میخواست نشانی بدهد رسمِ ادب را؛
"عباس" شود ، رهبرِ صد ها چو وهب را؛
در شأن ِادب ، پیمبرش آمده است؛
یک روز پس از برادرش آمده است..
_آراد اشرفی
هدایت شده از اتاق ِ۴۷۰ .
پرسید زاهد معتقد هستی به محشر ؟
گفتم که آری چشمهای محشری دارد .
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
-مولانا