🔈یدیعوت آحارانوت، به نقل از منبعی در وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی:
🔻ما با یک سونامی واقعی روبرو هستیم که بدتر هم خواهد شد.
🔻ما در بدترین شرایط ممکن قرار داریم و دنیا با ما یار نیست.
🏴از نوامبر ۲۰۲۳، جهان چیزی جز کودکان فلسطینی کشته شده و خانههای ویران شده ندیده است.
- اسرائیل هیچ راه حل یا برنامه ای برای روز بعد ارائه نمی دهد، فقط مرگ و نابودی.
🔻تحریم خاموش وجود دارد، اما گسترش و تشدید خواهد شد و ما نباید خطر آن را دست کم بگیریم.
- هیچکس نمیخواهد با اسرائیل ارتباط داشته باشد.
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
فردا جمعه دوم خرداد برابر روز ۲۵ ذی القعده مصادف با «دحو الارض» که خشکیها گسترده شده و زمین کعبه از زیر آبها بیرون آمده است،
شب و روز دحوالارض از ایام مهم عبادی در طول سال است.
از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست و پنج ذی القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت.»
آیت الله جوادی آملی بر اساس آیه شریفه " وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَی الْقُلُوبِ "، بر تعظیم شعائر الهی و گرامی داشت آنها، توصیه و تاکید میکند و روز «دحوالارض» را یکی از پربرکتترین روزهای ایام سال میداند، چرا که طبق برخی روایات زمین کعبه و حرم خدا، در این روز ظاهر گشته و گسترش یافته است.
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
رویداد های مهم دحوالارض :
این روز بزرگ مصادف است با رویداد های مهمی در تاریخ که شامل:
• میلاد حضرت ابراهیم (ع)
• میلاد حضرت عیسی مسیح (ع)
• خروج پیامبر اکرم (ص) از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجه الوداع.
در این روز، رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ به قصد حجه الوداع از مدینه با حضرت فاطمه (ع) و تمامى اهل بیت خود و اصحاب از راه شجره به مکه عزیمت نمودند.
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
شب دحو الارض، یعنی پهن شدن زمین از زیر کعبه به روی آب، و از شب های بسیار شریف است که رحمت خدا در آن نازل می شود، و عبادت کردن درآن اجر بسیاری دارد، و از حسن بن علی وشّاء روایت شده که گفته: من کودک بودم که با پدرم در شب بیست وپنجم ماه ذو القعده، در خدمت حضرت رضا علیه السّلام شام خوردیم، حضرت فرمودند امشب حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهما السلام متولّد شده اند، و زمین از زیر کعبه پهن شده،
و فرمودند: در این روز حضرت قائم (عج) قیام خواهد کرد.
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
اعمال روز دحو الارض :
روز دحو الارض، یکی از 4 روزی است که روزه گرفتن در آن روز بسیار فضیلت دارد.
در روایات آورده شده است که دعاها در این روز (دحوالارض) مستجاب می شود.
در روایتی حضرت علی علیه السلام فرمودند: در آن روز، اگر گروهى به ذكر خدا بپردازند، خداوند حاجتشان را پيش از آنكه متفرق شوند برآورده سازد؛ خداوند در اين روز هزار هزار رحمت نازل مىكند كه قسمتى از آن شامل كسانى است كه جمع گردند و به ذكر خدا بپردازند و روزش را روزه بدارند و شبش را عبادت كنند.
در این روز عبادت و اجتماع به ذکر خدا اجر بسیارى است، در این روز جز روزه و عبادت و ذکر خدا و انجام غسل به نیت روز دحوالارض، دو عمل دیگر وارد است: اوّل: نمازى که در کتابهاى علماى شیعه از اهل قلم روایت شده و آن دو رکعت است در وقت چاشت [بالا آمدن آفتاب تا پیش از گذشتن از وقت ظهر] در هر رکعت پس از سوره «حمد» پنج مرتبه سوره «و الشّمس» خوانده شود، و پس از سلام بگوید،
لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ
آنگاه دعا کند و بخواند:
یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ.
