4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر چی تحلیل شنیدی بذار یکطرف این تحلیل یک دقیقهای رو بذار یک طرف دیگه.
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar
😂👏🏻👏🏻👏🏻🇮🇷
عجب نقطهزنی
طرف لال شد🙊🙈
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar
24.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای پیگیری آیتالله نوریهمدانی در مورد تعطیلی درس خارج رهبر انقلاب
🙏 ایشان فقیه حسابی و عمیق هستند
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹مریم دو ساله و مادرش امروز به دست ارتش اسرائیل در جنوب لبنان به شهادت رسیدند
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تجمعات وطنپرستانه ایرانیان مقیم آلمان
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar
🔴 همسر دکتر شهید علی لاریجانی از چرایی دفن ایشان در قم میگوید
🔻همسر شهید لاریجانی که سه نشان افتخار دارد: دختر شهید، همسر شهید و مادر شهید در پاسخ به این سوال که چرا آقای لاریجانی و آقامرتضی در قم دفن شدند؟»
می گوید:
🔻از جنگ ١٢ روزه دیگر هر لحظه منتظر شهادت آقای آملی بودم. اصلا مرتضی برای همین کار و شرکتش را رها کرد و رفت پیش او. میترسید اتفاقی برای پدرش بیفتد و بعدا پشیمان شود که میتوانسته خطری را از او دور کند و نکرده. خانه که نمیآمدند. دیر به دیر میدیدیمشان. آن هم کوتاه و ناگهان.
🔻یک بار از همین دیدارهای گاه به گاه پرسیدم: «علی اگه شهید بشی، تکلیف چیه؟» آقای آملی هیچ وقت دوست نداشت بار باشد. هیچ چیز را به آدم اجبار و الزام نمیکرد. این بار هم از آن لبخندهای متفکرش زد و گفت: «هرجا برای شما راحت تر باشه خاکم کنید.» اصرار که کردم گفت: «همیشه آرزو داشتم در صحن امیرالمومنین دفن شوم.» نجف به دنیا آمده بود و ارادتش به امیرالمومنین فوق تصور بود. بعد ادامه داد: «اگه نشد مشهد، اگه نشد قم و اگه نشد هر جای تهران.»
🔻آقای آملی که شهید شد وسط جنگ بودیم. امکان بردنش به نجف که منتفی بود. برای مشهد برنامه ریزی کردیم و قرار شد روز چهارشنبه تشییع در تهران باشد و روز پنج شنبه در قم و روز شنبه در مشهد.
🔻مردم تهران و قم سنگ تمام گذاشتند. بعد از مراسم تشییع قم تولیت آستان حضرت معصومه و بزرگان شهر قم اصرار کردند که شهدایتان را همین جا دفن کنید و مشهد نبرید. میگفتند: آقای لاریجانی ١٢ سال نماینده مردم قم بوده در مجلس و باید همین جا دفن شود.
🔻مستاصل شده بودم. نمیدانستم چه کار کنم. همیشه در تصمیمات مهم یا به آقای آملی مراجعه میکردم و یا به مرتضی. حالا هر دویشان توی تابوت بودند و من باید برای محل قبرشان تصمیم میگرفتم.
🔻تولیت آستان گفتند: هر جای حرم که شما بگویید ما آمادگی تدفین داریم. حتی نزدیکترین جا به ضریح. گفتم: «نه آقای آملی که با ویژه بودن مخالف بود. مگر اینکه مثلا جایی کنار مزار پدرم و پدر خودش باشد.» بهم گفتند: «آن قبرها مال خیلی وقت پیشند و عموما یک طبقه بودهاند و نقشهاش هم دستمان نیست. نمیدانیم جای خالی دارد یا نه. ولی تا صبح به شما خبر میدهیم.»
