فاطمه بنت حِزام مشهور به اُمّالْبَنین (درگذشته ۶۴ق) از همسران امام علی(ع) و مادر عباس(ع)، عبدالله، جعفر و عثمان بود که هر چهار تن در روز عاشورا به شهادت رسیدند. پس از واقعه کربلا، امالبنین روزها به قبرستان بقیع میرفت و برای امام حسین(ع) و فرزندانش سوگواری میکرد.
عالمان شیعه شجاعت، فصاحت و علاقه امالبنین به اهلبیت(ع) بهویژه امام حسین(ع) را ستوده و از او به نیکی یاد کردهاند. بهگفته شهید ثانی و عبدالرزاق مُقَرَّم، امالبنین به خاندان پیامبر(ص) محبت شدیدی داشت و خود را وقف خدمت به آنان کرده بود؛ بههمین دلیل اهلبیت نیز برای او احترام ویژه قائل بودند و در روزهای عید، نزد او میرفتند.
امالبنین در قبرستان بقیع دفن شده است.
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar
کانال اطلاعرسانی امام جمعه شهرستان رامسر
فاطمه بنت حِزام مشهور به اُمّالْبَنین (درگذشته ۶۴ق) از همسران امام علی(ع) و مادر عباس(ع)، عبدالله،
عالمان شیعه، شجاعت، فصاحت و علاقه امالبنین به اهلبیت(ع) بهویژه امام حسین(ع) را ستوده و از او به نیکی و بزرگی یاد کردهاند. به گفته شهید ثانی فقیه شیعه قرن دهم و سید عبدالرزّاق مُقَرَّم مقتلنویس شیعه (درگذشته ۱۳۹۱ق)، امالبنین نسبت به خاندان پیامبر، محبت شدیدی داشت و خود را وقف خدمت به آنان کرده بود. اهلبیت(ع) نیز برای او احترام ویژه قائل بودند و در روزهای عید، نزد او میرفتند. باقر شریف قرشی تاریخپژوه شیعه (درگذشته ۱۴۳۳ق) نیز گفته است در تاریخ زنی همچون امالبنین دیده نشده که نسبت به فرزندانِ هم شوی (هَووی) خود محبتی خالصانه ورزد و آنان را بر فرزندان خویش مقدم بدارد.
سید محمود حسینی شاهرودی (درگذشته ۱۳۹۴ق) از مراجع تقلید شیعه گفته است من در مشکلات، برای امالبنین صد مرتبه صلوات میفرستم و حاجت میگیرم. برخی گزارش کردهاند که زنان ایرانی برای برآورده شدن حاجات خود و همچنین برای بالا بردن نیروی شکیبایی و تحمل مصائب به امالبنین متوسل شده و سفرههای نذری به نام او برگزار میکنند. همچنین در برخی از مناطق شیعی سفرههایی با نام «سفره مادر حضرت ابوالفضل» یا «سفره امالبنین» مرسوم است.
در ایران، ۱۳ جمادیالثانی روز وفات امالبنین بهعنوان «روز تکریم مادران و همسران شهدا» در تقویم رسمی کشور نامگذاری شده است.
معرفی و نسب
امالبنین از قبیله بنیکلاب، پدرش حِزام بن خالد یا حرام بن خالد و مادرش لیلی یا ثمامه دختر سهل بن عامر بن مالک است. بهنقل تاریخنگاران، قبیله بنیکلاب به شهامت، رشادت و شجاعت و ویژگیهای نیکوی اخلاقی مشهور بودند و همین موضوع در ازدواج علی(ع) با امالبنین تأثیرگذار بود.
از تاریخ ولادت و درگذشت امالبنین اطلاع دقیقی در دست نیست. برخی با توجه به شواهد تاریخی، ولادت او را بین سالهای ۵ تا ۹ هجری قمری دانستهاند. در خصوص درگذشت امالبنین هم، برخی تاریخنگاران، تاریخ وفات او را ۱۳ جمادیالثانی ۶۴ق و برخی دیگر ۱۸ جمادیالثانی ۶۴ق دانستهاند.