دوم دعا مخصوص که در مفاتیح آمده است
اللهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ ...
میرداماد (ره) در رساله اربعه ایام خود، در بیان اعمال روز دحو الارض فرموده است: زیارت امام رضا علیه السّلام در این روز افضل اعمال مستحب، و مؤکّدترین آداب می باشد.
@softzero
شب جمعه شهدا و درگذشتگان را یاد کنیم با ذکر صلوات و قرائت فاتحه
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
@softzero
این حساب ایکس متعلق به یک دیپلمات رژیم اشغالگر است
این پست را یک روز قبل فرستاده.
🤷🏻♂میگن امروز بدرک واصل شده
پی نوشت کانال :
حوثی ها را تهدید نکنید😡
کانال 👇
⌛️ساعت صفر| 🗒دستنوشته های آقای راوی⌛️
👆را به دوستان خود معرفی کنید
@softzero
روز بعد از تشییع محمدهادی، با تعدادی از بچههای تیپ راهی کاشان شدیم. این اولین باری بود که به کاشان سفر میکردم، اما دلم نمیخواست اینطور و برای وداع با فرمانده شهیدم به آن شهر بروم. کاشان برای همیشه در ذهن من یادآور آن روزهای غمبار است. اصلاً کاشان را با محمدتقی پَکوک میشناسم.
بهدلیل همزمانی تشییع و تدفین پیکر پَکوک با مراسم نورانی و محمدهادی، نتوانستیم خودمان را به آن مراسم برسانیم. روز سوم خاکسپاری رسیدیم کاشان و در مراسم سوم او شرکت کردیم.
تعدادی از بچههای سابق تیپ زودتر رسیده بودند و تعریف میکردند که مراسم تشییع بسیار باشکوه برگزار شده و جمعیت انبوهی حضور داشتند.
مسئولین سپاه کاشان درخواست کردند یکی از همرزمان پَکوک در مراسم سوم سخنرانی کند. بزرگترهای تیپ این وظیفه را به برادر عطایی سپردند. انصافاً هم خوب سخنرانی کرد؛ هم حماسی بود، هم عاطفی، و بخشی هم به خاطرات ناگفته از حضور پَکوک در مریوان و لشگر ۲۷ تهران اختصاص داشت.
با اینکه کاشان شهر بزرگی مثل تهران نبود، اما چندین بار مسجد از جمعیت پر و خالی شد. بعد از مراسم هم بر سر مزار پَکوک حاضر شدیم. باورش سخت بود که آنجا که ایستاده بودم، مدفن کسی بود که پدرانه مراقبم بود و او را مثل پدرم دوست داشتم.
چند دقیقهای که بر مزارش بودم، خاطرات دو سه ماه همنشینی و همصحبتی با او را در ذهنم مرور کردم. لحظهلحظهاش برایم ارزشمند بود؛ شوخیها، تادیبها، آموزشها، توصیهها... همه داشت بازمیگشت.
چرا ما آدمها اینطور هستیم؟
تا وقتی کنار کسی هستیم و با او زندگی میکنیم، قدرش را نمیدانیم؛ اما بلافاصله بعد از رفتنش یادمان میافتد که چقدر خوب بوده. و نه اینکه ندیده باشیم، نه... میدیدیم، اما برایمان اهمیت نداشت.
این را فقط در مورد شهدا نمیگویم.
فامیل، دوست، همسایه، کاسب محل، حتی آن رفتگری که هر صبح بیتوجه از کنارش رد میشویم... وقتی خبر فوتش را میشنویم، تازه یادمان میآید: "آخ، چه آدم بیآزاری بود."
این حداقل حرفی است که در مورد درگذشتگان میگوییم. خیلی کم پیش آمده بشنوم کسی بگوید: "خوب شد مُرد، مردم از دستش راحت شدند!"
کاش قدر یکدیگر را قبل از مرگ بدانیم. اینطور از زندگی خودمان هم بیشتر لذت میبریم.
بگذریم...
مراسم پَکوک هم تمام شد. قرار شد یکی دو روزی همه مرخصی بروند و بعد برای عزیمت به قلاجه، در پادگان ولیعصر تهران جمع شویم.
