eitaa logo
⌛️ساعت صفر|دست نوشته های آقای راوی⌛️
222 دنبال‌کننده
424 عکس
207 ویدیو
3 فایل
هر آنچه مربوط به پایان رژیم کودک کش باشد. رهبری:ما گفته بودیم ۲۵ سال دیگر را نمی‌بینند اما گویا خودشان عجله دارند و زودتر می‌خواهند بروند. و دست نوشته های از روایت واقعی دوران درخشان دفاع مقدس و جبهه مقاومت
مشاهده در ایتا
دانلود
👆👆👆لطفا نظرات خود را به آی دی زیر بفرستید @saeed313safa ممنون
داستان مستند @صعود_از_قله روایتی از بروز و ظهور و حضور بازی و شناخت و عاشقی فصل دوم_ بخش دوم کانال 👇 ⌛️ساعت صفر| 🗒دست‌نوشته های آقای راوی 👆را به دوستان خود معرفی کنید https://eitaa.com/softzero
عالِم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل با دیدن داوود، خاطرات سال قبل و اولین دیدارم باهاش زنده شد... فکرم رفت به مهر سال قبل، انجمن اسلامی دبیرستان شهید مدرس شهرری. روزی که اولین بار داوود رو دیدم. جوونی با قد متوسط، لاغراندام، صورت گرد و ته‌ریش زیبا. نمی‌دونستم طلبه‌ی حوزه‌ی علمیه هم هست. اون روز، تو اولین برخورد، مجذوب صداقت و شیرینی زبانی اون شدم. هم‌زمان با ورود من، یه نفر ـ ظاهراً عضو یکی از احزاب کمونیستی بود ـ داشت با داوود بحث می‌کرد. (اون روزها بحثهای سیاسی و حزب و گروه بازی زیاد بود، همه احزاب سیاسی بشدت دنبال یار گیری بین نوجونها و جونها بودند) داوود یه جمله گفت که نزدیک بود از خنده منفجر شم: به طرف گفت: ـ «به نظر تو اول مرغ بوده یا تخم‌مرغ؟» وای خدا! این چی گفت؟! من که فقط برای بازیگوشی می‌رفتم انجمن اسلامی، اون روز حسابی گیر افتادم! نه فقط من، خیلی‌های دیگه هم افتادن تو تور داوود! یواش‌یواش پای ما رو تو کارهای فرهنگی و سیاسی باز کرد. کتابخوانی گروهی و روزنامه دیواری و شعار نویسی برای مناسبتها و ورزش های میدانی مثل فوتبال و والیبال و پینگ پنگ و رفتن اردوی جهادی برای کمک به کشاورزان و بخصوص برنامه‌ اردوی جمعه‌ها برامون جذاب شده بود. کوه بی‌بی شهربانو، پاتوق بچه‌های انجمن اسلامی بود. صبح زود قرارمون پای کوه قاب سربی بود هرکی به اندازه خودش کمی هم بیشتر خوراکی می آورد. یکی از بچه ها خیلی با مزه بود ، سر به سر همه میذاشت بخاطر کلاه بافتنی که فکر کنم مامانش براش بافته بود بهش میگفتیم کلاهی خودش هم پذیرفته بود (یادم میاد حتی سالها بعد از جنگ در آموزش و پرورش شهرری سمتی گرفته بود اتفاقی دیدمش با همان ادبیات قدیم خودمان صداش کردم چطوری برادر کلاهی مسئول دفترش گفت آقای فلانی هستند که خودش با صدای بلند گفت این عزیزان بنده را بنام کلاهی میشناسند بنده خدا نفهمید موضوع چیست ولی ما دوتا قهقه خندیدیم) داوود بدون پول و کمک، کارهای بزرگی توی دبیرستان کرد. ادامه دارد... داستان @صعود_از_قله روایتی از بروز و ظهور و حضور بازی و شناخت و عاشقی کانال 👇 ⌛️ساعت صفر| 🗒دست‌نوشته های آقای راوی 👆را به دوستان خود معرفی کنید https://eitaa.com/softzero
امروز یه اتفاق تلخ افتاده در اسکله بندر شهید رجایی هرمزگان یک انفجار بزرگ باعث شهادت ۵ هموطن و بیش از ۷۰۰ مجروح تا کنون داشته اما عجیب آن است که همان ساعت اول شبکه ۱۴ اسرائیل و مزدورانش در فضای مجازی اعلام کردند این انفجار ۵۰۰کشته داشته و ده ها دروغ دیگر هم از صبح منتشر کردند. منتظر باشید فردا پس فردا اعلام کنند این انفجار کار اسرائیل بوده. منابع معتبر داخلی این بار به موقعه اطلاع رسانی کردند و شکر خدا لحظه به لحڟه هم شبکه خبر گزارش واقعه را میدهد پس هم خودتان هم به اطرافیان بگوید به شایعات دامن نزنند.
