- سُهاٰ .
مُحَرَم را به ایرانیان برسانید . . سُهاٰ
مثلا شب نهم انقدر بخونم ؛
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد . .
که همونجا جونمو بدم برات :)
سُهاٰ
ای اهل حرم
میر و علمدار نیامد
سقای حسین
سید و سالار نیامد
علمدار نیامد . .
سُهاٰ
- سُهاٰ .
نام معشوق نبر، نزد من از عشق نگو عشق دیریست که در پیچ و خم عباس است . . سُهاٰ
آب هم شرمنده عباس شد . .
سُهاٰ
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقامون بالاخره قراره بره کربلا . . :)
سُهاٰ
- سُهاٰ .
یعنی باور کنم ؟ سُهاٰ
شب دهم وسط روضه دیدمت آقا
میان گریه چه بی اختیار خندیدم . . :)
سُهاٰ
بچه که بودم، فکر میکردم در روزهای اول محرم یک جنگ در گرفته و هر روز یک نفر به شهادت رسیده و فردا نفر بعدی.
فکر میکردم علی اصغر را روز هفتم کشته اند، علی اکبر را روز هشتم، حضرت عباس را روز نهم و روز دهم هم امام حسین علیه السلام..
در همان عوالم کودکی فکر میکردم چه مصیبت بزرگی است اینکه هر روز یک عزیز از دست بدهی و فردا هم منتظر داغ جدیدی باشی.
اما کم کم فهمیدم همه را یک صبح تا غروب کشته اند.
مصیبت بزرگتر شد.
تصور کن تا میایی برای یکی اشک بریزی دیگری عازم میدان است.
امان نفس کشیدن نمی دهد این داغ ها.
حالا فکر کن اگر قرار بود عاشورا را فقط عاشورا گریه کنی، دق میکردی.
اینجاست که امام مونسی دلسوز است و نمیگذارد تو با داغش جان بدهی.
برای غمش هم بساط پهن میکند و بزم اشک به راه می اندازد تا تو وسعت این مصیبت را یکجا نچشی و آرام آرام آماده ی عاشورا شوی.
آرام آرام اشک بریزی تا عصر روز دهم خسته باشی و نفهمی چه گذشت.
ما دو ماه عزاداری میکنیم که عصر عاشورا نمیریم.
_حسین حقیقی
سُهاٰ