران اسلامی قرار داشته و توانست به شورای چهارم نیز راه پیدا کند. ایشان در سال1396 تصمیم گرفتند شرح حال روزهای اسارت خود را در کتاب «من زنده ام» بازگو کنند. نظر منتقدان درباره کتاب« من زنده ام» + مقام رهبری درباره این کتاب می فرمایند:«کتاب را با احساس دوگانه‌‌ی اندوه و افتخار و گاه از پشت پرده‌ی اشک، خواندم... این نیز از نوشته‌هایی است که ترجمه‌اش لازم است». @snjramsar
کانال اطلاع‌رسانی امام جمعه شهرستان رامسر
ای کاش! از اول به جای دیالوگ من زنده ام از فیلم غربی پاپیون، از کتاب یک اسیر جنگی و آزاده قهرمان که
حاج قاسم سلیمانی بعد از خواندن کتاب « من زنده ام» نامه ای به بانو آباد نوشتند با این مضمون: «بسمه تعالی خواهرم، مثل همان برادرهای اسیرت همه جا با تعصب مراقبت می کردم کسی عکس روی جلد کتابت را نبیند. و در تمام کتاب با ناراحتی و استرس بدنبال این بودم که آیا کسی به شما جسارت کرد؟ آخر مجبور شدم روی عکست را با کاغذ بچسبانم تا نامحرمی او را نبیند. برادرت بغداد «سلیمانی» + و همچنین با نامه ای دیگر از طرف حاج قاسم به خانم آزاد: «خواهر خوبم. در آن اسارت، اسارت را به اسارت گرفتی. سعی کن در این آزادی اسیر نشوی انشالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول الله چگونه بوده است وقتی کنیز او معصومه اینگونه معصوم بوده است. به تو بعنوان خواهرم، بعنوان معرف دختر مسلمان شیعه، معرف ایران اسلامی، معرف تربیت خمینی افتخار می کنیم. حقیقتا شگفت زده شدم و هزاران بار به تو و دوستانت مرحبا گفتم. ساعت ۲۳ (نینوا) «سلیمانی» @snjramsar