میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
📝 روایت سفر به چهارمحالوبختیاری | ۲ در جمع بانوان کنشگر مسجدی شهرکرد، بحث از یک مشکل قدیمی شروع شد
📝 روایت سفر به چهارمحالوبختیاری | 3
در ادامه سفر، به دو مسجد سر زدیم؛ دو مسجد با تجربهها و حالوهوای متفاوت که در هرکدام، نسبت میان امام مسجد، نیروهای محله و فعالیتهای مردمی برایم قابل توجه بود.
اولین بازدید، از مسجد شهدای کاظمیپور بود؛ مسجدی که هیئت فاطمیون نزدیک به نوزده سال در کنار آن فعالیت کرده و بسیاری از نیروهای امروز مسجد، از کودکی در همین هیئت و محله رشد کردهاند.
حاجآقای شریفی، امام مسجد، طلبهای اهل علم و پژوهش و در کنار او، جمعی از نیروهای قدیمی هیئت، جوانها و بانوان فعال، کار مسجد را پیش میبرند؛ از برنامههای هفتگی و مناسبتها تا کمک به بیماران و نیازمندان و حضور در میدانهای مختلف.
یکی از ایدههایی که در مسجد مطرح شد، احیای کار علمی و پژوهشی بود؛ اینکه مسجد بتواند از استادان و ظرفیتهای علمی خود محله استفاده کند و دوباره محلی برای گفتوگو، تولید فکر و حل مسئله باشد.
در میان گفتوگوها، به دوستان گفتم امام مسجد و نیروهایش، هرقدر هم باتجربه باشند، نباید در تجربه خودشان محصور بمانند. خوب است هرکدام در سفرهایشان به مسجدهای فعال سر بزنند و با یک تجربه تازه برگردند.
نقش امام فقط مدیریت برنامههای داخل مسجد نیست؛ باید تجربهها را کشف کند، نیروها را به هم پیوند بزند و راههای تازهای پیش پای جمع مسجد باز کند.
مسجد شهدای کاظمیپور تجربههای ارزشمندی برای انتقال داشت و در عین حال، آماده بود از تجربه دیگر مسجدها هم یاد بگیرد. همین رفتوبرگشت تجربههاست که میتواند امام و اهالی مسجد را از تکرار کارهای همیشگی، به سمت حرکتهای پختهتر ببرد.
✍️ سید ناصر میرمحمدیان
🔴 محرم امسال، غربت حسین(ع) را بهتر میفهمیم
ما برای غربت امامی گریه میکنیم که مقابل چشم مردم ایستاد، حق را نشان داد و صدایش شنیده نشد.
🔹امام حسین(ع) در میدان بود، اما تنها ماند.
مردم او را میدیدند، سخنش را میشنیدند و نسبتش با رسول خدا(ص) را میدانستند؛ بااینحال، در لحظه امتحان، ترسیدند، عقب نشستند یا در برابرش ایستادند.
🔹امروز، همین غربت را عمیقتر میفهمیم.
مردم زمان ما امام جامعهشان را نمیبینند، صدایش را مستقیم نمیشنوند و حتی از محل حضورش خبری ندارند؛ اما یک پیام از او کافی است تا صحنه را بشناسند و پای کار بایستند.
🔹«یا لیتنا کنا معک» دیگر فقط یک آرزو نیست.
این جمله در رفتار مردمی دیده میشود که در روز خطر میدان را خالی نکردند، سختی را پذیرفتند و نشان دادند اگر امامشان یاری بخواهد، تنها نمیماند.
🔹در این امتحان، مردم امروز از بسیاری از مردمان عصر رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) پیش افتادند.
آنان امام را میدیدند و گاهی پای او نمیایستادند؛ این مردم، امامشان را ندیدهاند، اما پیامش را گرفتهاند و پای آن ماندهاند.
محرم امسال، «یا لیتنا کنا معک» فقط سخن از گذشته نیست. مردمی که در روز سخت، پای امام و مسیر او میایستند، این آرزو را به رفتار تبدیل کردهاند.
و شاید همین تجربه، غربت سیدالشهدا(ع) را برای ما قابلفهمتر کند: امام در برابر چشم مردم بود، اما آنها در لحظهای که باید میایستادند، نایستادند.
#یادداشت
✍️ سید ناصر میرمحمدیان
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
📝 روایت سفر به چهارمحالوبختیاری | 3 در ادامه سفر، به دو مسجد سر زدیم؛ دو مسجد با تجربهها و حالوه
📝 روایت سفر به چهارمحالوبختیاری | 4/1
بعد از مسجد شهدای کاظمیپور، به شهر بِن رفتیم و مهمان مسجد امام حسین(ع) شدیم.
از همان لحظه ورود، فضای مسجد توجهم را جلب کرد؛ شاخهها و برگهایی که در فضای شبستان امتداد پیدا کرده بود و حالوهوای متفاوتی به مسجد میداد.
این زیبایی، محصول یک طراحی مقطعی یا تزئین مناسبتی نبود. اهالی محله سالها با ذوق و حوصله به این گلها و درختچهها رسیدگی کرده بودند تا امروز چنین تصویری در مسجد شکل بگیرد.
همین صحنه، یک نکته مهم را نشان میداد:
این مسجد برای مردم فقط محل برگزاری نماز و برنامه نیست؛ جایی است که اهالی با آن زندگی میکنند و خودشان را در آبادی و زیباییاش شریک میدانند.
نکته جالب دیگری هم در این مسجد دیدیم.
در مسجد قبلی، درباره اهمیت دیدن تجربه دیگر مساجد صحبت کرده بودیم؛ اینکه امام و نیروهای مسجد در تجربههای خودشان محصور نمانند و هرجا میروند، با یک ایده تازه برگردند.
در مسجد امام حسین(ع)، همین کار به یک برنامه مستمر تبدیل شده بود.
دوشنبهها نوجوانان مسجد را جمع میکردند و به یکی از مساجد دیگر شهر میبردند؛ هم طرحهای خودشان را معرفی میکردند، هم مسجد دیگری را میدیدند و با تجربهای تازه برمیگشتند.
این رفتوآمد فقط یک بازدید ساده نبود؛ راهی بود برای یادگرفتن، انتقال تجربه و زنده نگهداشتن ارتباط میان مسجدها.
گاهی یک ایده کوچک، وقتی میان مسجدها جابهجا میشود، میتواند چندین مسجد را یک قدم جلو ببرد.
✍️ سید ناصر میرمحمدیان
📝 روایت سفر به چهارمحالوبختیاری | 4/2
در ادامه گفتوگو در مسجد امام حسین(ع)، بخش مهمی از گزارش فعالیتها را خانم حسینمیرزایی ارائه کرد؛ مسئول پایگاه خواهران مسجد.
تسلط او بر جزئیات کارها نشان میداد بانوان در این مسجد فقط مجری چند برنامه جانبی نیستند؛ در شناسایی ظرفیتهای محله، سازماندهی نیروها و پیشبرد فعالیتهای مسجد نقش جدی دارند.
در کنار حاجآقای مالکی، امام مسجد، آقای براتی و همسرشان خانم حسین میرزایی مسئولیت پایگاه برادران و خواهران را هماهنگ با یکدیگر پیش میبردند.
در بخش بانوان، افراد معتمد هر محله شناسایی شده بودند و هرکدام مأمور بودند تواناییهای اطراف خود را پیدا کنند؛ یکی نانپزی بلد بود، دیگری خیاطی، کار فرهنگی، رسانهای یا فعالیت جهادی.
این تواناییها فقط در یک فهرست ثبت نشده بود. هر وقت نیازی پیش میآمد، همین افراد وارد میدان میشدند.
از یادوارههای خانگی شهدا و کلاسهای آموزشی تا اردوهای کمهزینه، کار رسانهای، آموزش امدادی، کمک به نیازمندان و فعالیتهای اشتغالمحور، برنامههای متنوعی در مسجد جریان داشت.
اما نکته مهمتر، تعداد برنامهها نبود؛ تعداد آدمهایی بود که مسئولیت گرفته بودند.
از دوستان پرسیدم: چند نفر فقط در برنامههای مسجد شرکت میکنند و چند نفر واقعاً کاری را بر عهده گرفتهاند؟
مسجد وقتی رشد میکند که امام، مردم را فقط دور یک برنامه جمع نکند؛ تواناییهایشان را بشناسد، برایشان میدان بسازد و اجازه دهد در دل همان مسئولیت رشد کنند.
سفر شهرکرد برای من با همین تصویر به پایان رسید؛
مسجدی که امامش، خانوادههای فعال و نیروهای محله را کنار هم قرار داده و مردم را از تماشاگر برنامهها به کنشگران میدان تبدیل کرده است.
✍️ سید ناصر میرمحمدیان
🔖 توافق، پایان نبرد نیست
🔸یکی از خطاهای جدی این روزها این است که توقف درگیری را با پایان نزاع اشتباه بگیریم.
🔹گاهی دو کشور بر سر مرز، منافع اقتصادی یا بخشی از خاک با هم درگیر میشوند. چنین جنگی ممکن است با یک توافق تمام شود؛ هر طرف بخشی از خواستهاش را میگیرد و ماجرا به پایان میرسد.
🔹اما نزاع ما با آمریکا و رژیم صهیونیستی از این جنس نیست. این یک اختلاف معمولی میان دو کشور نیست؛ نزاع بر سر دو منطق و دو نظم متفاوت است. آنها ایرانی مستقل، قدرتمند و اثرگذار در منطقه را نمیخواهند و بارها هم این را آشکارا گفتهاند.
🔹برای همین، هر توافقی را باید در اندازه خودش دید؛ شاید فرصتی برای کاهش فشار، بازسازی توان، جبران کاستیها یا اثبات جنگطلب نبودن ما باشد، اما نمیتوان از آن نتیجه گرفت که دشمن از اهدافش عقب نشسته است.
🔹اعتماد به دشمنی که بارها عهد شکسته، با عقلانیت سیاسی سازگار نیست. عقلانیت آن است که هم اهل مذاکره و تدبیر باشیم، هم فریب آرامش موقت را نخوریم.
🔸ما جنگطلب نیستیم؛ اما باید جنگ را بشناسیم، برای آن آماده باشیم و بدانیم که صلح پایدار، فقط با امضا روی کاغذ به دست نمیآید؛ با قدرت، انسجام و ایستادگی به دست میآید.
#یادداشت
✍️ سید ناصر میرمحمدیان
🔹حمایت جمعی از مبلغین و وعاظ کشور از بیانیه اعضای خبرگان در مسائل اخیر کشور
بسمه تعالی
🔹بدنبال بیانیه وزین و جامع اکثریت اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری و مرکز مدیریت حوزههای علمیه که دربرگیرنده نکات مهم و تذکرات قاطعی میباشد ، اینجانبان امضا کنندگان ذیل ضمن حمایت همه جانبه از محتوای آن و هم راستا با ملت مبعوث ، همگان به ویژه مسؤولان و نخبگان و اصحاب رسانه را به اطاعت پذیری محض از مقام عظمای ولایت و تقویت انسجام و اتحاد مقدس فرا خوانده و همچون دیگر آحاد ملت خواستار خونخواهی رهبر شهید و پیگیر عمل به شروط رهبر معظم انقلاب میباشیم .
8 تیر 1405
1. مسعود عالی
2. ناصر رفیعی
3. علیرضا پناهیان
4. محمد مهدی ماندگاری
5. محمد رضا عابدینی
6. محمدحاج ابوالقاسم دولابی
7. حمید رضا مهدوی ارفع
8. رضا محمدی شاهرودی
9. سید ابراهیم حسینی اراکی
10. سید علیرضا تراشیون
11. محمد حسن نبوی
12. سید علیرضا تکیه ای
13. سید حسن علوی
14. احسان بی آزار تهرانی
15. محمد رضا برادران
16. سید مهدی شیرازی
17. حسین جوشقانیان
18. احمد لقمانی
19. علی اصغر ظهیری
20. جعفر واضحی آشتیانی
21. سید ناصر میرمحمدیان
22. سید علی اکبر محسنی
23. سید جلال موسویان
24. عباس فرازی
25. مرتضی دهشت
26. محمود صفاری
27. محسن صفدری
28. امیر جوان آراسته
29. محمد رضا شیخ طادی
چرا برای تشییع امام شهیدمان و خانواده اش باید به تهران برویم؟
ممکن است که بگویند در شهر خودمان، بیتردید مجلس میگیریم، قرآن میخوانیم، روضه برپا میکنیم و برای روح بلند ایشان دعا میفرستیم. اینجا، در مسجد محله مان، تلاش میکنیم آرمانهای آن یگانه مرد تاریخ را بشناسیم و برای تحققشان گام برداریم. این کارها نه تنها خوب، که واجب است.
اما سؤال این است: مگر این کارها برای ادای دِین کافی نیست؟ چرا باید رنج سفر را به جان بخریم و خود را به خیابانهای تهران برسانیم؟
پاسخ این است که تشییع، یک «مراسم» نیست؛ یک «حماسهٔ ملی» است. تشییع، فقط یک وداع نیست؛ یک بازتعریف هویت است.
تشییع باشکوه در پایتخت، یک پیام چندلایه به جهانیان مخابره میکند که هیچ مجلس محلی نمیتواند آن را به تنهایی منتقل کند:
وحدت و انسجام یک ملت را در یک قاب تاریخی نشان میدهد.
پایمردی بر آرمانهای انقلاب را با گوشت و پوست مردم به تصویر میکشد.
حضور پرشور جوانان و پیران، دشمن را مأیوس و دوست را امیدوار میکند.
عزت و ایثار را در چشمان اشکآلودِ مردمی به تصویر میکشد که هرگز از مسیر خود عقبنشینی نمیکنند.
و اما فایدهٔ این حماسه چیست؟
در سیاست خارجی، این عظمت، قدرت نرم و سخت ایران را دوچندان کرده و کاخهای ستمگر را به لرزه میاندازد.
در سیاست داخلی، این همبستگی، کشور را در برابر توطئه ها استوارتر از کوه میسازد.
در اقتصاد، این امنیت روانی و اجتماعی، موتور تولید و سرمایهگذاری را روشنتر میگرداند.
در فرهنگ و تربیت، تصویر این حضور، نسلی تازه با عمق ایمان و رشد اخلاقی تحویل جامعه میدهد.
آری، بیشک مهمترین جلوهٔ این عظمت، در تهران رقم میخورد. آنجا که چشم جهانیان به تلویزیونها دوخته میشود و تاریخ، تصویر شما را در کنار پرچم ایران ثبت میکند. زیرساختها برای میزبانی از شما فراهم است. بله، شاید کمی رفت و آمد سخت باشد، اما مگر برای دیدار با یارِ دیرین، چند ساعت سختی چه ارزشی دارد؟ این سختیِ ناچیز، در برابر برکات بیشمارش برای میهن و آیندهٔ فرزندانمان، همچون قطره در برابر دریاست.
✍️ سید ناصر میرمحمدیان