820.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷این همون مافوق صوت هستش که نمیشود رهگیری کرد!
سرعت رو ببین!
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷پرچم بالاست🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
ان شاالله ادامه دارد...
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
هر جنگی اصولی دارد
مثلا برخی اماکن بمباران نمیشوند
یا در برخی مناطق از برخی سلاح ها استفاده نمیشود.
اما گاهی قوانین نا نوشته ای هم بین دو طرف جنگ حاکم میشود.
در جنگ اوکراین تا زمانی که زلنسکی احمق اقدام به هدف قرار دادن مناطق مسکونی و مسکو و یا کرملین نکرده بود روس ها هم رعایت میکردند اما به محض تعرض و عبور از خطوط قرمز و قوانین ما نوشته زلنسکی مسکو دیگر آن قوانیم را رعایت نکرد و هیچ محدودیتی برای جنگ غائل نشد.
امروز هم رژیم اشغالگر و خبیث صهیونی اقدام به هدف قرار دادن مراکز تجاری و تولیدی و استخراج نفتی ما کرد و ایران در ساعات گذشته یکی از دو پالایشگاه رژیم و بندر ایلات را موشک باران کرد
هنوز ایران اصول انسانی و قوانین نوشته نشده جنگ را رعایت میکند اما نه مثل قبل ...
همین که رژیم قانون شکنی کند پاسخ متقابل با الهام از سنت قرانی "گوش در برابر گوش" داده میشود.
آرام باشید این حوادث طبیعی است اگر نبود باید تعجب میکردید.
امام خامنه ای
ان شاالله ادامه دارد...
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
مفتی عمان: حملات ایران دلمان را خنک کرد
توئیت شیخ احمد الخلیلی مفتی عمان:
پاسخ قاطع ایران دلهای ما را خنک کرد و دریچه امیدی گشود که اشغالگری پلید صهیونیستی بر سرزمینهای مقدس، به خواست خداوند، برای همیشه پایان یابد.
از جمله چیزهایی که مایه آرامش دلهاست، ادامه ارسال کاروانهای امدادی از سراسر جهان و تلاش برای شکستن محاصره سرزمین عزیز و استوار غزه است.
پیروزی تنها از جانب خداوند است.
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
☀️ تیتر یک روزنامه کیهان:
جنگ و اسرائیل را با هم تمام میکنیم.
ان شاالله ادامه دارد...
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
⌛️ساعت صفر|دست نوشته های آقای راوی⌛️
🇮🇷این همون مافوق صوت هستش که نمیشود رهگیری کرد! سرعت رو ببین! 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷پرچم بالاست🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 ان شاالله
خوب نگاه کنید
بلافاصله بعد تز برخورد موشک مافوق صوت برق منطقه قطع میشود
الله اکبر
الله اکبر
الله اکبر
خامنه ای رهبر
ان شاالله ادامه دارد...
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
274.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واکنش شیر بچه ۵ ساله ایرانی وقتی با حمله دشمن مواجه میشود
این علاوه بر تربیت به ژن ایرانی هم مربوط است.
حقیر بعنوان شخصی که سالها در دفاع مقدس و دفاع از حرم از نزدیک شاهد نبردهای متعدد بودم عرض میکنم:
ایرانی شجاعتش موروثی هستش.
ان شاالله ادامه دارد...
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
▪️:: موشک اسپایک را ملاحظه میفرمایید
برخی منابع مدعی شدند که توسط کولبران وارد مملکت شده است.
البته بعید نیست
در جریان ترور شهید فخری زاده نیز مدارکی بدست آمد که حاکی از قاچاق ابزار ترور توسط کوله بران بود.
ضمن احترام به بخش زیادی از این جماعت زحمت کش باید عرض کنم نباید از یک سوراخ چند بار گزیده شویم
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این هم تصاویری که بنده رد یا تایید نمیکنم اما ظاهرا از فاصله نزدیک موشکی در تهران شلیک میشود که توسط مردم اتفاقی تصویر برداری شده
اقدام صهیون کثیف پیوست داخلی هم دارد هوشیار باشد
در صورت مشاهده موارد مشکوک با مراکز امنیتی تماس بگیرید
۱۱۰
۱۱۳
۱۱۴
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
طرف عمریه به زیر ساخت های فرهنگی مملکت حمله میکنه امشب تویت زده من خلبانی خوندم با دو ساعت باز آموزی حاضرم در هر ماموریت هوایی شرکت کنم!!!
غلط کردی...
تو اگر خفه بشی کل مغز خام جوانان این مللکت نجات پیدا میکنند
بی هویت
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
#صعود_از_قله
#فصل۸
#بخش۲_۸
#آتش_دشمن
داوود چند دقیقه ای نشست و یه چای خورد و خداحافظی کرد و رفت که چند ثانیه بعد یه گلوله خورد بین ما و داوود که شاید ده متر هم از ما دور نشده بود.
سرآسیمه پریدم وسط جاده داد زدم داوود داوود از وسط دود و گرد وخاک صداش اومد که گفت:
برید تو سنگر من سالمم!
نفسم داشت بند میاومد اون چیزی که من دیدم داوود نباید سالم میموندولی خوب خواست خدا فعلا این بود که طوریش نشه...
یاد این شعر افتادم
گر نگهدار من آن است که من میدانم
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد.
امروز بارها معنای این بیت رو با تمام وجودم درک کردم.
دوباره دشمن شروع کرد منم پریدم توسنگر قبضه و منتظر مختصات هدف شدم با درخواست دیدبان شروع به شلیم کردم و حمید هم با ۸۱ شلیک میکرد وضعیت عادی نبود...