ورود به قلاجه اینبار برایم چندان دلنشین نبود. راستش یکی دو بار تصمیم گرفتم تسویه کنم، یعنی پایان مأموریت بگیرم و برگردم تهران. اما برخی اخبار از احتمال عملیات در غرب، باعث شد علیرغم عدم دلخوشی، بمانم.
علی ابراهیمی قبل از حادثهی کمین قلاجه قرار بود برای راهاندازی ادوات لشگر ۱۰ سیدالشهدا (علیهالسلام) به آنجا برود، اما با این اتفاق، برنامه عوض شد و ماند.
خیلی زود، فرمانده جدید تیپ و پس از آن فرمانده واحد ۱۰۷ معرفی شدند:
سید یوسف کابلی شد فرمانده تیپ ذوالفقار و محمدجواد متقیان فرمانده واحد ۱۰۷.
به همراه متقیان، حجت محمدی نیز به ۱۰۷ آمد. متقیان را در حد سلام و علیک میشناختم، اما کابلی را اصلاً ندیده بودم و فکر میکردم از جای دیگری آمده. خیلی زود متوجه شدم کابلی استاد علیرضا ناهیدی (فرمانده اسبق) و محسن نورانی بوده و در لشگر ۲۷ محمد رسولالله (ص) پیشکسوت محسوب میشود.
برایم زیاد فرقی نمیکرد چه کسی فرمانده باشد، و اصلاً فکر نمیکردم موضوع مهمی باشد؛ ولی بعداً تفاوت متقیان با پَکوک را فهمیدم و البته بیتجربگی من هم کمی مشکلساز شد.
تا آن زمان سابقه نداشتم در جایی باشم که فرماندهاش شهید شود و شخص دیگری جایگزین شود. همین موضوع کمی برای من و متقیان دردسر درست کرد.
متقیان قبل از آن در واحد ضد زره تیپ بود. اینکه سمتی داشت یا نه، یادم نیست، ولی قبلاً با پَکوک در ۱۰۷ بود و کاملاً با این سلاح آشنا. بعداً فهمیدم خودش چندان موافق این انتساب نبوده و بهزور گردنش گذاشته بودند.
بنده خدا هنوز یک ماه نشده بود که با من به چالش خورد؛ شرح آن را قبلاً در #بخاطر_مادرم نوشتهام.
خیلی زودتر از آنچه فکر میکردیم، اعلام جابجایی شد. در نیمهشبی، قرار شد کل تیپ بهصورت چراغ خاموش از مسیر جاده پایین سرپل ذهاب که بخش عمدهاش خاکی بود، به سمت پاطاق و از آنجا به منطقه شیخ سِلِه و بمو (ارتفاعی نسبتاً بلند در شمال سرپل ذهاب) برود.
تمام واحدها وسایلشان را بار کامیونها کردند. ما هم با سه خودرو خودمان، به ستون در جادهی خاکی بهسمت پادگان ابوذر و تنگه پاطاق حرکت کردیم.
جاده باریک بود. بعضی جاها بهقدری تاریک بود که اصلاً دیده نمیشد. مجبور شدیم برای اینکه خودرو از جاده منحرف نشود، یک نفر با چفیه سفید روی دوشش جلوتر از خودرو، وسط جاده راه برود و خودرو پشت سرش حرکت کند.
خیلی وحشتناک بود. سرعتمان کمتر از ۱۵ کیلومتر بود. بارها نفر پیاده خسته میشد و تعویض میشد...
ارتفاعات بمو از سمت ایران صعبالعبور بود و امکان بالا رفتن از آن وجود نداشت. اما از سمت عراق شیب ملایمی داشت و دشمن بالای آن مستقر بود.
دلیل اینکه چراغ خاموش حرکت میکردیم، هم همین بود؛ چون از بالای بمو، بخش عمدهی مسیر سرپل ذهاب و منطقه شیخ سِلِه در دید دشمن قرار داشت.
ادامه دارد...
کانال ⬇
⌛️ ساعت صفر | دستنوشتههای آقای راوی ⌛️
@softZero