🔻بعد از صحبتها حضرت معصومه را زیارت کردم. به دلم بود که اگر قسمتشان قم باشد خودشان یک نشانهای چیزی میفرستند. داشتیم از حرم خارج میشدیم که آمدند دنبالمان. «حاج خانم برگردید. برگردید.» پشت سر نمایندگان آستان رفتیم همان قسمتی که مزار پدر و پدرشوهرم بود. با تعجب اشاره کردند به سنگ مرمری که برداشته بودند. درست بین مزار شهید مطهری و آیتالله آملی لاریجانی یک قبر دو طبقه خالی و سیمان شده تمیز و آماده وجود داشته که کسی از آن خبر نداشت! فهمیدم که پدرها دوست دارند پسرها را در آغوش خودشان نگه دارند.
🔻پدرم خیلی آقای آملی را دوست داشت و عشق آقای آملی هم به او تا آخر عمرش پابرجا بود. مرتضی هم خیلی به هر دو پدربزرگش ارادت داشت. من هم تسلیم شدم و رضایت دادم.
🔻بعد از دفن بود که یاد خواب تکرار شوندهام افتادم. در طول ١۵ سال گذشته چندین و چندبار این خواب را دیده بودم. که وارد محوطه مزار پدرم میشوم و میبینم که قبر شکافته. با عجله میدوم که چهره پدرم را در قبر ببینم و تا میرسم میبینم مرتضی است! یعنی گاهی مرتضی بود و گاهی هم آقای آملی. و حالا هر دوی آنها آنجا بودند. درست همانجا که من چهل و هفت سال مینشستم و برای پدرم و بعدها پدر همسرم فاتحه میخواندم. آن نقطه دردآشناترین نقطهی کره زمین بود. جایی که همه درددلهای من را شنیده و اشکهایم را دیده بود. و حالا شده آغوش عزیزترینهایم. انگار که هر خاکی خودش انتخاب میکند میزبان چه باشد. خاک قم هم علی و مرتضی را انتخاب کرد. حالا همه اشکهایم را یک کاسه میکنم و همان جا میریزم. برای پدر و همسر و پسرم که هر سه فدای راه حق شدند.
شادی روح شان صلواتی هدیه کنیم🌷🥀
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar
۲۵ ذیالقعده، روز «دحوالارض»(گستراندن زمین) روز خلقت خشکی قابل سکونت در روی زمین است. بنابر برخی روایات در این روز وقایعی همچون فرود آمدن کشتی نوح بر کوه جودی، تولد حضرت ابراهیم(ع) و حضرت عیسی(ع) و نزول نخستین رحمت خدا بر حضرت آدم(ع) به وقوع پیوسته است.
در دعای مأثور این روز که مرحوم شیخ طوسی در کتاب شریف مصباح المتهجد آورده است، یک خواسته مهم از خدا به ما یاد میدهند که عبارت است از: «اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْكَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ... اللَّهُمَّ... وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِكَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِكَ وَ اصْطِفَائِكَ»- خدایا! مرا از یاران و همراهان اولیائت، برگزیدگانت و خاصان درگاهت قرار ده-. در این درخواست ما معیت و همراهی با امام زمان عجل الله فرجه الشریف را میخواهیم، و نوع این معیت، «معیت اجتبایی» است. یعنی همراهی و یاری حضرت در تحقق سنت الهی اجتباء.
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داغ بر دل نشسته😭
آقا اگر لایق هستم آخرت تو را ببینم به مادرت زهرا قسم دیگه این دنیا را نمیخواهم از خدا بخواه هر چه زودتر به شما ملحق شوم 🤲😭
😭ما ماندیم و دنیای بی علی
وای چه قدر سخت است دنیای بی علی😭
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدان داری دختربچه رامسر در راهپیمایی امت غیور شهرستان رامسر
۱۴۰۵/۲/۲۲
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar
🌳عنایت امام رضا علیه السلام به آیه الله شیخ مرتضی حائری🌳
✳️ آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی (ره) نقل می کنند :
شب اول قبر آيتالله شيخ مرتضی حائری برايش نماز ليلة الدّفن خواندم، همان نمازی که در بين مردم به نماز وحشت معروف است.
بعدش هم يک سوره ياسين قرائت کردم و ثوابش را به روح آن عالم هديه کردم .
