از تولد رعنا جانم🥂;
محبت مردونه جنسش با همهٔ محبتهایی که تو زندگیم دیدم فرق داره. انگار یه آن همهٔ وجودیت خودشو انکار میکنه و همهٔ هم و غمش میشه تو. خودشو نمیبینه، هیچی غیر از آرامش اون لحظهت براش پررنگ نیست. مثل موقعی که متیوی خشکِ دختر نیازموده، برای آنهشرلی به خیاط، سفارش یه لباس ظریفِ پرکار دخترونه رو داد : )
یا درست مثل تو که جزئیات من رو زندگی میکنی. من رو بابت تمام وقتهایی که محبتت رو عمیقاً باور نکردم ببخش، تو نقطهٔ امن زندگی منی بابا.