«خدا گفت:هر آن كس كه بيشتر از من دوست بدارى از تو میگیرم نگو بدون آن نمیتوانم زندگى كنم تو را بدون آن هم زنده نگه میدارم
┏━━━━━🖤🖤━━━━━┓
🏴🖤@sobhsadeq 🖤🏴
┗━━━━━🖤🖤━━━━━┛
به کودکانِ امروز بگویید ؛ که یلدا از تجمل گرایی و افراط، به دور است ،
که دورهمیِ نیاکانمان تویِ اتاق های ساده ی کاهگلی بوده و زیرِ کرسی هایِ گرم و صمیمی ، نه سالن های سرامیکی و سرد ...
اصلِ یلدا یک حال و هوایِ سنتی است ، یک کرسی و چند گلدان شمعدانی ،
اینکه میوه ات را توی بشقابی قدیمی پوست بگیری، چای ات را تویِ یک استکانِ کمر باریکِ طرح قاجار بنوشی و "اگر آجیل و خشکباری هم بود ... " ، توی پیاله های سفالی باشد ...
چه بی رحمانه پایِ شومِ تجمل را به دنیایمان باز کردند و پایِ نحیفِ آرامشمان را بریدند ،
و چه دور شده ایم از اصالتِ دیرینه ای که داشتیم !
شما را نمی دانم ؛
من اما میانِ خانه های امروزی و لابلایِ این سبک و سیاقِ شهری و مدرن ، حالِ دلم جوری که باید ، نمی شود . انگار نه انگار که یلدا باشد و انگار نه انگار که حالمان خوب است !
باید یک حال و هوایِ سنتی ساخت ،
باید اصالتِ یلدا را به خانه های سردِ امروز ، بازگرداند ...
🌷🌷
@sobhsadeq
♡••
تــُــــــــــــــــــویۍ
نیتِفالِیلداےِامسالِمـن..🍁
🥀خدایا...
برسون دوای دردامونو...
الّلهُــمَّ_عَجِّــلْ_لِوَلِیِّکَــــ_الْفَــرَج
🏴🖤@sobhsadeq 🖤🏴
یلدا_۲۰۲۲_۱۲_۲۰_۱۹_۲۷_۵۴_۸۸۴.mp3
8.67M
♡••
#محمدمعتمدے
یَلـدا...
┏━━━━━🖤🖤━━━━━┓
🏴🖤@sobhsadeq 🖤🏴
┗━━━━━🖤🖤━━━━━┛
♡••
ڪاشمۍشدشبِیلدابہڪنارٺباشم
مرهـموشمعوچـراغِشبِتـارٺباشم..
🏴🖤@sobhsadeq 🖤🏴
♡••
بگذشت درفراقِ تُو،شبهاے بۍشمار!
هرشب دراین امید،ڪھ فـردا ببینمت..
🏴🖤@sobhsadeq 🖤🏴
♦️شب یلداۍ امسال جاۍ خیلیها خالیھ!
بھ یـاد شھداۍ مدافـع امنیتۍ کہ باعث شدن امشب با آرامش کامل کنار خانوادههامون بہ صبح برسونیم . . .🌱"
#یلدا
#فاطمیه
#یلدای_فاطمی
┏━━━━━🖤🖤━━━━━┓
🏴🖤@sobhsadeq 🖤🏴
┗━━━━━🖤🖤━━━━━┛
🔅 #پندانه
✍ بدیها را به باد بسپار و خوبیها را روی سنگ حک کن
🔹دو رفیق در دل کویری راه میرفتند. در میانه سفر بر سر موضوعی جدالی میانشان در گرفت و یکی از آن دو سیلی محکمی بر صورت دیگری زد.
🔸رفیقی که سیلی خورده بود، بیهیچ حرفی بر روی ریگهای روان نوشت:
«امروز بهترین دوستم سیلی محکمی به من زد.»
🔹آن دو به راهشان ادامه دادند تا به واحهای در دل کویر رسیدند و تصمیم گرفتند تا در آن آبادی شستوشو کنند تا سرحال شوند.
🔸رفیقی که سیلی خورده بود، در میان باتلاقی گرفتار شد و در حال غرقشدن بود که دیگری به کمکش آمد و او را نجات داد.
🔹رفیق سیلیخورده بر روی تختهسنگی نوشت:
«امروز بهترین دوستم مرا از مرگ نجات داد.»
🔸رفیقش با تعجب پرسید:
چرا وقتی تو را زدم و آزردم بر روی ریگهای روان نوشتی و حال که نجاتت دادم بر روی تختهسنگ؟
🔹او پاسخ داد:
وقتی کسی ما را میآزارد باید آن را بر روی ریگهای روان بنویسیم تا بادهای فراموشی بتوانند آن را با خود ببرند و از یادمان دور سازند، اما وقتی کسی کار نیکی برایمان انجام میدهد باید آن را بر روی تختهسنگی حک کنیم تا از یادمان نرود.
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
┏━━━━━🖤🖤━━━━━┓
🏴🖤@sobhsadeq 🖤🏴
┗━━━━━🖤🖤━━━━━┛