چند شب بعد او را در عالم خواب ديدم. حواسم بود که از دنيا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن طرف مرز زندگی دنيايي چه خبر است؟!
پرسيدم: آقای حائری، اوضاعتان چطور است؟
آقای حائری که راضی و خوشحال به نظر می آمد، رفت توی فکر و پس از چند لحظه، انگار که از گذشتهای دور صحبت کند شروع کرد به تعريف کردن...
وقتي از خيلي مراحل گذشتيم، همين که بدن مرا در درون قبر گذاشتند، روحم به آهستگي و سبکي از بدنم خارج شد و از آن فاصله گرفت. درست مثل اينکه لباسي را از تنت درآوري. کم کم ديگر بدن خودم را از بيرون و به طور کامل ميديدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، اين بود که رفتم و يک گوشهاي نشستم و زانوي غم و تنهايي در بغل گرفتم.
ناگهان متوجه شدم که از پايين پاهايم، صداهايي ميآيد. صداهايي رعبآور و وحشتافزا! صداهايی نامأنوس که موهايم را بر بدنم راست ميکرد. به زير پاهايم نگاهي انداختم. از مردمي که مرا تشيع و تدفين کرده بودند خبري نبود. بياباني بود برهوت با افقي بيانتها و فضايي سرد و سنگين و دو نفر داشتند از دور دست به من نزديک ميشدند. تمام وجودشان از آتش بود. آتشي که زبانه ميکشيد و مانع از آن ميشد که بتوانم چشمانشان را تشخيص دهم. انگار داشتند با هم حرف ميزدند و مرا به يکديگر نشان ميدادند. ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به لرزيدن. خواستم جيغ بزنم ولي صدايم در نميآمد. تنها دهانم باز و بسته ميشد و داشت نفسم بند ميآمد. بدجوري احساس بی کسی و غربت کردم
گفتم خدايا به فريادم برس! خدايا نجاتم بده، در اينجا جز تو کسی را ندارم....
همين که اين افکار را از ذهنم گذرانيدم متوجه صدايی از پشت سرم شدم.
صدايی دلنواز، آرامش بخش و روح افزا و زيباتر از هر موسيقی دلنشين!
سرم را که بالا کردم و به پشت سرم نگريستم، نوری را ديدم که از آن بالا بالاهای دور دست به سوی من ميآمد.
هر چقدر آن نور به من نزديکتر ميشد آن دو نفر آتشين عقبتر و عقبتر ميرفتند تا اينکه بالاخره ناپديد گشتند.
نفس راحتي کشيدم و نگاه ديگري به بالاي سرم انداختم. آقايي را ديدم از جنس نور !
نوری چشم نواز و آرامش بخش.
ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نميتوانستم حرفي بزنم و تشکري کنم، اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زيبايش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسيد: آقای حائری! ترسيدی ؟
من هم به حرف آمدم که: بله آقا ترسيدم، آن هم چه ترسي! هرگز در تمام عمرم تا به اين حد نترسيده بودم. اگر يک لحظه ديرتر تشريف آورده بوديد حتماً زهره ترک ميشدم و خدا ميداند چه بلايي بر سر من ميآوردند.
بعد به خودم جرأت بيشتر دادم و پرسيدم: راستي، نفرموديد که شما چه کسي هستيد.
و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهی سرشار از عطوفت، مهربانی و قدرشناسی به من می نگريستند فرمودند:
من علی بن موسی الرّضا هستم. آقای حائری! شما ۷۰ مرتبه به زيارت من آمديد من هم ۷۰ مرتبه به بازديدت خواهم آمد، اين اولين مرتبهاش بود ۶۹ بار ديگر هم خواهم آمد.
📚کرامات امام رضا (ع) از زبان بزرگان نویسنده حسین صبوری
لینک کانال مسجد امیرالمومنین(ع) طالش محله فتوک شهرستان رامسر
https://eitaa.com/masjed_taleshmahallefotok
#کانالاطلاعرسانیستادنمازجمعهشهرستانرامسر
➣ @snjramsar