لامبورگینی صدای آهنگ رو کم میکنه وقتی سرعت زیاد میشه
بعد ماشین ما وقتی بابام تند میرونه صدای آهنگو زیاد میکنه🤣🤣🤣🎀
غیبت درمورد افراد فامیل رو از من و زینک بگیرن ۹۰٪ بحث و گفتوگو رو از دست میدیم.
Social path🇮🇷
خب خب میخوام از این به بعد هر روز یهسری متن بنویسم و هر چیزی که به ذهنم میرسه رو داخلشون توصیف کنم.
روز چهارم: آخرین تصویر
آن "آخرین تصویر" که ترسش، مرا از دیدار نهایی باز داشت، قابی بود که هرگز تکمیل نشد. قابی که در آن، چهرهی بیمار و ضعیف او، شکوه آخرین دیدار را خدشهدار میکرد. ترجیح دادم، خاطرات قوی و شاد او را در ذهنم زنده نگه دارم، تا اینکه با تصویری از زوال، وداعش را تلخ کنم.
اما این ترس، این انتخاب ناخواسته، بذری بود که در دل من کاشته شد؛ بذری از حسرت و "ای کاش". "ای کاش توان دیدن او را در نهایت ضعفش داشتم. ای کاش میتوانستم دستش را بگیرم، نه به عنوان مرد قوی خاطرات، بلکه به عنوان انسانی که در حال گذار است." این "ای کاش"، مثل خاری در گلوی خاطرات شیرین، فرو رفته است.
و بعد از آن، سکوت. سکوتی که بعد از نبودنش، چون پتویی سنگین، مرا در بر گرفت. انگار تمام واژهها، معنای خود را از دست دادند. چطور میتوانستم حرف بزنم، وقتی حتی با خودم هم نتوانستم آن ترس عمیق را در میان بگذارم؟ خودخوری، در این لحظات، نه یک انتخاب، که سدی شد در برابر بیان.
بارها با خود میگویم کاش همانند بچهایی معصوم از احساساتم میگفتم. اما با سکوت اختیار کردن؛ فقط شبیه پرندهای شدم که بالهایش را در قفسِ تنهایی، پنهان کرده است. صدای درونم، بلند بود، اما در سکوت بیرون، گم میشد.
#روزنوشت
هدایت شده از June 9
داداشم : مامان آخه چرا بهمون کاربرگ دادن حل کنیم من حوصله ندارم تازه الان بیشتر از اینکه استرس اینو داشته باشم که درس نمیخونم عذاب وجدان اینو دارم که نمیتونم درس بخونم.
خواستم بگم منم همینطور داداش منم همینطور