بخشی از نظر یکی از اعضای کانال همه نظرات را میخوانم اگر فرصت کنم برخی را در کانال منتشر میکنم این خواهر گرامی چند پیشنهاد هم داشتند سعی میکنم لحاظ کنم. یک نکته را هم عرض کنم برای حمید رزاقی اتفاق بدی نیفتاده، اتفاقا خیلی هم حالش خوبه "عند ربهم یرزقون" در جوار حضرت حق هستند. کاش قسمت ما هم بشود نکند "بدل التبدیلا" شویم
کار های خدا با حساب و کتاب ما گاهی جور در نمی آید. الان رژیم اسد در سوریه سقوط کرده کردها شمال شرق رو فعلا تساحب کردند و میل به گسترش به سمت شمال و شمال غرب را دارند باند جولانی هم فعلا تا دمشق از سمت شمال و شمال غرب را در اختیار دارد که البته قطعا با اقلیتهای این منطقه مثل علوی ها و پراویش جنوب حما و شمال لاذقیه به مشکل میخورد اما جنوب دست آمریکاست که به سمت مرکز یعنی تدمور و دیر زور تمایل به پیشروی دارد (مرکز اصلی میادین نفت و گاز سوریه) ولی موضوع اصلی اسرائیل اسنکه در جنوب غربی و غرب در حال پیشروی هستش در واقع اسرائیل در حال تکمیل پروژه گذرگاه داوود است به احتمال زیاد با چراغ سبز ٵمریکاه آنها تا بوکمال از مسیر نوار جنوبی پیشروی میکنند و ارتباط خود را با کردستان عراق و سوریه بر قرار میکنند. این یعنی اسرائیل میخواد عمق راهبری خود را تا مرزهای ترکیه و عراق جلو بکشد. روی کاغذ زیاد سخت نیست اما در عمل با وجود شیعیان و اهل سنت وفادار به فلسطین و جبهه مقاومت احتمالا تلفات سنگینی به رژیم کودک کش در صورت عملی کردن این نقشه تحمیل میشود چرا که عراق و عمده مرز نشینان ترکیه تاکنون هم بدلیل عدم هم مرزی با رژیم اشغالگر موفق نشدند مستقیم وارد جنگ شوند اینحا نه غزه است نه کرانه باختری و نه یمن با آن بعد مسافت. خدا بزرگتر این اینها را در دریا غرق کرد درست وقتی که فکر میکردند پیروز شدند
مهمترین کارش، بنظرم آدم کردن من و رفقام بود. ما که دنبال فرصت بودیم تا مدرسه را بپیچونیم و بزنیم بیرون! (حالا یا میرفتیم خیابان گردی یا اگر پول داشتیم میرفتیم تهران سینما و اصلا دربند درس و مدرسه هم نبودیم) ،اصلا تا سال قبلش روی اعصاب مدیر و معاون و معلم‌های مدرسه بودیم، حالا نه‌تنها سر به راه شدیم، بلکه شدیم کمک‌کار مدرسه. یکی از مهم‌ترین اتفاق‌ها هم بیرون کردن عناصر منافقین از دبیرستان بود. منافقین نظم دبیرستان را بهم ریخته بودند، هر روز صبح، قبل از مراسم رسمی صبحگاه دبیرستان، صبحگاه اختصاصی داشتن! باعث نگرانی همه بخصوص خانواده‌ها شده بودن. اون روزها بیشترین عضو گیری منافقین تو شهرری از دو دبیرستان معروف پسرانه شهید مدرس و یکی هم دخترانه کوثر بود، بعدها در جریان بازداشت عوامل ترورسیت منافقین در تلویزیون اعترافات چند نفر و پخش کرد که از دانش آموزان همین دو دبیرستان بودند. داوود یه جلسه گذاشت، همه بچه‌ها رو توجیه و وارد گود شدیم، کاری کرد که اون‌ها خودشون مجبور به ترک دبیرستان شدن. یکی از کارا این بود که میرفتیم بین درخت های باغچه دبیرستان