برخی نیز مدعیاند بر زندهبودن امالبنین پس از واقعه کربلا دلیل مستندی وجود ندارد. بنا بر نقل مورخان، محل دفن او قبرستان بقیع است.
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar
کانال اطلاعرسانی امام جمعه شهرستان رامسر
عالمان شیعه، شجاعت، فصاحت و علاقه امالبنین به اهلبیت(ع) بهویژه امام حسین(ع) را ستوده و از او به ن
امالبنین در واقعه کربلا حضور نداشت. اما چهار فرزندش در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسیدند. هنگامی که کاروان اسیران کربلا وارد مدینه شد و او از شهادت فرزندانش باخبر شد، از سرنوشت امام حسین(ع) پرسید و وقتی خبر شهادت او را شنید، گفت: «ای کاش فرزندانم و تمامی آنچه در زمین است فدای حسین میشد و او زنده میماند.» این سخنِ او را برخی دلیل دلدادگی عمیق او به اهلبیت و امام حسین(ع) دانستهاند.
سوگواری برای فرزندان
طبق نقل مقاتل الطالبیین، امالبنین پس از باخبر شدن از شهادت فرزندانش، هر روز با نوهاش عبیدالله (فرزند عباس) به قبرستان بقیع میرفت و در آنجا اشعاری که خود سروده بود، میخواند و میگریست. اهل مدینه گرد او جمع میشدند و همراه او گریه میکردند، گفته شده که مروان بن حکم یکی از حاکمان مدینه، نیز با آنان همراه میشد.
امالبنین را ادیب و شاعری فصیح و اهل فضل و دانش دانستهاند که در رثای حضرت عباس این اشعار را سروده بود و میخواند:
اشعار امالبنین در سوگ عباس (ع)
یا من رَاَی العباس کرّ
علی جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر
کل لیث ذی لبد
انبئت اَنّ ابنی اصیب
براسه مقطوع ید
ویلی علی شبلی اما
ل براسه ضرب العمد
لو کان سیفک فی ید
یک لما دنا منک احد
«ای که عباس را دیدی، بر انبوه دشمنان فرومایه حمله میکرد و در آن هنگام که فرزندان حیدر در کارزار چون شیران در پشت سر وی بودند. میگویند دست فرزندم قطع شده و بر سرش عمود فرود آمده. وای بر من، آیا بر فرق شیر شجاعِ من عمود فرود آمد و سر او را کج کرد؟ اگر شمشیرت را در دست داشتی کسی به تو نزدیک نمیشد»
دیگر مرا امالبنین نخوانید
لا تدعُوَنِّی وَ یْکَ اُمَّ البنین
تُذکِّرینی بِلُیوث العرین
کانت بنونَ لیْ اُدعَی بهِم
و الیومَ اَصبَحتُ و لا من بَنین
اَربعهٌ مِثلَ نسُورُ الرّبی
قد وَاصلُوا الموتَ بقَطعِ الوَتینِ
تنازَعُ الحِرصانَ اَشلائَهُم
فَکُلّهُم اَمسُوا صَریعاً طَعین
یا لَیتَ شِعری اَکَما اَخبَروا
بِاَنَّ عبّاساً مَقطُوعَ الیَدَین
«وای بر تو مرا دیگر مادر پسران مخوان که مرا به یاد شیران بیشهام میاندازی. من پسرانی داشتم که به خاطر آنان مرا ام البنین میخواندند ولی امروز دیگر پسری ندارم. چهار پسر که مانند عقابهای کوهسار بودند و با بریده شدن رگ حیات یکی پس از دیگری به مرگ پیوستند. بر سر نعش آنها نیزهها به ستیزه برخاستند و همه آنان از زخم نیزه به خاک افتادند. ای کاش میدانستم آیا چنانکه خبر دادند؛ عباس من دست راستش قطع شده بوده است! »
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar