روز هایم را تباه کردم و حال چیزی جز حسرت آن روز ها در دل ندارم ، دگر چیزی از آن زمان طلایی زندگیم باقی نمانده و دست و پا زدن در این منجلاب برایم تکراری و خسته کننده شده . دفعه بعد که در آن لجنزار افکارم غرق شوم دگر دست و پا نخواهم زد ، خود را بی حرکت گذاشته و منتظر میمانم تا مرا به پایین کشد ، همچو نیلوفر آبی که شب را به زیر آب رفته ولی صبحی برای بالا آمدن وجود نخواهد داشت .
هدایت شده از erika
جدی خیلی عاقل ، مهربون ، صادق ، بامزه ، خوشگل ، نازییی 😭😭😭😭