عراقی ها خیلی جدی گرفته بودن
منم سیم شوخیم وصل شده بود هر چند تا شلیک میگفتم آقا من موچم(وقتی بچه بودیم موقع بازی میخواستیم بازی رو متوقف کنیم میگفتیم من موچم)
بی سیم چی و حمید هم میگفتن این بازی موچ نداره بزن داداش!
دوباره اوضاع آروم شد همینطوری تو سنگر خمپاره خودمو شل کردم تا مثلا استراحت بکنم کمک که نداشتیم همه کارها به خودم بود گلوله آوردن و خرج گذاری تنظیم زاویه یاب و آب بندی و شلیک و تنظیف و ... حرص خوردن
تا قبل از ظهر مهمات ۸۱ تمام شد و حمید برکشت تو سنگر استراحت...
آتیش دشمن هم سبک شد منم فرصت کردم کمی نفس بگیرم
رفتم پیش حمید و چایی که بی سیم چی آماده کرده بود زدم به بدن تا خستگیم در بیاد.
داوود از دیدگاه تماس گرفت گفت یه هدف جدید دارم باید با ۶۰ بزنید!
حمید که تصحیحات رو از دید قبضه بده که سریعتر شلیک کنیم
داوود هم قبول کرد.چون فاصله تا دیدگاه کم کار سختی نبود
به منم گفت بی سیم رو ببر تو سنگر خودت همونجا گرا بگیر ببند منم یکم استراحت کنم.
اینطوری منم راضی بودم
رفتم تو سنگر قبضه و شروع کردیم
اولی رو زدم داوود گفت این مقدار اضافه کن و این مقدار هم بیا مثلا به راست (الان جزئیات رو یادم نمیاد).
سمت و برد جدید رو بستم زدم
این بار گفت سمتت درست شد برد رو اینقدر زیاد کن ...
دوباره بستم زدم گفت رد کردی برگرد باز بستم زدم گفت نزدیک شد اینقدر کم کن ...کم کردم زدم ...گفت چکار میکنی خیلی کم کردی ...
حمید از پنجره کوچیک سنگر سرش آورد بیرون با صدای بلند گفت:
نزن لامصب بیت الماله!
گفتم:
چی بیت الماله؟ داداش بیشترش غنیمتیه!
گفت:
الان دست ماست یعنی بیت الماله!
گفتم:
تقصیر من نیست داوود هی میگه کم کن زیاد کن!
گفت:
شنیدم بلند شو برو دیدگاه ببین هدف با چشم معلوم!
خودت حساب کتاب کن بیاد بزن...
راه افتام رفتم پیش داوود گفتم:
چیه داداش ، ببینم چیو میخوای بزنی؟
یه جایی رو روی یال سمت راست ۱۹۰۰ نشون داد با دوربین نگاه کردم دیدم چهار پنج تا نیروی عراقی دارند با بیل و کلنگ کار میکنند . با قطب نما و حساب کتاب فاصلشون و سمتشون رو در آوردم دیدم با عددهای داوود تقریبا یکیه،پس چرا نمیخوره؟؟؟
برگشتم پایین و رفتم پیش حمید گفتم:
محاسبه داوود درسته ولی نمیفهمم چرا اینقدر گلوله ها پرتو پلا میخوره!
حمید گفت:
خرج کم و زیاد نذاشتی؟
گفتم:
نه بابا همون که تو جدول تیر نوشته گذاشتم!
یدفعه انگار مغز هردومون با هم روشن شد آره مشکل جدول تیر بود.
حمید گفت:
چندتا جدول تیر داری؟
گفتم:
یدونه ایرانی!...یعنی خدایی مخم هنگ کرده بود!همه رو با یه جدول تیر دارم میزنم حداقل سه چهار مدل گلوله داریم!
حمید گفت:
خسته نباشید! یعنی روسی و ایرانی و کره ای...همه رو با جدول ایرانی زدی؟
گفتم:
آره دیگه!فقط جدول ایرانی داریم بقیه که فله اومده جدول تیر نداره!
گفت:
بی سیم بزن داوود بگو تعطیل کنه، گلوله های غیر ایرانی هم جدا کن ببینیم چندتا میمونه!
گفتم:
همش رو هم ۵۰ شصتا داریم حالا جدا کنم دیگه چیزی نمیمونه!
گفت:
چاره ای نیست الکی زدن که فایده نداره
راست میگفت اینطوری فایده ای نداشت.
رفتم گلوله های ایرانی رو جدا گذاشتم کنار قبضه؛حدسم درست بود حدود ۳۰ تا بیشتر ایرانی نداشتیم بقیه هم غنیمتی بود.
یکی دوساعتی خط آروم شد و استراحت کردیم. نزدیکای عصر داوود دوباره اومد پیش ما... بساط چایی و نون پنیر آماده و مشغول خوردن بودیم دیدبان رفیق داوود درخواست گلوله کرد.
گفتم من میرم پا قبضه براش ردیف کنم.
مشغول شلیک بودم که دیدم یه ستون نیروی جدید وارد محوطه قله شد همونطور که نشسته بودم و قبضه هم وسط دوتا پام بود به نفر جلویی که احتمالا فرمانده شون بود گفتم:
اخوی اینجا تو دید دشمنه همه با هم وارد محوطه نشین از صبح گیر دادن به اینجا!
فرمانده شو که ظاهرا آدم باحالی بود با لبخند گفت:
میترسی؟
منم با یه حالت دوپهلو گفتم :
ترس که داره،ولی برا خودتون میگم!
ادامه دارد...
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero