سُهاد ؛
--
در این سرای بی کسی کسی به در نمیزند
به دشت پُر ملال ما، پرنده پر نمیزند
هوشنگ ابتهاج
میخواست نشانی بدهد رسمِ ادب را؛
"عباس" شود ، رهبرِ صد ها چو وهب را؛
در شأن ِادب ، پیمبرش آمده است؛
یک روز پس از برادرش آمده است..
_آراد اشرفی
هدایت شده از اتاق ِ۴۷۰ .
پرسید زاهد معتقد هستی به محشر ؟
گفتم که آری چشمهای محشری دارد .