پنهان میشدیم با لوله خودکار و ماش منافقین که در حال ورزش و نرمش و شعر خونی بودن می‌زدیم یکی دو بار نزدیک بود گیر بیفتیم. همیشه چند نفر دورشون مسئول انتظامات داشتند این کارمون حسابی اثر گذاشت، نظم برنامه شون رو بهم می‌ریخت. یکی دیگر از کارهایی که کردیم با هماهنگی با مدیر و معاون قرار شد صبح ها قبل از شروع کار، بچه های انجمن اسلامی جمع شن وسط حیات فوتبال و والیبال بازی کنند این روش هم واقعا تاثیر گذاشت تازه مورد استقبال دانش آموزها دیگه که عضو انجمن اسلامی هم نبودن قرار گرفت، بدون خون و خونریزی منافقین را مجبور به ترک دبیرستان کرد. ظاهرا دبیرستان دخترانه هم دختر های انقلابی اقداماتی کرده بودند یا شاید هم برنامه خود منافقین بود نمی‌دانم؟! برنامه های آنجا را هم منحل کرده بودن، دیگه مجبور شدن رفتن سر چهار راه شهید رجایی(اون موقعها میگفتن چهار راه آرامگاه)داخل پارکینگ عمومی رو باز بغل چهار راه، دختر و پسر با هم ورزش دسته‌ جمعی می‌کردند. مثلا مسلمون هم بودن، البته آنجا هم دست از سرشان برنداشتیم. این حرکات و فعالیت‌ها همه خود جوش بود و با هیچ ارگان و سازمانی وصل نبودیم.برخی از افراد این گروهک ها مسلح بودند بعدها فهمیدیم عناصر تیم‌های ترور منافقین و چریکهای فدای خلق بودند.اما نتیجه حضور در میدان مردمی واقعا به تجربه به ما ثابت شد، در واقع انقلاب هر کاری را به مردم سپرد موفق بود، ما داشتیم بزرگ می‌شدیم آن هم با کمک کسی که فقط یکی دو سال از ما بزرگتر بود. این را الان میگم: بزرگی به سن و سال نیست به فهم و شعور و بصیرت و زمان شناسیه، به معرفت و ایمانه که داوود با اون سن کم واقعا مصداقش بود ، جوری با بچه ها رفیق میشد که عاشقش میشدن.با دشمن انقلاب هم تعارف نداشت. او مصداق آیه > "مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ فتح_۲۹ بود اون اصلا بین ما بزرگی نمیکرد در حالی که همه به بزرگی قبولش داشتند،داوود ما را باخودش بزرگ میکرد. یعنی کاری کرد که باهش بریم سمت قله برای صعود باید اعتراف کنم، داوود باعث شد من بزرگ بشم ،عاشق بشم، اهل جبهه و دفاع مقدس و آدمهای مثل خودش بشم. بهتره بگم اون منو در مسیر آدمیت انداخت. شاید اگر اون نبود، امروز کسی نبود که اینا رو امروز بنویسه... ما داشتیم آدم میشدیم کانال 👇 ⌛️ساعت صفر| 🗒دست‌نوشته های آقای راوی 👆را به دوستان خود معرفی کنید https://eitaa.com/softzero
👆👆👆لطفا نظرات خود را به آی دی زیر بفرستید @saeed313safa ممنون
نظر مخاطبان در خصوص داستان مستند سلام آقای ... عزیز یقیناً امتداد جهاد نظامی شما در رکاب امام خمینی، ورود در عرصه‌ی جهاد تبیین در رکاب امام خامنه‌ای است. قطع دارم که بیان خاطرات شما جاماندگان به تعبیر آقا اگر بیشتر از شهادت نباشد، کمتر نیست. الحمدلله قلم تمیز و روانی هم دارید پس خواهش میکنم تا می‌توانید بنویسید کانال ⌛️ ساعت صفر|دست نوشته های آقای راوی⌛️ https://eitaa.com/softzero